تبليغاتX
مغان
این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:



دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬
غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.


+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/11/06 و ساعت |
 سلام و درود فراوان

دیروز کاملا انتفاقی ( واژه کهن روابط تقدیری ) با دوستانی قدیمی  از انجمنی قبلی برخورد داشتم

این دوستان انجمنی البته در بادیه ای وسیعتر از  جادوگری دارند  بنده حیفم آمید که دایره دوستان و خوانندگان وبلاگ در این رخوت بسر برند ( تا موقعی که انجمن خودمان  را به همراهی رایت و مابقی راه اندازی کنیم )  لذا بنده کلیه مطالبم را هم آنجا کپی کردم و در آنجا برای ادامه مباحث و سوال و جوابها در خدمت خوانندگان و دوستان همیشگی . خواهم بود . در صورت تمایل به این ادرس مراجعه کنید .
  
http://www.mavara.co.cc/index.php
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/09/03 و ساعت |

بخش آخر مدیتیشن زیر نظر مربی که شامل 3 مدیتیشن است امروز برای خوانندگان تقدیم میگردد امیدوارم این سلسله مقالات مانند روزنه ای هرچند کوچک  جهت رسیدن به  آرامش و تکامل کمالات فردی برای خوانندگان عزیز باشد. 

 

مدیتیشن مسرت ( لذت )

مراحل تصویر سازی

حسی مملو از مسرت را تصور کنید . احساس کنید که که  منفذی بالای سر شما گشوده شده .  و این حس لذت و مسرت از این منفذ  شناور مانند به سوی سرتان حرکت میکند.

این حس سر و گردن شما را در بر میگیرد . و همچنانا با گسترشش در بدنتان شانه و دستانتان را پر میکند . حس مسرت حال قفسه سینه و قلبتان را پر میکند . اکنون قلب شما مالا مال از حس مسرت و لذت است . حس لذت خرامان شروع به پر کردن شکمتان مکیند و به پشت شما نفوذ میکند . که از آنجا به پاها و پنجه پا وارد میشود . حال تمامی اعضای بدنتان مملو از حس مسرت و لذت است .

شما پر از حس لذت هستید . حال ابن حس شروع به گسترش و خارج شدن از بدنتان میکند . این حس گسترش پیدا کرده و تمام افرادی که پیرامون شما در خانه هستند را پرمیکند .حال این حس دور ودور تر میرود تا حدی که کشور را میگیرد . و این حس چنان گسترش پیدا میکند که اول کل کره خاکی را میگیرد و بعد کل کهکشان را . بالاتر از سیارات و بالاتر از ستارگان گسترش پیدا میکند . و کل کیهان از حس لذت شما سیراب میگردد . 

 

این مدیتیشن به ما میاموزد که چگونه حس مسرت را به پیرامونمان منتقل کنیم و تبدیل به فردی گردیم که همیشه در هر جمعی که حظور مییابیم  بارقه های مسرت از ما به جمع بتابد .

 

مدیتیشن  گل

مراحل تصویرسازی

 

تصور کنید که شما گلی زیبا هستید .  از چه نوعی هستید  ؟ رنگ گلبرگاهیتان را ببینید . و قدر این مطلب را که الان یک گل زیبا هستید کامل درک کنید .

فردی نزدیک میشود و شما را از یک مغازه گلفروشی خریداری میکند و شما را درون گلدانی پر از آب قرار میدهد . شما از نیروی آب  به درون خود انرژی میکشید و از همیشه زیباتر جلوه میکنید . شما تر و تازه هستید و عطری دلپزیر را به محیط پراکنده میکنید . حال همان فرد شما را روی میز قرار داده و به بودا تقدیم میکند . شما با جلوه خاصی در گلدان خودنمای میکنید و به تمامی افرادی که شما را میبینند حس مسرت و خوشی القا میکنید .

یک روز میگذرد و به آرامی رنگ کلبرگهای شما میپرد . و دیگر راحیه دلپذیر قبلی را به محیط منتقل نمیکنید . با گذر زمان کم کم گلبرگهایتان فرسوده شده و رنگشان را از دست میدهند . شما زشت و پژمرده شده اید .

هرچند که اکنون گلی پژمرده هستید . ولی شما  هنوز احساس شادی را در قلبتان را حفظ کرده اید چون میدانید که نقش مهمی را قرار است  ایفا کنید که همانا یادآوری این مطلب مهم به مردم است که  هرچیزی در گذر زمان محکوم به تقییر حالت است  و این قانون  حتی بر تمام اعضای بدن فیزیکی افراد هم دلالت دارد و آنها هم روزی مانند گلبرگهای شما پژمرده شده و روزی هم نابود خواهند شد پس بنابر این  باید همه این مطلب را به یاد داشته باشند که هیچ چیز در وجودشان دراین دنیا پایدار نیست و همیشه باید در زمان حال زندگی کنند . نه در آینده و نه در خاطرات گذشته . 

 

مدیتیشن آب

مراحل تصویرسازی

تصورکنید که آبی پاک هستید . فردی به شما نزدیک شده و شما را درون کاسه ای کوچک میریزد. و بعد شما را به بودا تقدیم میکند

شما به آرامی در کاسه قرار میگیرد و شادمان هستید چون میدانید که نقش مهمی برای ایفا کردن دارید . شما سمبل پاکی آرامش و خلوص هستید  شما به مردم یادآور میشوید که به گفته های  بودا پایبند باشند دستوراتی که همواره باعث پاکی ذهنشان میگردد.

آب برای پاک کردن چرک و کثافات استفاده میشود وقتی کسی شما را میبیند ناخوداگاه حس آرامش و شادی میکند . این بخاطر این است که آنها به یاد آورده اند که همیشه میتوانند ناپاکی ها ذهنشان را شسته و دور کنند .آنها باید غرور و نا مهرابانی را شسته و از  خود دور گردانند. و باید مانند شما پاک و خالص باشند . 

بودا فردیست که از ناپاکی ها و گرایشات پست و دنیوی  نیت بد و بی تفاوتی مبراست . ما همه باید مانند بودا باشیم و تمامی این تاریکی های روحی را از خود زدوده و به خلوص و پاکی فکر و روحمان دست یابیم

 

تصور کنید که کوزه ای  پر آب هستید و به مردم حس خلوص و پاک بودن را یاد آور میشوید .    

 

 

دوستان و خوانندگان عزیز منتظر نظرات نهای شما درباره کل این مجموعه  مقالات هستم

بدرود . 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/08 و ساعت |

مدیتیشن نور

مراحل تصویر سازی

 تصور کنید که شما شمع هستید . فردی به سویتان آمده و فتیله شما را روشن میکند . حال شما با نوری کوچک به رنگ نارنجی به آرامی شروع به سوختن میکنید . و از این نور نارنجی تماما بدن شما هم به رنگ نارنجی در می آید . احساس کنید که از شما نوری نارنجی رنگ با گرمای مطبوعی انتشار پیدا میکند . فردی شما را برداشته و روی میز محراب معبد قرار میدهد .

نور گرم و نارنجی شما نشانگر گرمای دانش و فرزانگیست . حال شما  تابناک میدرخشید  . و تا حد امکان تابناک میگردید . و با این کار تاریکی بی تفاوتی را از خود دور میکنید . درخشش و نور پراکنی شما سمبل تعلیمات بودا میباشد . زیرا تعالیم بودا همیشه هنگامی که ما در تاریکی هستیم راهی به سوی  روشنهای  را نشان  میدهند . هنگامی که ما عصبانی میشویم و بد رفتاری میکنیم درست مانند این است که در تاریکی قرار داریم. و ما نیاز به روشنایی تعالیم بودا برای یافتن راهی برای خروج از تاریکی هستیم .

و نور شما به مردم کمک میکند که بیاد بیاورند هرگز در تاریکی گرفتار نباشند بلکه خود را با نور بودا روشن گرداند .

شما نوری نارنجی و تابناک هستید. احساس کنید که گسترش پیدا میکنید و نور شما دورتر و دورتر میرود تا حدی که تابش شما کل معبد را فرامیگیرد . و دورتر و دورتر میرود تا حدی که کل کشور و جهان را فرامیگیرد . حال شما به بزرگی کره خاکی شده اید و نور شما به تاریکی میتابد و به تمامی جهات گسترش پیدا میکند  نور فرزانگی شما به همه صلح و آرامش را یادآور میشود . به پخش نور نارنجی خود به تمامی جهات ادامه دهید .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/07 و ساعت |

مدیتیشن رنگین کمان

 تذکری دوستانه : این مدیتیشن میزان قابل توجهی انرژی را از بدن به بیرون و در نهایت به داخل شارژ میکند دوستانی که مشکل تنفسی و قلبی دارند در هنگام انجام  این مدیتیشن مسائل ایمنی را بیشتر مراعات کنند .

مراحل تصویر سازی

تصور کنید که بدنتان سبک و سبکتر میشود . تمامی رنگهای رنگین کمان را ببینید و احساس کنید که بدنتان تبدیل به تمامی رنگهای رنگین کمان میشود .

حال شما با رنگی قرمز می تابید  . بدنتان به رنگ قرمز در می آید . احساس کنید که به محیط پیرامون انرژی و قدرت میدهید. حال شما حسی مملو از قدرت و انرژی دارید  

حال شما با رنگی نارنجی میتابید . بدنتان به رنگ نارنجی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون خوشی و مسرت میدهید. حال شما حسی مملو از خوشی و مسرت دارید

حال شما با رنگی زرد میتابید . بدنتان به رنگ زرد در می آید احساس کنید که به محیط هوش و ذکاوت میدهید. حال شما حسی مملو از هوش و ذکاوت دارید

حال شما با رنگی سبز میتابید . بدنتان به رنگ سبز در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  تعادل و حس نوع دوستی میدهید. حال شما حسی مملو از تعادل و نوع دوستی دارید .

حال شما با رنگی آبی میتابید . بدنتان به رنگ آبی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  آرامش میدهید. حال شما حسی مملو از آرامش دارید .

حال شما با رنگی نیلی میتابید . بدنتان به رنگ نیلی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  لطافت  و نجابت میدهید. حال شما حسی مملو از لطافت و نجابت دارید .

حال شما با رنگی بنفش میتابید . بدنتان به رنگ بنفش در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  زیبای و حس احترام به خود  میدهید. حال شما حسی مملو از زیبایی و احترام به خود  دارید .

 

شما اکنون یک رنگین کمان هستید . رنگهای شما به همه جا تابش میکند . احساس کنید که بزرگ و بزرگتر میشوید و رنگهای شما دور و دورتر میتابند تا حدی که تمام اتاقی را که در آن قرار دارید میپوشانند . بعد گسترش پیدا میکنند تا همه کشور را فرامیگیرند و تا حدی بزرگ میشوید و دامنه تابش رنگها هم دور و دورتر میشود که تمام جهان  را میپوشانید . در حالی که شما تمامی رنگها را میتابانید در همان حین  شما قدرت مسرت ذکاوت تعادل آرامش نجابت و زیبایی را هم گسترش میدهید .

شما همچنان بزرگ و بزرگتر هم میشوید و به تمام کیهان نور و نیرو پخش میکیند . رنگهای درخشان شما در تمام جهات کیهان میتابند و در کل کهکشان گسترش می یابند

به آرمی تمام رنگها با هم ادغام شده و جریانی از نور سفید رنگ را تشکیل میدهند . حال این  نور سفید رنگ  شروع به ریزش بر روی شما کرده و از فرق سر وارد شده و به قلبتان جریان پیدا میکند .. احساس کنید که این نور سفید به قلبتان وارد میشود .  

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/05 و ساعت |

 

مدیتیشن  تهیج کنند ( مدیتیشن عود)

 در فلسفه بودایی عود  سمبل  رایحه  خوش سلوک معنویست . و به هر فرد  ترویج ارزشهای معنویی را یاد آور میشود .

 

تصور کنید که شما یک شاخه  عود هستید . فردی وارد میشود و با کبریت آتشی بر می آفروزد .  و شما (عود)  را با این آتش روشن میکند .حال شما در حال سوختن هستید

در همان حال که میسوزید . بدن شما رایحه خوشایندی را به اطراف میپراکند .  این رایحه در هوا پراکنده میشود و گسترش پیدا میکند .و باعث لذت و خوشی در دل تمام افرادی میشود که در معرض رایحه خوشتان  قرار میگیرند .

