به هر حال من سعی می کنم همیتان را دوست داشته باشم.
قرآن. سلمان فارسی (روزبه).خدا ......
آن زمان ها قرآن خوان بودم .می پرستیدمش چون فکر میکردم از طرف خداست .بعد ها به دلایلی فهمیدم این طور نیست .اصلا خدا اینقدر نمی تونه خشن و وحشتناک باشه !!
پس تحقیق کردم .از این از آن از کتاب های طرد شده (عاقبت خودمم هم همینه)بلاخره فهمیدم شخصی به نام سلمان فارسی نویسنده قرآن بوده پس از قرآن بدم آمد و از شخصیت او به همچنین.کتاب ها و تاریخ می گویند جادوگر مقتدری بوده.
زمان گذشت تا کمی به خدا (خودم )نزدیکتر شدم دوباره آیات مبارک قرآن را خواندم و با قوانین جادوگران مطابقت دادمشان دیدم سلمان هدفی بزرگ داشته اما در راهش اشتباهتی را نیز کرده از خودم پرسیدم آخر مگر جادوگری به این بزرگی اشتباه هم می کند ؟از رایت پرسیدم .او گفت جادوگر به معنی شکست ناپذیر نیست .گفتم اشتباه چه ؟جوابی نیامد.
هدف سلمان را به دین گونه یافتم .انسان های آزاد از دست شیطان (سایه های گلی ).به طور کلی دیدم او می خواست به انسان ها یاد بدهد که چگونه رها شوند .در آیین ها و مردمان پارسی .ایلامی. گشتم .و آنان را خیلی بزرگ یافتم نه هم یشان را .نه .اکثرشان را.دیدم آزاد بودند حداقل از امروز ما
نشستم بر روی زمین .کاملا سرد شده بودم از تصمیمی که داشتم میگرفتم .چیزی از درون می ترسید و مرا تهدید به عذاب های جهنمی می کرد.بلاخره بر آن غلبه کردم و تصمیم گرفتم راه را ادامه دهم من می روم نه از اینحا به جایی دیگر منظورم هم سایت نیست .نه.من می روم به سفر درون می روم برای نابودی شیطان درونم .من آزادم نه در بند.چله نشینی ام در راه و نیاز مند به دعای دوستان
(چله نشینی آیینی است در بین پارسیان .یعنی در ۴۰ شبانه روز با خدا می مانی تا از شیطان آزاد گردی)
دعایم کنید از بی ادبی هایم مرا ببخشید باشد که از ته دلتان باشد.باز می گردم.
سپنتا