حال همان فرد شما ( عود )  را به بودا تقدیم میکند و در کوزه  عود قرار میدهد . شما خوشحال در ظرف عود جای میگیرید چون میدانید که نقش مهمی را قرار است ایفا کنید . رایحه شما سمبل رایحه خوش  سلوک معنویست  که به مردم  ترویج ارزشهای اخلاقی را یاد آوری میکند . این بوی خوش در تمام جهات کره زمین گسترش پیدا میکند .

هنگامی که شما میسوزید . به مردم یاد آورمیشوید که بدیها . بی مهری ها و غرور را سوزانده و از خود دور گردانند . آنها باید سعی کنند تا مانند شما باشند که با سوزاندن کارهای خودپسندانه شان رایحه خوش و خوشبختی را به جهان عرضه گرداند . باشد تا  با هر باز دمی که افراد انجام میدهند  دنیا پر از سرور و عشق گردد .و شما هم به گسترانیدن رایحه خوشتان به تمام جهات ادامه دهید .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/04 و ساعت |

مدیتیشن  نیلوفر آبی

 

یکی از  کمالات فردی زندگی کردن  مانند گل نیلوفر آبی است که از درون مرداب  میروید و روی سطح مرداب شکوفه میزند . ما هم میتوانیم از درون رنجها و دردسرهای زندگی روییده  و مانند گل نیلوفر آبی  شکوفه کنیم .

 

مراحل تصویر سازی

تصور کنید که شما دانه گل نیلوفر هستید که زیر یک  مرداب دفن میباشید . دور و بر شما را لجن های مرداب فرا گرفته . به وضوح میتوانید حسشان کنید . دقیقا بالای سر شما بالاتر از مرداب پر از لجن و کثافت هوای تمیز و تشعشعات حوس انگیز خورشید قرار دارد.  شما  نا امید نیستید برای همین شروع به سفر رو به سوی  سطح مرداب میکنید.

با قلبی مصمم . شروع به تکان خوردن درون زمین میکنید  . شما شروع به گسترانید ریشه میکنید که در اعماق زمین گسترش میابد . ساقه ها نحیف و کوچکتان هم به آرامی شروع به رشد رو به بالا میکند .  و ناگهان . " پوف " شما به سطح مرداب رسیده اید  . ساغه هایتان قویتر و بزرگتر میشوند . و کم کم شما سر بر میاورید . و کم کم  بالاتر و بالاتر میروید تا هنگامی که شما  ناگهان کاملا از سطح مراب هم فاصله میگریید. و شروع به رسیدن به خورشید مکنید که به شما گرما میبخشد .  گلبرگهای شما به ارامی رشد میکنند و تعدادشان  زیاد میشود و در نهایت شما شکوفه میکنید  .گل نیلوفری سفید هستید . که با زیبای خاصی روی سطح مرداب قرار دارید  و هیچ اثری از کثافت و لجنی که از آن روییدید بر روی شما نمایان نیست . شما سفید خوش رایحه و زیبا هستید .

هرکسی شما را میبیند مجذوب زیبای شما میشود . و تصمیم شما برای رویش از مرداب و تبدیل به گل نیلوفر شدن به انها حس رویش از میان  مشکلات  و دردسرهای زندگی را القا میکند  که درست مانند گند و کثافت زندگی را فرا گرفته اند .

گل نیلوفر آبی تمام این مراحل را گذرانده تا به ما نشان دهد و که همه میتوانیم کاری را که گل انجام داده انجام دهیم . ممکنه همه ما مشکلاتی در زندگی داشته باشیم ولی باید این را هم بدانیم که همه ما نیروی نهانی  پیشرفت و رشد از میان مشکلات و ریسدن به روشنفکری را  هم داریم .

 

شما گل نیلوفری سفید و زیبا هستید  . و نقش شما  همانا یادآوری این مطلب مهم به مردم است که " هر فردی میتواند از میان مشکلات و دردسرهایش برویید و سر بر آورد  درست مانند شما که از مرداب پر از لجن و کثافت رویده و سر بر آورده اید "       

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/01 و ساعت |

با سلام

از همه دوستانی که در این مدت کوتاه  پیام دادند تشکر میکنم . خوشحالم که تنها نیستم .

حال به بخش دوم میپردازیم

 

     3 تمرکز ذهن

در این مرحله هدف تمرکز ذهن روی یک تقطه است .

تصور کنید که نقطه ای بر روی لب بالای شما قرار دارد حال  روی آن تمرکز کنید . در حالی که کاملا وانهاده هستید تماما حواس و انرژی را به  این نقطه گسیل دهید اجازه بدهبد که هرچه در ذهن شما هستند شروع به حرکت کرده و از شما دور شوند همیشه هنگامی که احساس کردید که با قلیانات ذهن ناآرامتان همراه گشته اید دوباره به نقطه مورد نظر برگردید . اجازه ندهید جریان ذهنییتان شما را به ناکجا ببرد .

   4 گسترش ذهن

هنگامی که کاملا احساس کردید که بدن و ذهنتان به کمال سکوت . آرامش و وانهدگی رسیده . شما برای  صعود به پله چهارم آماده هستید که در واقع مدیتیشن واقعی همین  مرحله است که در نهایت باعث به نتیجه رسیدن جستجوی های درونی برای جواب به هر سوالی است که در ذهن دارید . شما در این مرحله با تصویر سازی ذهنی که در واقع تماشای یک فیلم سیتنمایی بر پرده ذهنتان است به راحتی آرام میشوید . عشق شما را فرا میگیرد و ..  و در نهایت تبدیل به آدمهای مثبتی در زندگی خود و دیگران خواهید شد

 

  5 فعالیتهای پر بار  ( بازگشت )

به صورت خیلی آرام و روان توجهتان را به بدنتان معطوف کنید تک تک اعضای بدنتان را  احساس کنید  به آرامی انگشتانتان را تکان دهید . سرتان را پچرخانید و هنگامی که این  آمادگی را در خود یافتید چشمانتان را بگشایید .

حال زمان صعود به پله پنجم میباشد . تمامی انرژی را که در بدنتان  از طریق مدیتیشن وارد و باز تولید شده به نیروی نبوغ . روشن بینی و از همه مهمتر به  هشیاری روی کارهای مهم تبدیل کنید .  یاد بگیرید که این انرژی را تبدیل به کارهای پربار هنری مثل رقص .موسیقی و نقاشی کنید .حتی به کار و فعالیتهای اقتصادییتان رونق ببخشید .

 

همانگونه که همراهان عزیز دریافته اید  در این کتاب کل هدف مدیتیشن در زندگی روز مره ساخت افرادی موفق برای خود و جامعه میباشد.  البته بهتر از من میدانید که پله  4 ام این نوشتار کلید مدیتیشن میباشد بله در این مرحله حساس است که انسان جادو میکند .

در این کتاب برای مرحله  گسترش ذهن انواع روشهای را که برای هنرجویان آن سطح مناسب است . توضیح داده شده که شامل

1-       مدیتیشن نیلوفر آبی

2-      مدیتیشن تهیج کنند

3-      مدیتیشن رنگین کمان

4-      مدیتیشن نور

5-      مدیتیشن لذت

6-      مدیتیشن گل

7-      مدیتیشن آب

میباشد . به مرور همه موارد  در مقالات بعدی توضیح داده خواهد شد.

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/02/30 و ساعت |

مقالاتی که قول داده بودم از کتاب  مدیتیشن زیر نظر مربی  که در مدارس بودایی تدریس مبشود را سعی میکنم در چند پست مختصر و مفید ارائه بدم .

اول از خود کتاب شروع میکنم کتاب جزوه مانند بوده و حدود 25 صفه است .

از چگونگی و روشهای شروع مدیتیشن آغاز میگردد و با توضیح روشهای مدیتیشن های

  (  نیلوفر مهیج رنگین کمان نور مسرت گل - و در نهایت  آب )  پایان میگیرد این کتاب در مدارس بودایی در سطوح پایه تدریس میگردد و تحط نظر مربی همه دانشپژوهان این روش باید در این مراحل به تبحر برسند تا درهای ترقی یکی پس از دیگری به رویشان گشوده گردد و مسیر واقعا سخت و طاقت فرسای بودائیسم را بپیمایند . حال هامنگونه که فهرست شده به توضیح روشها میپردازم .

چگونه باید مدیتیشن کرد

در این سطح مدیتیشن  شامل پنج پله کلی است .

1-       وانهاده و ریلکس کردن بدن

2-      تنفس عمیق

3-      تمرکز ذهن

4-     گسترش ذهن

5-      فعالیتهای پربار

 

حال به توضیح هر کدام میپردازم

1-       وانهاده و ربلکس کردن بدن

در این مرحله بعضی از تمرنات  و حرکات کششی برای بدن و حتی افرادی که یوگا کار کرد ه اند بهترین راه برای وانهاده و آرام کردن اعضای بدن است . بعد از انجام این حرکات فرد باید شروع به آرام کردن تک تک اعضای بدن خود کند . که از نوک انگشتان پا شروع میشود و در نهایت به فرق سر فرد می انجامد . یکی از روشهای زیبای ریلکس  شدن روش ابشار طلایی است که به تفضیل توضیح میدهم

  روش ابشار طلایی

تصور کنید که ابشاری ازجریان آرام نور سفید و طلایی بر  روی شما که در زیر آن هستید در جریان است ابشار نور شروع به ریختن روی سرتان میکند که به سرتان کمک میکند تا وانهاده و آرام گردد . شما احساس ارام شدن سرتان را میکنید ایشار در مسیرش رو به پایین شروع به ریختن روی گردن و شانه های شما میکند و همان سناریو تکرار میشود حال مسیرش را  از روی  دستان شما ادامه میدهد تا به پشتتان میرسد و با آرم کردن تمام اندام ها در طول مسیرش خارج میگردد این ابشار حال از روبر بدن روی سینه و شکمتان میریزد که مسیرش را با رد شدن از پاها و کف پا ادامه داده و باعث وانهادگی همه اعضایی که در مسیرش انها را لمس کرده میگردد . حال تصور کنید که آبشار زیبای نور سفید و طلایی روی تمام بدن شما که اکنون آرام و ساکت شده  میریزد . حال شما بینهایت وانهاده و ساکت هستید.

 

 

2-      تنقس عمیق

حال باید به صورت نشسته روی زمین قرار گرفت که انوع مختلف دارد و ساده ترین آن چهار زانو نشستن خودمان است به گونهای که  پای چپ روی پای راست قرار میگیرد .

باید همیشه سعی کرد که کمر کاملا بصورت عمودی و راست و در حالت وانهاده قرار داشته باشد بدینسان جریان طبیعی انرژی به راحتی میتواند در طول ستون فقرات به بالا و یا پایین حرکت داشته باشد .

چشمایتان را ببندید

چند دقیقه تنفس عمیق انجام دهبد بگونه ای که تا سه شماره هوا را به درون ششهایتان فرو دهید مدت کمی هوا را در ششها نگه دارید و با سه شماره ارام آن را بیرون دهید .

هنگامی که  مرحله اول عمل تنس عمیق را انجام میدهید تصور کنید  انرژی تازه که شامل عشق و مسرت و آرامش است وار بدنتان میگردد

هنگامی که مرحله آخر تنفس عمیق را انچام میدهید تصور کنید که تمام احساسات منفی شما  شامل  غم و اندوه و روزمرگی و خشمن و کرختی از دماغتان همراه باز دم هوا بیرون آمده و بدنتان را ترک گفته و ناپدید میشوند .

 

قکر میکنم برای روز اول تا این مرحله کفایت میکند و برخلاف ظاهر ساده به نظر من خشت  اول و پایه تمام  تمرینات روحی است برای همین از خوانندگان  تقاضا دارم تمام مراحل تا حد گفته شده در جلسه اول  را انجام دهند و نتیجه و تجاربشان  را در ستون نظرات منعکس کنند

برخلاف مقالات دیگر این بار تنها در حالتی که متوجه شوم حداقل  تنها یک نفر با من همگام شده است  مقالات و مابقی تمرینات عملی را که همه همشتاق آنها بودید ادامه خواهم داد و در غیر این صورت این ساسله مقالات ادامه پیدا نخواهد کرد . منتظر نظرات دوستان هستم  بدرود .  

 

 

   

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/02/29 و ساعت |

درود فراوان به همسفران و پویندگاه راه آرامش و ابدیت

در سفری که به یکی از کشورهای جنوب شرقی آسیا داشتم . شانس با من یار بود و توانستم از نزدیک با جامعه اکثرا چینی اون کشور که بودایی بودند از نزدیک برخورد و تبادل اطلاعات داشته باشم . با کمال تعجب دبدم که در اون طرف کره زمین همانگونه که در این طرف  - یعنی کشورهای که موطن ادیان ابراهیمی هستند – باب است یک فرد با این اداب و سنن وروشها زاده میشود زندگی میکند تشکیل خانواده میدهد و در نهایت سفر این دفعه زمینی خود را به پایان میرساند . روشها و سنتهای بودا در تمامی ارکان زندگی آنها در جریان است از سلام دادند گرفته تا خوردن تا دیدن تا مشورت کردن . مغازهای فروش ادوات و نیازهای مدیتیشن و حتی جادوگری و سنگها و گوی ها مربوطه که اونها به نام فنگ شوی بیشتر میشناختند در همه جا دبده میشد درست مانند عطاریهای ما خیلی حیفم آمد که یک فرد مشتاق  تحقیق حتی دنباله روی این روش مثلا در کشور ما واقعا  باید حسرت یک دونه کوارتز را بکشد در حالی که  انواع تورمالین . چشم ببر.  سنگ ماه – انواع آماتیسیت وغیره به وفور انجا در دست مشتاقان قرار داشت  . بگزریم به هرحال به من ثابت شد که زمین خواستگاه فرهنگها روشهای مختلف است و حتی اینترنت و دنیای مجازی هم درسته که از لحاظ اطلاعات و سرعت گسترش آن دنیا را به دهکده ای کوچک تبدیل کرده ولی شنیدن کی بود مانند دیدن . برای تحقیق  پیرامون هر روشی باید به زادگاه آن  سفر کرد .

در پی سوال سپنتای عزیز که کاملا مقارن با این تجربه من در  باره مدیتیشن و روشهای بودایی و نگرش اون به این مطلب شد

تصمیمی دارم که  سلسله مقالاتی رو از کتابی که در مدارس انجا به نام مدیتیشن تحط نظر مربی  تدریس میشود را در این وبلاگ  قرار دهم تا خواننده واقعا سرگردان ایرانی ما با زبان بسیار ساده و سلسله مراتب وار با مدیتیشن آشنا گردد .  تا اونجایه که وقت کم من بعد از بازگشت به من اجازه داده و کتاب را مروری جزیی کرده ام باید به دوستاداران تمرینات عملی این مژده را بدهم که به نظر میاید .که کل کتاب عمل است و امیدوارم این بار خوانندگان عزیز  نویسندگان وبلاگ را  به زنبورهای  بی عسل متهم نکنند .

درآخر دراولین فرصت قول قرار دادن سلسله مقالات مدیتیشن تحط نظر مربی را به همه خوانندگان میدهم .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/02/28 و ساعت |

به نظر شما جادو جیست ؟

 

در این 4 سال گذشته بعد از اتمام دوره دانشجوایم شانس با من یار بود و توانستم مطالب و متون زیادی  را از مکاتب و مسالک  مختلف  با کمک موهبت بزرگی به نام اینترنت البته بصورت رایگان – دزدیده - و بخوانم  ( خداوند ببخشایدم ) حالا هی به رایت بگید چرا کتابتو میفروشی برای این که امثال  مثل من نیان در نهایت بگن فلان کتاب و دزدیدم و خوانیدم .  برای همین اگر بخواهم از دیدگاه مکاتب و مسیرهای خاصی به این سوال پاسخ بدهم جوابم جوابهای کلیشه ای و البته با انشایی عالی از زبان هر کدام از مکاتبی که خوانده ام  خواهد بود . ونظر من هم شالوده و تجربیات خودم و دوستانم که جالبه اغلب پیرو مکاتبی خاص خود هستند میباشد در نهایت این متن تنها نظر بنده مبنی بر خوانده ها و مباحثات و البته  تجربیات بنده  حقیر از عالم سکوت آرامش و درونم میباشد.

جادو واژه ای است که برای عموم با مفهومی با بار منفی  جا افتاده و کلا نگرشی منفی در باره اش در میان مردم وجود دارد  که البته این طرز فکر را ما باید دست آورد دوران تاریک حکومت کلیسا بر اروپا بدانیم که هر مکتبی را که از خود نمیدانستند به جادوگری تاریک  . سیاهی و از همه مهمتر همکاری و سرسپردگی به قدرت تاریک کیهان که نمایند بارز آن در دین مسیحیت و کلا ادیان الهی ابراهمی همان ابلیس معروف به شیطان هست . نسبت میدادند . البته بی ربط هم نمیگفتند منتها انها تنها دو یا سه شاخه جادوگری را مد نظر داشتند ولی اکنون با مرور زمان مردم  کل جادو رو منفی میداند .  

در ایام معاصر با کنار رفتن پردها و رو شدن افکار روشها و مکاتب گوناگون و جا افتادن فرهنگ تحمل افکار دیگران که خوپ درست است که هنوز در کره زمین همه گیر نشده  ولی خوپ هسته های این فرهنگ در جای جای جهان شکفته و رو به رشد است . مکاتبی که هزاران سال در خفا بوده اند از تاریکخانه فراموشی بشر بیرون آمده و حتی شروع به انتشار کتاب و نور افشانی درباره عقایدشان میکنند  . که عقایت و مکاتب و مذاهب جادوی از این دست بودند . اینجا است که جادو گری به عنوان یک ابزار برای مکتبی خاص برای رسیدن به اهداف و اعتقاداتش استفاده میگردد مثالی میاورم . در ادیان  ابراهیمی که فکر میکنم همه نویسندگان این وبلاگ به یکی از انها اعتقاد دارند . اینگونه است که اگر متوفی در میان اهل خانه باشد برای اسودگی روح ان مرحوم مراسمی را مطابق با اعتقادات یکی از ادیان ابراهیمی توسط  روحانیون آن مذهب در شب سوم و هفتم و چهلم و سالگرد آن مرحوم برپا میشود و مردم هم برای آرامش ان مرحوم از کتب اسمانی قطعاتی را به زبان میاورند که در نهایت به آرامش روح  آن متوفی منجر میگردد . این مثالی بارز از مراسم جادویی انجام شده توسط روحانی یکی از ادیان الهی با همکاری مردم و به اشتراک گداشتن نیات افراد برای رسوخ به روح جهان و در نهایت بدرقه یک فرد از همکیشان است همین مراسم را میتون در هر یک از مکاتب دیگر که  نام مذاهب جادوگری را به خود گرفتند دید منتها با توسل به خداوندگاری دیگر با مراسمی به فرم دیگر و ...  مانند همین مثال را در امور دیگری میتوان بسط داد مانند مراسم جنگیری که در ادیان ابراهیمی توسط روحانیون اجرا میگردد و در مذاهب جادویی توسط  راهب بزرگ منتها در ادیان ابراهیمی روحانیون به ذات خداوند که میتواند االله مسلمانان یهووه یهودیان یا پدر مقدس مسیحیان   باشد متوسل میگردند ولی در مذاهب جادویی  به خدایی قوی تر از اون موجود . اینها همه  روش هستند که اگردر کل بنگریم میبینیم ذات قضیه یکسان است . 

اگر به دو مثال فوق بنگریم نکته مشترک این دو مثال را همانا دخالت دنیای دیگر که برای جسم فیزیکی ما  پنهان است را احساس خواهیم کرد . که در یک کلام به آن ماورا میگوییم و کلا دانشی را که بتون با  آن با ماورا ارتباط برقرار کرد و در تعامل  بود را قدیم جادوگری میگفتند اکنون علوم روحی میگویند شاید فردا علم بگویند  و خیال همه ما  را راحت کنند ( این همان صحبت بجای دوست عزیزم نئو در پست ایشان بود )

با این توضیح هنر شکافتن پوسته و دقت فیزیکی و بسط دادن آن به جهانهای دیگر که اولین آن همانا جهان اثیری است را جادوگری میگفتند که از هر روشی هم استفاده میکردیم و جلو میرفتیم در نهایت منجر به مراقبه  ارتباط با موجودات اثیری برون فکنی ( که همان سیاحت  در دنیای اثیریست ) و گاهی حتی متحد شدن (به قول شمنیزم ) یا تسخیر (به قول علوم غربیه ها) و یا سرسپردگی و همکاری (به قول مکاتب  غربی) با موجودات اثیری چه تاریک چه تابناک  و چه ضعیف و چه قدرتمند  با در نظر گرفتن میزان مترقی بودن خود فرد میگردد .  کل این افعال به فرد مورد نظر از هر مسلکی که باشد روشن بینی روح را خواهد داد که اگر این راه رو به روشنایی باشد فرد مترقی و اگر رو به تاریکی باشد فرد در تاریکی مترقی خواهد بود . این خاصیت  بهترین موهبت برای انسان است که میتواند با اختیار خود یکی از دو بینهایت را  بپیماید و به هر کدام که گرایش داشته برسد . و جذب خیر یا شر شود . اصلا تمام بازی افلاک و عرش هم برای جذب ارواح و نیرو ها به سمت خود است  و دیگر هیچ .  در نهایت یین و یانگ هستند خیر و شر و ارواحی که دور انها جمع شده اند . در همه ادیان ابراهیی در اخر زمان به  ناجی اشاره شده و جنگ خیر و شر .  در مذاهب جادوبی هم به همین موضوع اشاره شده - در نهایت همه رستگاریم هر راهی که برویم - من بارها گفته ام بازی با کلمات را مدتیست کنار گذاشته ام و برای من در آن روز  نهایت اصلا مهم نیست که مهدی موعود شیعیان برای جنگ آماده شده یا مسیح ناجی یهودیان و مسیحیان یا اصلا اودین لشکر والکری ها را برای رگنراک به راه انداخته نام آن  فرد برای من مهم نیست برای همین همه در نهایت در عالم و دنیای فکری خودمان رستگار هستیم و این شاهکار خلقت است . منتها بشریت هزاران سال است گریبان نوع خود را گرفته تا به او در باره نام درست فرماند لشکر خیر روز آخرت  تایین تکلیف کند .

 

ببخشید حرف حرف آورد و من  کمی در میان کلمات  گم شدم داشتم نظر خودمو در باره جادو میگفتم  .  راستی آیا نظر من در این متنی که نوشتم مشخص نشده ؟؟؟ ! البته که مشخص شده جادو همانا  راه و بیراهه رستگاری بشر است .  الان که مینگرم  جادو چنانا ابعاد گستردهای دارد که اصلا نمیشود تعریفش کرد .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/12/26 و ساعت |

سلام به دوستان عزیزم  مخصوصا رایت ساحر

با عرض پوزش جوابهای من کمی به دارازا کشید و بخش نظرات هم بیشتر از ۲۰۰۰ کلمه را قبول نکرد برای همین تصمیمی گرفتم نظراتم را در اینجا بنویسم تا اگر سوالی هم هست در خدمت باشم.

 

اول اینکه تصمیم گرفتیم که وبلاگ رو به دامنه وصل کنیم. حالا می خواستم ببینم آیا کسی از دوستان می تونه به ما کمک کنه، و یه دامین برامون دست و پا کنه؟

در مورد این درخواست راستش نه در جریان این برنامه ها هستم و نه کسی رو سراغ دارم که بتونه این کار رو برای شما انجام بده شرمندم .

دوم هم یه سوال، هرچند که چندان بیننده ای نداریم که نظر بدن ولی به هر حال؛ آیا اگر جادوگری با دین و باورهایی که شما دارید در تعارض قرار بگیره _حالا چه به دلیل وجود چند خدا یا به دلیل ارتباط با شیطان یا هر چیز دیگه_ شما کدوم رو انتخاب می کنید، دین رو یا جادو رو؟

راستش خودتم رایت بهتر از من میدونی که دین و مذهب و میزان پیروروانش وغیره نسبت مستقیم به اگرون اون مذهب و البته خداوندگار اون مذهب و کلی کنشها و واکنشهای مابین کائنات داره که خوپ ما هم بی تاثیر نیستیم و میشه گفت  بحث جبرو اختیار پیش میاد البته میزان ارتباط من با این اگرگون هم بی تاثیر نیست و مثل قدیمی هست که میگه برخی بارشون کجه و به مقصد نمیرسند .  اینها همه بازی با کلماته در اخر همه رستگاریم راه را باید جست و جرات پیمودنش را یافت  دگیر لغات نبیاید باشیم .

سوم هم اینکه از نظر شما جادو دقیقا چیه و انتظار دارید از جادو چه چیزی به دست بیارید؟

جادو دانش راستین و کهن اسلاف ماست اسلافی که هنر ساخت خداوندانو نمیه خدایان رو هم  رو هم داشتند و باز مثلی قدیمی میگه اگر دستی برای کمک به اسمان بلند نشه خداوندی هم متولد نمیشه . جادو چیزی نیست جز تعادل و هماهنگی ما با کل  .چیزی نیست جز توانای فهم و عبور میان پوسته ها و البته در کنارش هنگامی که فهمیدی خوپ میتونی خیلی کارها رو هم انجام بدهی که برای عوام  تجلی عجیب ومجزه گونه در دنیا و یا بهتر بگم پوسته فیزیکی داشته باشد. این بخش خودش سر دراز دارد  و حوصله بستش در مجال این جواب نمیگنجد .ولی این راهیست برای رستگاری راهی برای خدای شدن . نگذارید این دنیای فیریکی مارا بفریبد و در چرخه تناسخش گیر بیندازد حتی در مقاله ای یادمه گابریل نوشته بود-  و چه زیبا نوشته بود - که بهشت اول هم چیزی جز بازی اهریمن برای خام کردن افرادی با چشمان کمسو نیست این همان خداوند جبار وترسناک اشاره شده در میان برخی متون دینی هستش همان خداوندیست که به مومنان هوری هدیه میده وای برما ووای برما چقدر چشمان ما کور سو بوده .   

چهارم هم باز در مورد اسم وبلاگ نظر بدید.

راستش من فردی با گرایشات هنری و رمانتیک هستم حالا چی شد مهندس متالورژ شدم خودمم نمیدونم حتما باید میشدم اینم بازی جالب این زندگی من بوده  بگزریم .  من چیزی که تداعی گر معنای کارتونی برای جادو باشه مثل گربه های سیاه و پاتیل و جارو سنت ویکا ریش بلند ومرلین و البته موگانای بزرگ و خیلی چیزهای زیبا رو برای وبلاگ در نظر دارم منتها هنوز نامی از ضمیر ناخوداگاهم به ذهنم راه نیافته .

سوال بنده از شما دوستان که شانس دور زندگی کردن رو از تهران پر از همهمه دارید و دوستانی که مثل من در تهان هستند این است که ...

نمیدونم در مکانی که هستید جگونه است ولی در تهران واقعا خیلی وضعیت انرژیک برای مراقبه و کلا جمع کردن حواس بهم ریخته هستش امیدوارم گذرا باشه و بتونم باز در همین خراب شده کمی اسایش داشته باشم .  شما چه احساسی دارید ؟ و کلا میخوام بدونم این احساس من در میان دوستان مشترکه یا مشگل از جای دیگست .

در نهایت از این که اینقدر این مقال به درازا کشید از همه پوزش میطلبم.

بدرود.

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/12/21 و ساعت |

 سلام و درود فراوان به دوستان  عزیز همیاران و البته رفیق خوبم رایت .  

مدتی است که  برای شکافتن پوسته ای در درون خود به کاری یا شایدم هنری یا ممکنه حتی گفت تفریحی میپردازم و چه زیبا مرا سرگرم کرده در حالی که تماما مینگرم چیزی نیست جز درست دیدن . درست فکر کردن و البته در زمان درست لحظه را محبوس کردن  . این افعال تماما در کتاب سایه های محبوب رایت در غالب تمرین و داستان بیان شده .وشاید دوستان مباحث گسترش دید برانگیختن شهود و اشراق و تعادل و هماهنگی را مخصوصا با طبیعت خوانده باشند منتها در این دوران معاصر مخصوصا در شهر های شلوغ و پر از همهمه واقعا به کار بستن این فنون جهت شکوفای راههای جالب خود را دارد که من همانا فن و هنر عکس گرفتن را بنابه دلایلی انتخاب کردم دراین چند ماهی که گذشت مطلبی ننوشتم و البته غایب هم نبودم . دراین مدت  داشتم خیلی جدی به عکاسی میپرداختم واقعا پدیده شگفت انگیزی است همزمان دید و قدرت شهود را به چالش میکشد  شما را به تعادل با محیط پیرامون دعوت میکند به شما می آموزد که جلوه ای که میبینید همانگونه که در کتابها کهن آمده بازی نور وسایه است در واقع  چنان  مجذوب کنند است که گاهی دوربین به دست مدتها ماتم میبرد که خدایا این اسلاف ما واقعا چه اشرافی به وقایا داشتند که بدون ابزار توانستند این بازی نور و سایه را حلاجی کنند و بفهمند این چشم ماست که ما را میفریبد . واقعا دنیا چیزی نیست جز بازی نور و سایه بخوانید بازی و هماهنگی ین و یانگ یا حتی ملموس تر خیرو شر . هیچ چیز واقعی نیست همانگونه که هیچ چیز خیال هم نیست واقعا کدام درست است من فکر میکنم در دنیای هر کدام مان همان چیزی را که میپسندیم درست است این است کلید رستگاری .  

خوپ دوستان ایام نوروز باستانی ایرانیان است و حدود یک تا دو هفته تطیلات به همراه سیاحت و دیدو بازدید ها ی مربوطه پیشنهاد میکنم جهت ادغام آموخته ها یتان با  تفریح  و هنری سالم . به عکاسی با دید یک جادوگر بپردازید و معجزه این دستگاه و هماهنگی با روح تان را بنگرید و لذت ببرید.

 

برای شروع عکاسی دو کتاب  فن و هنر عکاسی نوشته هادی شفائیه  و نور و نورپردازی در عکاسی ترجمه سید امیر ایافت را پیشنهاد میکنم

و به زبان انگلیسی واقعا خواند ن کتابهای زیر به من کمک کرد .   

McGraw Hill - Shoot Like A Pro! Digital Photography Techniques

The Digital Photography Book

 

شاد و پیروز باشید از هر لحظه زندگیتان لذت ببرید

بر خلاف این گفته بود ا که فرمود زندگی سراسر رنج است و رنج بزرگ همانا مرگ من اکنون معتقدم زندگی سراسر شادی و سرور است و بزرگترین سرمستی همانا لحظه انتقال .  مانند یک جادوگر نگذارید هیچ بازداشتی هیچ تگنایی اجتماعی و اقتصادی شما را لحظه ای بیازارد از هر چیز تفریح بسازید و به همه چیز بخندید . خود را رها کنید تا به همه چیز برسید .

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/12/11 و ساعت |
 

تاریخچه و کتابشناسی کتاب مخوف و بحث برانگیز

Necronomicon

 

اسم اصلی کتاب " العضیف " میباشد که کلمه ای عربی و به معنای زمزمه شبانه است که اعراب این نداهای شبانه را که اکثرا توسط حشرات میبود به زمزمه های شیطانی نسبت میدادند.

این  کتاب توسط فردی به نام عبدال الحضرت  - که گفته میشود -  شاعری دیوانه از سرزمینه صنعا واقع در یمن که درسالهای 700 بعد از میلاد میزیسته نوشته شده . او حدود 10 سال در قسمت جنوبی بیابان پهناورعربستان در خرابه ها و زیرزمین های شهر بابل کهن - خود را منزوی کرده بو .  که در آن دوران توسط قدما این مکان  - از بیابان بزرگ عربستان - به ربا الخالییه معروف بوده که  مکانی ممنوعه بوده چون اعتقاد بر این بود که توسط ارواح شیطانی نگهبانی میشود و دیوهای مرگ از آنجا پاسداری میکنند .

در همین بیابان است که توسط راویان و مورخان  و افرادی که جرات ورود بدین مکانها را داشته اند روایات و داستانها و اساطیر زیادی درباره موجودات و جریانات مخوف این مکان توسط نقل و روایت شده .

در سالهای پیایان عمرش عبدالحضرت به دمشق نقل مکان میکند و دمشق مکانی است که کتاب العضیف را نوشته . گفته میشود در سال 738 بعد از میلاد هم ناپدید شد یا درگذشت این مندرجات وشهادت ها توسط یکی از مورخان آن دوران به نام ابن خالیخان بدین گونه نقل شده که در سال 738 عبدلحضرت در روز روشن روبروی چشمان افراد زیادی که در ان مکان وحشت زده و مبهوت به او مینگریستند توسط نیروی نامرئی و اهریمنی بطرز وحشتناکی کشته شد . در باره جنون نویسند داستانهای متفاوتی نقل میگردد . ادعا میشود که او شهر پنهان منارها را دیده است که این شهر پنهان و زیر زمینی خود زیر شهری مخروبه و بی نام در صحرای بزرگ عربستان مدفون میباشد که توسط نژادی مخفی و خیلی پیر تر از نوع بشر مورد استفاده بوده . برخی هم میگوید که او دیوانه نبوده تنها در ان زمان جرات کرده که مسلمانی متفاوت باشد . او دو  موجودات ناشناسی  - که اکنون میدانیم شیاطینی کهن - به نامهای یوغ ساثوث و کاثولا را هم عبادت میکرده  .

در سال 950  میلای کتاب او که آن زمان از شهرت و فراوانی میان فلاسفه دوران برخوردار بود و بحث روز محافل آنها  شده بود  بصورت خیلی سری توسط تئودوروس پیلاتوس به یونانی برگردانده شد و نامش هم به نکرونامیکون تغیر کرد . برای مدتی حدود یک صده این کتاب منبعی جهت مراسم مخوف و پنهانی بود . که در همان دوران توسط فردی به نام پاتریخ میکایل سوزانده شد. و در موردش تنها بصورت خیلی پنهانی گزارشاتی در دست است تا این که در سال 1228 ائولاس ورمینوس ترجمه لاتین این کتاب را در قرون وسطا انجام داد که در  قرنهای 15 و 17 ام  دو بار این ترجمه لاتین زیر چاپ رفت که   اولین دفعه به زبان المانی هم چاپ شد و در قرن 17 ام  برای بار دوم زیر چاب رفت و این دفعه به زبان  اسپانیولی  هم ترجمه شد . جالبه بدانبد که در همان اوایل روزهای چاپ این کتاب به زبان لاتین این کتاب توسط پاپ گرگور نهم تحریم شد . گفته میشود که نسخه اصلی آن که به زبان عربی بود سر همین توجه و حساسیت  دوباره به این کتاب به جهت ترجمه اش به لاتین بوجود آمده بود برای همیشه نابود شد و کسی دیگر نسخه اصلی عربی را ندیده . حتی نشانه ای از ترجمه لاتین که در سالهای 1500 به چاپ رسید هم در دست نیست . ترجمه  زبان انگلیسه این کتاب اولین دفعه توسط دکتر دی  انجام شد که هرگز زیر چاپ نرفت و نمونه اصلی آن تنها بصورت مجموعه از دست نوشته ها باقی ماند . تنها یک نسخه متعلق به سالهای 1500 و به زبان لاتین بعدها در سال 1692 از مجموعه کتابهای یک فرد ثروت مند بدست امد که هم اکنون در موزه بریتانیا زیر قفل و زنجیر نگه داری میشود . نسخ لاتین چاپ  قرن 17   ام  در موزه بیبلوتیک نچرال پاریس. کتابخانه ویدنر در هاروارد و کتابخانه مسکاتونیک در دانشگاه ارخام و نمونه هم در دانشگاه بونس ایرس نگه داری میشوند  و حتما نمونه های بیشمار دیگری هم همچنان بصورت سری در دست مردم هست . حتی در مورد  یک کپی از قرن 15 هم هم شایعه است که دست میلونری در آمریکا می باشد  و گفته میشود که نسخه ای  هم تحت مالکیت سالمن پیکمن بود که  هنگامی که آقای پیکمن در سال 1926 ناپدید گشت این کتاب هم با او از نظرها دور ماند . این کتاب تقریبا از طرف تمامی مجتهدین و روحانیون کشورها مختلف تکفیر و تحریم شده . اعتقاد بر این است که خواند این کتاب واجرای مراسمش نتایجی  وحشتناک و اسفناک برای خواننده در پی خواهد داشت که متاسفانه این اعتقاد اکنون هویدا شده که شایعه بیش نبوده که توسط متعصبین پاییه ریزی شده بود.  

 

خلاصه این که  

کتاب  العضیف توسط عبدلحضرت در سال 730  در دمشق نوشته شده

در سال 950 تئودوروس پیلاتوس  به یونانی تحت نام نکرونامیکون ترجمه شد

در سال 1050 توسط پاتریخ میکائل سوزانده و نابود گردیده

در سال 1228 از نسخه یونانی  توسط ائولوس  ورمینوس به لاتین ترجمع گردید

در سال 1232 توسط پاپ گرگرور نهم تحرم گردید

در قرن 15 ام به لاتین تجدید چاپ شد و نسخه آلمانی هم ارائه گردید

در قرن 16 ام گفه میشود از نسخه های آلمانی ترجمه ایتالیایی هم انجام شده

در قرن 17 ام برای بار دوم نسخه لاتین این دفعه با ترجمه اسپانیولی تجدید چاپ گردید      

 

این کتابشناسی در 27 نوامبر سال 1927 توسط کلارک اشتون اسمیت بصورت نامه به

نویسندای  به نام اچ پی لاوکرافت ارائه شده که اون نیز در سال 1938 این مقاله را بچاپ رساند

ترجمه این مقاله هم در 9 اکتبر 2007 توسط گرگ نقره ای به خوانندگان وبلاگ جادوگران تقدیم  میگردد .                                                                                                                       

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/07/17 و ساعت |
با سلام و عرض ارادت به همیاران و خوانندگان عزیز

در پی درج مطالب در باره هنر گوی بینی دوستانی در این مدت مشتاق گشته و حتی اقدام به تهیه گوی کریستالی نموده اند و درباره جزییات بیشتری از من سوالاتی نمودند که بی انصافی دیدم اگر دوستان دیگری که به من دسترسی مستقیم ندارند و به فرض محال گوی را تهیه کرده اند و میخواهد ادامه دهند تنها به مطالب عمومی و آشنایی که قبلا در سه مقاله ارائه شده بسنده کنند بدین سان مهم ترین و اولین گام را (که در وبلاگ اخرین مطلب در باره گوی بین خواهد بود) جهت شروع خدمتتان عرض میکنم .

امیدست که مقبول واقع شود و دوستان مشتاق  از این مطالب بهره عملی و نتایج دلخواهشان  را بگیرند . این مهم برای من یک دنیا ارزشمنداست ... .  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/07/04 و ساعت |

با سلام

دوستان عنصر هوا در زندگی روز مره  تاثیر بسزایی روی اعمال و روحیات و روان فرد دارد دراین مقاله سعی بر آن شده تا بااین موضوع بیشتر آشنا شوید و در بهترین حالت حتی  قدرت کنترل هم روی این عنصر که مستقیما روی زندگی شما و افراد پیرامونتان حتی اگر اصلا در بادیه های جادو و جادوگری نباشند  داشته باشید .

 

 

رنگهای عنصر هوا

 

به خاطر داشته باشید که عنصر قدرتمند هوا در رابطه مستقیم با ذهن . افکار . علم . ادراک و روشنفکری است

این عنصر در حالتهای فیزیکی . روانی و روحانی ( روحی ) دارای معانی خاص در هر طبقه است ( در باره طبقات دوستمون گابریل مطالبی متنوع در حال نگارش دارند و من خوانندگان را به خواندن این بخشها دعوت میکنم )

فیزیکی = رنگ بیرنگ ( تمیزی ) -  تنفس . دیدن . خوراک ریه ها . نور چشم ها . طراوت پوست  . احساسات و البته ایجاد توانایی در فرد در این طبقه برای گریر از تمام مطالب مندرج بالا توسط این عنصر حکمرانی میگردد . باعث دور کردن احساس رخوت و سستی میشود . اگر در اتاقی که نور کم دارد بنشینید و احساس کنید که دیدتان کم سو شده است . بهتر است برای دوری جستن از این کمبود دید اتاق را از هوای تازه پر کنید و اگر در محیطی احساس کردید که نور بیش از حد است کافی منابع هوای تازه را کم کنید تا نور متعادل شود

روانی = رنگ سفید -  تفکر . یادگیری . شنیدن و صحبت کردن . خوراک ذهن و حافظه . قابلیت مدیریت . تصویرسازی ذهنی . ضد افسردگی . برای به خاطر سپاری بهتر هر مطلبی کافیست میزان هوای سفید  را بیشتر کرد . و اگر بخاطر فعالیت بیش از حد ذهنی در شبانگاهان قادر به خواب نیستید کافیست میزان هوای سفید را در محیط کم کنید .

روحانی ( روحی ) =رنگ  آبی آسمانی  – روشنفکری و فهم . خوراک روح و کالبد اتریک . میزان رنگ آبی آسمانی هوا را در محیط  بالاببرید تا درسی را که هنگام ژرف اندیشی میگیرید بهتر بفهمید و تحلیل درستی انجام دهید . و اگر احساس کردید که از هجوم ادراکات دارید به مشکل بر میخورید و کنترل این همه فهم و ادراک رادر یک لحظه خواص ندارید کافیست میزان رنگ آبی اسمانی هوا را در محیطی که هستید کم کنید .

 

البته با هر رنگی از رنگهای مورد اشاره  میتوانید عنصر هوا را   تجسم کرده و برانگیزید . و این هنر هنگامی نتیجه میدهد که از ترکیبات میزان جریان هوان و مقدار رنگ که تنها با تجربه و آنالیز شواهد بدست خواهید آورد آگاه باشید.

 

کمبود و یا ازدیاد  عنصر هوا

اطلاعات زیر را برای تشخیص هنگامی که خود یا شخصی در محیطی قرار گرفته که ممکن است کمبود و یا میزان زیادی عنصر هوا داشته باشد بکار ببرید البته میتوانید همین روشها را هم برای تشخیص کمبود یا زیاد بودن میزان رنگ عنصر هوا هم تعمیم دهید اول با بازرسی خودتان شروع کنید . آیا هرگر نشانه های مزمنی  که در لیست زیر آورده شده در خود می یابید ؟ قطعا بسیاری از ما این شواهد را  در خود در مواقعی خاص ویا مزمن خواهیم یافت که تنها با بالانس میزان عنصر هوا و رنگ آن به راحتی قابل حل هستند .

گام دوم برسی افراد پیرامون خودتان در محیط است و دیدن نشانه های که آیا آنها از کمبود ویا ازدیاد عنصر هوا رنج میبرند یا خیر؟ وکلا رنگ مورد رنجش و میزان آن کدام است ؟  و با دانستن علامتهای که در زیر تشریح میشود و تجربه خودتان از کمبود و ازدیاد هوا با تاثیر رنگ خاص  در دراز مدت شما به راحتی خواهید توانست این ناراحتی ها و رنجشها را درمان کنید .مثلا در نظر بگیرید که فردی در محیطی است که رنگی از هوا در آن کم یا زیاد شده است به عنوان مثال فردی که قبل از این که فکر کند خیلی حرف میزند و پرحرفی میکند حتما در معرض جریان کم هوا با میزان رنگ سفید زیاد قرار گرفته . پس میبینید که ترکیب میزان جریان هوا و مقدار رنگش ترکیباتی با دامنه وسیعی را در بر میگیرد که یک یک باید مشخص و آنالیز گردند و در نهایت این تجربه جادوگر است که به مددش آمده و باعث تشخیص درست نشانه ها و در نهایت اعمال تغیرات در میزان جریان عنصر هوا و مقدار رنگش میکند .

 

علائم کمبود عنصر هوا در محیط

فیزیکی / بیرنگ( تمیزی ) : تنگی نفس . کمبود اکسیژن در خون و مغز – کم شدن احساسات پنج گانه . مشکلات پوستی – کم سویی بینای . شب کوری . کور رنگی

روانی /سفید :  تهی بودن فکر – کم شدن قدرت یادآوری – مشکلات در سپردن مطالب به حافظه – مشکلات تکلمی – مشکلات خواندن و نوشتن – احساس ترس – ناتوانی در به یادآوری اسامی و ظاهر افراد – کم شدن قدرت نو آوری – کم شدن شنوایی – کم شدن قدرت به یادآوری رویا ها – نداشتن قدرت رویابینی

روحانی (روحی) / آبی آسمانی : نفهمیدن وقایع – ندیدن ارتباطات و هماهنگی ها – تکرار حرف " من نمیدانم " – کم شدن القاعات روحانی – احساس این که از لحاظ بدنی رو به انحطاطیم ولی این موضوع از لحاط طبابت درست نیست .

 

علائم ازدیاد عنصر هوا در محیط

فیریکی/ تمیزی : حساس شدن به نور – نداشتن توانایی کنترل تحریکات بینایی -  احساس این که خیلی سرتان شلوغ شده -  احساس این که از کل جدا هستید – بالا رفتن نفخ بدن -  سرگیجه

روانی/سفید : تفکرات جدل آمیز – پریشانی – حس شایعه پراکنی – غیبت کردن – تمایل به قطع کردن صحبت افراد – تعصبات بی دلیل و کهنه شده –احساسی برخورد کردن به قضایا ( به میزان زیاد )  – نیاز داشتن به تکرار کارها و حرفها – نداشتن تمایل به یادگیری – نیاز داشتن به این که روی مردم تاثیر بگزاریم – نیار داشتن که همیشه در باره خودتان  صحبت کنید .

روحانی ( روحی )/آبی آسمانی : خودبینی -  گستاخی –  متاسر شدن بیش از حد از دانسته فرد دیگر – بیش از حد فهمیدن -  جنون انجام دادن کارهای بزرگ – کنترل نداشتن روی نتیجه گیری هایی که از موضوع خاص داریم – معتاد به تصویر سازی ذهنی – نداشتن تمایل به انجام تمرینات  -    کم شدن تمرکز . 

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/06/13 و ساعت |
New Page 1

گوی بینی در دوران معاصر احتمالا از پدیده ای خیلی کهن تر اقتباش گشته که همانا شکار تصاویر با استفاده از سطوح سیقلی است . تعداد زیادی از مردم در کشورهای مختلف جهت قدرت بخشیدن به قدرت روحی شان از گوی کریستالی استفاده میکردند. به عنوان مثال

*یوانانیان باستان از سطح صاف آب جهت کانال سازی و دخول به دنیای استرال استفاده میکردند . و آینده را میدیدند

ساکنان قاره گمشده اتلانتیس تقریبا برای کلیه امورات و سوالات شان از این وسیله استفاده میکردند و گوی های کریستالی با رنگها اندازها و مواد مختلف داشته اند .

هر سطح سیقلی میتواند وسیله خوبی جهت کانال زنی به ضمیر ناخوداگاه باشد و در متون مکاتب عربی آمده که سربازان عرب برای دیدن اینده از سطح سیقلی شمشیر های خود استفاده میکرده اند .

نوستراداموس پشگوی معروف فرانسوی در قرن 16 ام هم از کاسه آب  برای دیدن وقایع آینده استفاده میکرده

در دوران ملکه ویکتوریا گوی کریستالی ابزار لاینفک منجمان و کف بینان بوده *

انتخواب یک گوی کریستالی قطعا تجربه ای لذت بخش است . درسته که ما گوی را از صاحبش یا در دروان معاصر از مغازه میخریم ولی اعتقاد عمومی براین است که این شما نیستید که گوی کریستالی را انتخواب میکنید بلکه این گوی کریستال است که صاحبش را انتخواب میکند . یک گوی کریستالی علاوه بر موارد که قبلا نوشتم به شما توانای ارتباط با ارواح را میدهد و قدرتهای روحی شما را با جهت بخشیدن و یکسو کردن تمرکزتان و بیداری ضمیرناخوداگاهتان در حین هوشیاری تقویت میکند. و هرچه اندازه گوی کریستالی بزرگتر باشد تصاویر که با آن خواهید دید واضحتر و بزرگتر و با جزئیات بیشتر است

تمرینات گوی بینی به شما روشن بینی خواهد بخشید و ممکنه باعث  تقوت قدرتهای دیگر روحی شما هم بشود . شما تصاویری در هنگام کار با گوی خواهید دید و جالبه بدانید که اگر دو نفر در یک زمان واحد با یک گوی کار کنند ( این تست انجام شده ) دو تصویر متفاوت در یک گوی یکسان در زمانی یکسان خواهند دید . که کاملا این آزمایش این ایده که گوی تنها یک ابزار جهت بیدار کردن روشن بینی در افرد است و نه بیشتر را تایید میکند در واقع گوی به سان رادیو است و این شما هستید که بااستفاده از این ابزار موج مورد نظرتون را گرفته و بهره میجویید .

در آخر یک روش پایه و مورد پسند برای این منظور تقدیم میگردد

گوی کریستالی را اول روی پارچهای تیره و مخملی ( ضخیم و از الیاف طبیعی ) بگزارید بعد روی پایه اش قرار دهید و کل مجموعه را روی میز روبریتان بگزارید.

روی صندای بنشینید وبرای مدتی ریلکس شوید . دستانتان را روی گویتان بگزارید و حدود یک دقیق یا دودقیقه به گوی انرژی دهید . و در این هنگام در باره هدفتان و آرزویتان یا سوالتان تمرکز کنید . ممکه سوالتان را تصویر سازی کنید ممکنه همانگونه که گفتم سوال و درخواستتان را با صدای بلند عنوان کنید و یا ممکنه در دلتان آن را اعلام کنید

حال دستانتان را از روی گوی بردارید و به  گوی نگاه کنید بعد از مدتی شما باید ابرهای را که دارند بوجود میایند و میچرخر ند و بزرگ میشوند ببینید. اکثرا تصاویر دیگری که شفافر هستند بعد از این پدیده به وجود خواهند آمد و ممکنه اصلا تصاویر بوجود آمده آن تصاویری  نباشد که شما انتظارش را داشته اید هرچه باشد با آنها به جنگ بر نخیزید تنها نظاره کنید زیرا ضمیرناخوداگاهتان بهتر میداند که چه چیزی را واقعا نیاز دارید که ببینید . به یادداشته باشید که به محض دیدن تصاویر شروع به فکر نکنید وقت برای این کار بسیار است تنها نظار ه کنید . هنگامی که این مهم به ثمر رسید و تصاویر شروع به محو شدن نمود . سریعا تمرین را به پایان نرسانید بلکه تمام مراحل را به صورت معکوس دنبال کنید یعنی اول تصاویر را محو کنید بعد ابر ها را کوچک و کوچک تر نماید تا کاملا به دید فیزیکی خود برسید . و گوی کریستال زیبا را  روبرویتان در اتاق نیمه تاریکتان ببینید. از گویتان تشکر کنید و آن را در جای مناسب قرار دهید .

 

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/18 و ساعت |

قدمت گوی بینی به هزاران سال میرسد ولی  منشا و مبدا این هنر که یکی از بهترین روشهای رسوخ و ارتباط با ضمیر ناخواداگاه ما میبشد معلوم نیست .

استفاده از گوی بلورین جهت دیدن وقایع هرچند جز بهترین و جذاب ترین روشهاست ولی تنها روش برای بیدار کردن روشن بینی نیست و میتوان از ادوات دیگر مانند کاسه ای آب و یا حتی جوهر خودنویس و آینه هم استفاده کرد تا به نتیجه مطلوب رسید.عمده تحریف موجود در میان عقاید مردم این است که فکر میکنند که خود گوی کریستالی است که خاصیت جادویی دارد و بخاطر همین است که فردی که گوی بینی میکند موفق میشود وقایع را دراین گوی ببیند که کاملا نادرست بوده و در واقع این شفافیت و خاصیت انعکاسی فوق العاده این وسیله است که به گوی کیفیت فوق العاده جهت انجام همچین اموری را  میدهد.

هنگام استفاده از گوی کریستالی میزان نور داخل اتاق همیشه کم میشود . که خیلی شبیه شرایط نور در هنگام مراقبه است . و این میزان از نوردهی به بیننده این امکان را میدهد تا بهتر به گوی کریستال نگاه کرده و تمرکزش بهم نریزد.و همین باعث فوران اطلاعات به چشم ذهنیش شده و قادر به دیدن وقایع میشود و اینجاست که ما دقیقا تصاویر را میبینیم نه داخل گوی کریستال و این نکته بینهایت مهم است که در واقع مکانیزم این روش چیست .

گوی بینی مانند تمام روشهای مربوط به ماورا نیازمند صبر و شکیبایی است و ممکنه برای یک فردی تا هفته ها تمرین لازم باشد تا اولین تصاویر از ضمیرناخوداگاه به او القا گردد. استفاده از گوی کریستال هرگز برآورده کنند آرزوهای فرد جهت تصاحب قدرتهای ماورایی نیست و بیننده تها با استفاده از ان وسیله دو ضمیر خود را به هم نزدیک کرده و اوست که جادو میکند نه گوی کریستالی ولی باید مواردی را هم در نظر گرفت که عبارتند از

-          هنگامی شما امکان موفقیت را خواهید داشت که عامل مزاحمی در هنگام تمرین نداشته باشید .  

-          در اتاقی با نور کم این عمل را انجام دهید ( نور شمع ارجع است )

-          کاسه آب یا گوی کریستال را حتما روی پارچه ای تیره بگزارید. که کمترین انعکای اضافی در گوی شما منعکس نگردد.

-          شما حتما باید به سطح ریلکسیشن مناسبی رسیده باشید.

هرگز سعی نکنید که تصویری در گوی ببینید و تنها اجاز دهید که خود بخود بدون کمترین اراده شما تصاویر بوجود بیایند . هرگز به گوی کریستالی خیره نشوید و تنها راحت و آسوده نگاه کنید .

تصاویر اول بصورت ابر مانند و تار دیده میشوند . آنقدر این عمل تمرکز را انجام دهید که این هاله ابر مانند زدوده شوند و تصاویر شفاف شروع به نمایان شدن کنند .

هنگامی که تصاویر نمایان شدن از شهودتان برای تعبیر استفاده کنید زیرا این تصاویر کاملا از ضمیر ناخوداگاهتان به شما القا میشود و اولین حس شهود تحریک شده شما و اولین نظر شما در باره تصاویر بهترین تعبیر از تصاویر دریافتی است و به محضی که شروع به تجزیه و تحلیل کردید و بعد شروع به تعبیر تصاویر نمودید این را بدانید که به  بیراهه میروید .

یکی از عمده ترین سوالاتی که در باره  هنر گوی بینی سوال میشود این است که " آیا گوی بین آینده را خواهد دید ؟ "  متاسفانه سودجویان زیادی این را تایید خواهدن کرد که حتما این گونه است ولی واقعیت این است که آینده منهای مقدراتش وابسته به تصمیماتی است که فرد میگیرد و زنجیره پیچیده کنشهای تصمیمات انسانها آینده  را میسازد پس دیدن  آینده برای هیچکس امکان پذیر نیست ولی گوی میتواند آینده ای را که به تصمیمات گرفته کنونی شما استوار است و ضمیر ناخوداگاهتان میداند که به وقوع خواهد پیوست به شما زودتر نشان دهد و این مورد را نمیتوان انکار کرد . و یک گوی بین تنها میتواند جزئیات کمی از آینده را در گوی ببیند همین . پس همیشه مواظب افراد سود جویی که ادعای خدایی با گوی بینی میکنند باشید.

همیشه بیاد داشته باشید که نه تنها گوی بینی بلکه  تمامی روشهای روشن بینی برای افرادی که مقتدر نیستند و ممکنه از تصاویر القا شده شوکه شده و بشکنند توصیه نمیشود و در مواردی خظرناک هم است . و هیچ کس به طور حتم نمیداند که چه تصاویری به فرد القا خواهد شد و دقیقا چه پیامی از ضمیر ناخوداگاه فرد و به چه فرمی مخابره خواهد شد .  ممکنه در پاره ای از اوقات تصاویر و پیامها خیلی زننده و نامید کننده و بد باشد . پس  مواظب باشید و بدانید که چکار دارید میکنید .

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/17 و ساعت |

                 گوی بینی  (روشی قوی برای بیدار کردن روشن بینی )

 

 

این روش  زمانی بهترین جواب را خواهد داد که شما با گوی کوارتزی با قطری حدود 80 تا 100 میلیمتر کارکنید و بهترین زمان جواب دهی  حالت بدر کامل ماه است

 

البته همیشه در نظر داشته باشید اگر شما نمیتوانید گوی کریستالی برای این منظور تهیه کنید . همیشه میتوان از  کاسه ای کریستالی پر آب استفاده نمایید. این را هم متذکر میشوم که گوی های کریستالی واقعی یک تکه تراش خورده خیلی کمیاب و در صورت یافت هم گرانقیمت هستند . و البته این را هم بدانید که گوی های شیشه ای تنها حکم دکور ویا اسباب بازی کودکان رادارند پس در انتخواب گوی کریستالی خود کمال دقت را داشته باشید.

 

اول مکانی را باید برای انجام این تمرین محیا کنید .

اتاقی تاریک را برگزینید و سعی کنید که این اتاق برای شما حامل خاطرات ناگوار و یادآور لحظات ناخوشایند نباشد. اتاق باید تاریک و ساکت باشد.  یک یا دو شمع را در این اتاق یه عنوان تنها منبع نور موجود روشن کنید . شما میتونید یا گوی را در دستتان بگیرید و یا روی پایه قرار دهید تنها به یادداشته باشید که حتما زیر گوی باید پارچه ای مخملی به رنگ سرمه ای یا مشکی بیندازید. و اطمینان حاصل کنید که تصویر هیچ شیعی روی گوی منعکس نشده باشد . شما در صورت تمایل میتونید از عود های خوش بود استفاده کنید و یا حتی از موزیکهای مخصوص مدیتیشن بهره بجویید ولی این را در نظر داشته باشید که موارد آخر که ذکر کردم کاملا وابسته به توانایی های فرد و البته سلیقه ای است . و یک نسخه کلی برای کلیه تمرین کنندگان نمی باشد.

قبل از شروع به تمرین اول کاملا تمرکز کنید . به گوی نگاه کنید ولی خیره نشوید.و سعی کنید حتی المقدور زیاد پلک نزنید.در هنگام نگاه به گویتان به آرامی تنفسهای عمیق داشته باشید. و تنها نگاه کنید . شما ممکنه زمان از دستتان خارج شود ولی تنها آسوده و رها بنشینید و به گوی نگاه کنید. این عمل را برای حداقل 15 دقیقه انجام دهید. و بعد از هر تمرین موفق این میزان را به مدت 5 دقیقه برای تمرین بعدی افزایش دهید.

معمولا در دومین یا سومین جلسه تمرین . شما متوجه  توده ای ابر مانند و در حال گسترش در مرکز گوی خواهید شد . اینجا مکانی است که شما تمامی روشن بینی ها ملاقات ها و رویا هایتان را خواهید دید . ممکنه که در همان اولین  جلسه تمرین موفق به این کار شوید و ممکنه تا مدتها تمرین را انجام دهید تا این مهم به وقوع بپیوندد . هر گونه که این موفقت حاصل شود نیکوست و تنها مختص خودتان است و این شما هستید که  به آرامش درونی منحصر به فرد خود  وتنها خود دراین تمرینات خواهید رسید. بعد از رسیدن به این مرحله است که شما توانسته اید قدم در راهی نهید که به آن روشن بینی میگویند .

هشداری  کوچک ولی مهم : همیشه مواظب درخواست و آرزویتان در هنگام گوی بینی باشید.

قبل از شروع   به گوی بینی اول آرزو کنید که چه چیزی را میخواهید در گوی ببینید .

در سومین جلسه ( اولین جلسه ای که موفق یه دیدن شدم ) که من تمرینات رو شروع کرده بودم درخواست کردم که صحنه ای از زندگی گذشته ام را ببینیم در آن هنگام بود که در خانه ای که آتش گرفته بود من خود را دیدم که دارم میسوزم . و این خاطره واقعا اونی نبود که من میخواستم به من یاد اوری شود . البته ممکنه شما تجربهای کاملا متفاوت و شیرین از همین آرزو دریافت کنید تنها ه محتاط باشید و مواظب باشید که چه آرزوی میکنید .

برخی درخواستشان را بلند میگویند و ممکنه برخی تنها در دلشان این درخواست را اعلام کنند هرچه باشد روش روش خودتان است و کاملا به روحیات خودتان بستگی دارد .

حتی این تصاویر  ممکنه در یک فرد مشخص هم بصورت گوناگونی نمود پیدا کند . ممکنه شما دقیقا همان صحنه ها را ببینید و یا ممکنه شما تنها نشانه های از این واقعه را دریافت کنید. و ممکنه این روشن بینی اصلا بصورت ابرهای که تنها میچرخند و رنگین هستند دیده شوند . هرچند هیچکس نمیداند که یک رنگ بخصوص از این ابرها چه تعبیری دارد ولی در یک جمع بندی کلی از افرادی که تجربیات مشابه را داشته اند . میتوان لیستی از معانی این صحنه ها را در آورد ولی همانگونه که من اعتقاد ندارم تعبیر خواب حتما برای همه یکسان است این تعبیر هم برای هر فرد یکسان نیست و تنها خود فرد از روی تجربه اش خواهد توانست تعبیر درست معانی رنگ ابرها را تنها برای خودش شخیص دهد . به هر حال لیست زیر شمال معانی است که در اکثر مردم جواب داده .

ابرهای آبی : نشانه موفقیت شغلی و کاری است

ابرهای طلایی : نشانه ثروت مالی و شروع دوباره عشق در زندگی فرد است

ابرهای خاکستری و تیره : نشانه   بیماری است

ابرهای سیاه : نشانه آینده ای ناگوار است

ابرهای سبز : نشانه سلامتی و آرامش قلبی است

ابرهای نارنجی : نشانه خشمی درونی است

ابرهای قرمز : نشانه خطر است

ابرهای نقره ای : نشانه دورانی سخت است که دورانی خوش را در پی خواهد داشت حتما

ابرهای سفید : نشانه آینده ای درخشان است

ابرهای زرد  : نشانه وجود موانعی در اینده است .

 

 مطالب در این باره بسیار است و تصمیم دارم در باره  گوی بینی در صورت استقبال   بیشتر بنویسم .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/16 و ساعت |
سلام

همانطور که دوستان زیادی گفته بودن که مایل هستن تمرینات عملی داشته باشند تا تئوری . که البته من هم به این دسته از دوستان حق میدهم و هم اینان را به صبر و شکیبای و آموختم مطالب تئوری فرا میخوانم .
مثالی میزنم در بادیه هنر موسیقی تنها افرادی با روح موسیقی در دراز مدت عجین خواهند شد که تئوری آن را از پایه مطالعه کرده باشند و افرادی که تنها به نواختن قطعات به روش تقلید بسنده میکنند و نمیداند که از لحاظ تئوری چه کار میکنند هرگز نخواهند توانست با روح موسیقی ارتباط بر قرار کنند و با گذشت سالیان دراز هرگز نخواهدند توانست از خود نتیجه ای در این بادیه بجای بگذارند. در این بادیه یعنی جادوری به راحتی موسیقی رویدادها پیش نمیرود و باید گفت این روی دادها ممکنه برای انجام دهند مبتدی آن حکم قاتل را داشته باشند و بهترین حالت آن ممکنه منجرب به این شود تا فرد نا وارد راهی بیمارستان روانی گردد برای مدتی . پس صبور باشید و تا میتوانید
خود را قوی و مقتدر گردانید .

پر حرفی بنده را امیدوارم ببخشید
در ادامه روش آینه را برای یادآوری زندگی گذشته از دوست عزیزم نیروانا میگذارم و امیدوارم ایشان هم روزی به جمع نویسندگان این وبلاگ بپیوندد .

ادامه مطلب به قلم ایشان بدون هیچ تحریفی ( کاملا جامع و بی نقص ) همانطور که ایشان برای من فرستاده بودند برای خوانندگان و همراهان همیشگی ارائه میگردد

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/07 و ساعت |
نگهبانان ارشد Watchtowers

مشخص کردن ماهیت دقیق این موجودات ماورایی واقعاً دشوار است. آنها نگهبانان قدرتهای جادوی و نیروهای روحی و قدرتهای عناصر در محدوده خود هستند و همچنین نگهبانی کانالهای حرکت میان سطوح ماورایی با دنیای فیزیکی و فانی را به عهد دارند . گمان میرود که نگهبانان ارشد یا همان فرشتگان مقرب مذاهب هستند و با موجوداتی ماورای کاملا شبیه به آنها با قدرتهای مشابه فرشتگان مقرب . درست مانند فرشتگان مقرب یک نگهبان ارشد از جادوگر هنگام جادو و مراسم جادویی از نیروهای خبیث و شیطانی حفظ میگرداند . به جادوگر کمک میکند تا موجودات شیطانی را رانده و البته باعث قدرتمند شدن طلسمات هم میگردند. هر کدام از نگهبانان ارشد رو به جهتی خاص در نظر گرفته میشوند ( شمال . مشرق جنوب و مغرب ) و هر کدام حاکم عنصری از عناصر اربعه هستند و کلا مشخصات خیلی نزدیکی به فرشتگان مقرب دارند که انکار ناپذیر است .

این موجودات از هر قسمی باشند . نگهبانان ارشد ارواح بسیار قدرتمندی میباشند . و میشه گفت که شبیه خدایان هستند . گفتن نامشان همیشه باعث جلب توجه سریع آنها میشود . و اکثرا مانند فرشتگان مقرب هنگام انجام طلسمات بر انگیخته میشوند . برخی بر ای باورند که آنها حاکمان کارما هستند .در مراسم جادوی نگهبانان ارشد همیشه دایره جادویی را از حمله موجودات خبیث حفظ میگرداند و باعث دور کردن انرژیهای منفی - که به مراسم جادویی جذب میشود - میگردند . و به خنثی کردن طلسمات شیطانی کمک میکنند. و افرادی را که به این کارها میپردازند مجازات میکنند . ولی به اعتقاد پاگانها آنها در عین این که موجوداتی با قدرت فراوان هستند هر دو نیروی تاریک و روشن را در خود دارند . و صرفا تنها برای امورات مثبت کمک نمیکیند .

در هنگام جادو نام بردن یک نگهبان ارشد مانند یک فرشته مقرب است . در حقیقت برای جادوگران این دو قدرت ماورایی یکسان هستند . درست مانند فرشتگان مقرب . نگهبانان ارشد جادوگران را از ارواح شیطانی مصون نگه میدارند . باعث ترد شیاطین میشوند . همانند فرشتگان مقرب به جهتی خاص متعلّق هستند و بر روی یکی از عناصر اربعه حکمرانی میکندند . و هر دو به عنوان موجوداتی ماورایی با بالاترین قدرت تجسم میشوند . و به همین خاطر چون نگهبانان ارشد خود دارای نامی مشخص نمیباشند . با جهتی که مشخص میشوند با همان نام فرشتگان مقرب آن جهت نامگذاری شده اند .

نگهبان ارشد مشرق حاکم عنصر باد بوده و به نام فرشته مقرب رافایل خوانده میشود به نام نسیم مشرقی " آرآس " فصلش بهار و ستاره اش " آلدباران" است .
نگهبان ارشد جنوب حاکم عنصر آتش بوده و به نام فرشته مقرب میکائیل خوانده میشود به نام نسیم جنوبی "نوتاس" فصلش تابستان و ستاره اش " رگآلآس" است .
نگهبان ارشد مغرب حاکم عنصر آب بوده و به نام فرشته مقرب گابریل خوانده میشود به نام نسیم مغربی "زیپیرس" فصلش پاییز و ستاره اش "آنتارس" است .
نگهبان ارشد شمال حاکم عنصر خاک بوده و به نام فرشته مقرب ارائیل خوانده میشود به نام نسیم شمالی "بارآس" فصلش زمستان و ستاره اش "فامالحات" است .


گرگینه ها Werewolves

در کنار خوناشامان ( به بخش خوناشامان همین مقاله رجوع شود ) گرگینه ها یکی از مشهورترین موجودات ماورایی برای بشر امروزی است و همانند خوناشامان مشهوریتشان مدیون این است که آنها نیز در بین ما در هنگام صبحگاه هان به زندگی میپردازند و تنها در شامگاه هان به موجودی مخوف بدل میگردند. این پدیده از بیماری خاص به نام لایکانوتروپی ناشی میشود . که ممکنه هم حالتی روانی باشد و در مواقعی بسیار نادر حالت تغیر فرم فیریکی هم در بیماران گزارش شده . تنها و بهترین این گزارشات توسط سابین بارین گالد در سال 1865 در کتاب مشهورش یعنی گرگینه ها به ثبت رسیده و حتی در دوران معاصر هم در این باره منبعی قابل استناد میباشد .
آقای مونیگ سامرز هم در باره این موجودات در کتاب معروفش گزارشاتی آورده . گرگینه ها در هر دو کتاب افرادی هستند که از لاکانوتروپی بر اثر پدید ه ای مرموز رنج برده و بصورت روانی و یا فیریکی این بیماری در آنها نمود پیدا میکند .

گرگینه های داستانهای کهن از مدل معاصر کنونی بسیار متفاوت بوده اند . در هیچ افسانه ی از این مورد که این بیماری میتواند توسط گاز گرفتن سرایت کند حرفی به میان نیامده . در تمام آن نوشته ها لاکانوتروپی در اثر پرداختن به جادوگری که با شیاطین در ارتباط است برای جادوگر ناشی میشود. و در مواردی داستانهای از پوستینی که جادوگر خبیث از ( فردی سیاه ) خود شیطان دریافت میکند به این موجود مبدل میشود به چشم میخورد . که هنگامی که جادوگر این پوستین را به تن میکند به موجودی شبیه گرگ یا خود گرگ تبدیل میشود که در این حالت به جنگلها رفته و کشتار به پا میکند . در مکتابی سحرآمیز هم اعتقاد بر این است که جادوگر شیطانی را احضار میکند و از او میخواهد که قدرت تبدیل به گرگ را به او ببخشاید . البته در برخی از اساطیر هم گفته شده که نیاز به هیچ پوستین جادویی نیست و گرگینه خود به خود و بصورت کاملا سریع روی بدنش مو رشد میکند . و در صبح گاه خود بخود این پشم گرگ ناپدید میشود . . در قرون وسطی جادوگران اکثرا بخاطر توانای تغییر فرم خود یا دیگران به گرگینه مجازات میشدند . گهگاهی هم جادوگران بخاطر این که پوستین های جادویی برای این منظور میساختند مورد مجازات قرار میگرفتند . در این افسانه ها نیازی به وجود بدر کامل ماه جهت تغییر فرم گرگینه نبود .

در قرون وسطی و دوران تاریک اروپا مجازات کسی گرگینه تشخیص داده میشد . مانند جادوگران یا چوبه دار بود و یا سوزاندن در آتش . بلندی قد یک گرگینه به این تعبیر میشد که هرچه گرگینه بلندقدتر باشد مدت بیشتری است که به گرگینه تبدیل شده و یا جادوگری خبیثتر است . و افراد بیشماری در آن دوران مجازات شدند تنها بیماران روانی بودن که از این بیماری روانی رنج میبردند. و شایان ذکر است که در دوران معاصر این بیماری در میان دیگر انواع بیماریهای روانی بصورت خیلی کمیابی مشاهده میشود و گزارشاتی از این بیماران در دست است . در این شرایط بیمار فکر میکند که گرگ است . ولی باید این را هم در نظر داشت که گزارشات معتبری در دست است که اگر فردی در تسخیر موجودی خبیث و ماورایی باشد . ممکنه مانند گرگ ها رفتار کند و سر به طبیعت وحشی و بکر بزند .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/03 و ساعت |
اساس وقدرتهای خداوندی

این اساس و قدرتهای الهی یکی از سوال بر انگیز ترین جنبه های تجسم خداوند میباشد که بر روی شرایط انسانها و البته روی کل کیهان و طبیعت تاثیر قابل ملاحظه ای دارد . در مسیحیت به آن تثلیث میگویند که توسط فرشتگان همراهی میشود . برای پاگانها محترم بوده و به آن قدرتهای خداوندی طبیعت میگویند . یگانه قدرت کیهان و مالک تمام امورات که هم به آینده مرتبط است هم حال را میسازد و هم بر گشته حکمرانی میکند ( فارق از زمان و مکان ) و این چنین قدرت یگانگی برای تماس چنان بزرگ و دست نیافتی است که اکثرا برای تماس از قسمتی از این قدرتها بهره میجویند . و صد البته برای مقاصدی خاص از بینهایت قدرت یگانه کیهان تنها جنبه ای خاص فراخوانده میشود مثلا برای درمان برای محافظت برای ایمنی در سفر برای همچین مقاصدی فرد دست به دعا بر میدارد و مثلا قدرت درمانگری اعظم را فرا میخواند و برای محافظت از محافظ اعظم مساعدت میجوید و برای سفر از خرد لایتناهی تقاضا میشود . که در مکاتب پاگان هرکدام نام خداوندی کوچکتر است .

و اینچنین است که قدرتها و اساس خداوندی بصورت خدایانی کوچکتر برای پاگانها تجسم میشود . مانند قدرت و یا خداوند ماه و خورشید . قدرت مهر و دوستی قدرت دریا ها که هرکدام یا نام قدرت خداوندی هستند و یا نام خداوندانی کوچک در اصل هرچه خوانده شود اساس یکی است . این اساس قدرت لایتناهی که به هزاران نام در مکاتب گوناگون خوانده همیشود اساس آفرینش کیهان و حاکم کل امورات آن فارق از زمان و مکان است. از نامهای متفاوت این قدرت لایتنهاهی میتوان به نمونه های مشهوری اشاره کرد . مانند ین و یانگ . بیناه و چکماه . روز و شب و ماه و خورشید . در طول دوران بشر برای این قدرتهای اساسی کیهان اسامی متفاوتی برای تماس و کمک انتخاب کرده.

(برای اطلاعات بیشتر از این موضوع پیشنهاد میشود مقاله طبیعت خداوندگاری را مطالعه بفرماید زیرا این مقوله خود مقاله جدا میطلبد ).

والکری ها Valkyries

این موجودات زنانی مجهز به کلاه خود و نیزه هستند و سوار بر مرکبی بالدار . در اساطیر نروژی آمده که برای جنگ رگناروک اودین محتاج لشکری از جنگجویان قوی و نترس است . و این والکری ها مامور میشوند تا از تمام جنگهای که در زمین در میگیرد روح جنگجویان قوی را انتخاب نمایند . و آن جنگجوی قوی را به سمت بهشت اودین معروف به والهالا همراهی نمایند . والکری ها پیام رسان اودین هم هستند . و هنگامی که بر روی مرکبشان از شمال به زمین در حال حرکتند از بارقه زرهشان انواری زیبا تولید میشود که به آن انوار سرزمین شمال میگوید . برخی از والکری ها به اسم خواند میشوند مانند برینهیلدر . غول . غوندال . غانون . هرفخوتور و هیلدر و هالدغونور . هولوک . سیگردریفا . سیگرن و سوافا . در بسیاری از جهات والکری ها خیلی شبیه پری ( جن ) هستند و مراسم احضار آنها همانند این موجود است .

خوناشامان Vampires

این موجود که زمانی ترسناک و اکنون حدوداً دارای شخصیتی رمانتیک در اذهان عمومی است هرچه باشد همیشه بشر را در عین حال که ترسانده به خودش هم جلب کرده . تمام گزارشاتی که در تاریخ برای این موجود ثبت شده است یا نشان از بشر فانی در آن است و یا نشانه از موجودی نامیرا و غیر انسانی که توان مردن را ندارد. هرچه باشد نمونه های تاریخی و مستند خوناشامان بشر فانی بوده که دست مایه اعتقادات قرون وسطا در باره موجودی ماورایی شده اند . اغلب این داستانهای آن دوران از دو موجود صحبت میکنند که یکی خوناشامانند و دیگری گرگینه ها . همچنین دارای توانایی های ماورایی و تغییر فرم که در نهایت این موجود را به شیطانی تشنه به خون انسان تبدیل کرده است . برخی از داستانها به این میپردازد که افراد گناهکاری که در شرایط و خیمی دچار مرگ میشوند بعد از خاک سپاری از تابوتهایشان بیرون آمده و به شکار شبانه میپردازند . و البته این داستانها هم هست که افرادی که توسط خوناشام گاز گرفته میشوند خود تبدیل به این موجود میشوند . و تنها مورد و نظریه که قابل احترام بوده و از قالب داستان خارج میشود به آقای مونیگ سامرز در کتاب خوناشامانش برمیگردد که این ایده را ارائه میدهد که در واقع خوناشام تجسد فیزیکی از روح نا آرامی فردی است که در طول زندگی خود به هنرهای تاریک میپردازد و به شیاطین و پرستششان پناه میبرد. حال کدام نظریه بیشتر قابل تایید است هنوز معلوم نیست

مونیگ سامرز در کتابش به روشهای کلاسیک طرد و مقابله با این موجود ماورایی میپردازد که اولین آن فرو کردن چوبی در قلب این موجود است . البته با جدا کردن کامل سرش هم میتوان او را نابود کرد. و بهترین آن همانا سوزاندن این موجود است . که بدین سان وجود ناپاکش توسط آتش از زمین زدوده میگردد. در کتابش سامرز همچنین مینویسد. این جانور هنگامه که کشته میشود چون مدت مدیدی از مرگش میگذرد و در واقع چون زمان برایش گذشته ولی خود در این وضعیت مانده بوده بعد از کشته شدن به ناگه جسدش تبدیل به خاک میگردد . که به این نتیجه میرسیم که هر وقت خوناشامی کشته شود باید سریعا به خاک بدل گردد. سامرز در کتابش این گزارش را هم ثبت کرده که آب مقدس مانند اسید وجود این موجود را میسوزاند . این موجود از نشانه صلیب میهراسد .این وسیله و وسایل مقدسی نظیر این. این موجود را ضعیف میکند . البته این موجود از گیاهان و درختان خاصی هم بیزار است که در میان این ها مشهور ترین سیر است همچنین در این کتاب آمده که این موجود نسبت به فلز نقره ضعیف بوده و گلوله ای نقره ای که توسط کشیشی تبرک شود کشنده ترین صلاح برای این موجود است . تنها باید محتاط بود که در زیر نور ماه در شبانگاه و مخصوصا هنگام بدر کامل این عملیات انجام نشود چون این موجود در قوی ترین حالت خود بوده و سریعا خود را ترمیم خواهد کرد . البته در عالم جادوگری رابطه فلز نقره و ماه کاملا مشخص است و میدانیم که تابش نور ماه روی فلز نقره تمام خاصیت این فلز را خنثی کرده و تا حدودی به سمت عکس هم پیش میبرد . شایان ذکر است که کتاب سامرز تنها مورد کتابی است که از دوران قرون وسطی اروپا از این موجود و روشهای مبارزه با آن به ما اطلاعات میده و صحت و سقم این مطلب با خود نویسنده است

در گزارشات مستند تاریخی مهمترین نمونه خوناشامی فردی به اسم والاد دراکولا پسر دراکول نام دارد . که در زمان معاصر به چنین فردی صفت سادیستی حاد اطلاق میگردد تا خون آشام . قابل تذکر است که هیچ گزارشی از نوشیدن خون انسان و یا خوردن گوشت انسان از این پرنس ترنسیلوانیا ( واقع در رمانی کنونی ) در دست نمیباشد . ولی گزارشات متعددی از تدارک بزم و مراسم شام در میان قربانیان که غرقه در خون و بر روی سر نیزها بودن موجود است . در حالی که نمونه بارز دیگر که "کنتس الیزابت باتوری " است بیشتر شبیه خوناشام است .مستند است که در سال 1560 در همان مکان یعی ترانسیلوانیا بدنیا آمده و زن یکی از نوادگان والاد دراکولای افسانه ای بوده . این خانم برای اینکه طراوت و جوانیش را از دست ندهد به این نتیجه میرسد که باید از خون بانون جوان استفاده کند بری این منظور او ندیمگان زن زیادی را استخدام میکند که هیچ کدام آنها بعد ها دیده نمیشوند و مفقود میگردند . شاهدان عینی گزارش داده اند که در قصر این بانوی خوناشام این دختران بخت برگشته مورد شکنجه قرار میگرفتند . قطع عضو شده و خون آنها بصورت کامل از بدنشان کشیده میشد . که کنتس روانی ما بعد در حمامی که توسط این خونها جمع آوری شده از دختران جوان به پا میشد استحمام میکردن و اغلب هنگام استحمام از این خون هم می آشامیدن . در بین سالهای 1600 و 1610 حدود 600 تا 650 دختر جوان توسط این کنتس سلاخی شدند که این رکورد کنتس الیزابت را به بزرگترین قاتل زنجیره ای تمام دوران کره زمین تبدیل میکند . این واقعه تا هنگامی که دختران طبقات اشرافی شروع به ناپدید شدن کردن در پرده ای از ابهام بود و تنها در آن زمان بود که حکومت بلغارستان نیروی که توسط یکی از خویشاوندان خود الیزابت رهبری میشود به نام کنت کیورگی تورزو به قصر این کنتس جهت شبی خون گسیل می کند . ترس و وحشتی که آنها موقع حمله هنگام رویا رویی با چنین صحنه ای تجربه کردند بینهایت جانکاه و وصف ناپذیر بوده . تمام دست اندر کاران این جنایت در همان قصر اعدام میشوند و خود کنتس روانی در یکی از اتاقهای قصرش برای ابد زندانی میگردد .
به هر حال هر دوی این نمونه ها خانم کنتس الیزابت و والاد دراکولا خوناشامان مستند تاریخی بوده و هر دو بشر فانی بوده اند و نه موجودی ماورایی و یا موجودی نامیرا . و شاید همین واقعیت است که این هیولاها را بیش از پیش ترسناک کرده است .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/05/01 و ساعت |
عفریته شب the Night Hag ( بختک )

این موجود یکی از ترسناک ترین نیروهای شیطانی است ک فرد میتواند تجربه کند . این موجود از دسته ارواح خبیث و خوناشامی روحی است . و در متون و گزارشات ساحران از این موجود به نامهای ساکاکابا س و اینکاباس
هم نام برد شده . این موجود تنها توسط قربانیانش احساس میشود . اولین برخورد هنگامی روی میدهد که قربانی این موجود از خواب بیدار شده و این موجود را روی خود دیده ودر این زمان نه توانایی حرکت دارند و نه واکنش ( فریاد ) . البته گاهی هم قربانی این موجود را هنگام نزدیک شدن به خود میبیند و گاهی هم اصلا این موجود دیده نمیشود . ولی در هر شرایطی که اولین بر خورد صورت گیرد مابقی واقعه در تام موارد یکسان گزارش میشود .
بختک خود را روی سینه قربانی می اندازد و شروع به تخلیه قدرت حیاتی فرد میکند . بانوان ساحری که این مورد رو تجربه کردن اغلب گزارشاتی از رویت موجودی مذکر و البته به شکل سایه و نامشخص ارائه کرده اند (اینکاباس ) . و در موارد کمتری میتوان گفت جادوگران مرد هنگام تجربه این حمله این موجود را شبیه زنی ترسناک و عجوزه دیده اند . و در مواردی واقعا نادر گزارش شده که این موجود به شکل زنی زیبا و دلبر بر قربانی ظاهر شده ( ساکاکاباس یا لیلیت ) که اغلب در نهایت این بانوی زیبا به عفریته تغییر فرم میدهد .
البته یک همچین تجربه ای در برون فکنی های ناقص ممکن است توسط جادوگران به هنگام برگشت کالبد اثیری و هوش به کالبد فیزیکی قبل ار بیداری کالبد فیزیکی روی دهد که نباید این دو مورد که تقریبا مواردی مشابه از نظر رویه رخدادهای موارد برای فرد است را یکی دانست .

افرادی ممکنه برای یک بار در زندگی همچین تجربه ای داشته باشند و افرادی ممکنه خیلی با این حملات مواجه باشند و در مواری کاملا نایاب هم گزارشاتی مبنی بر حملات شبانه بصورت مداوم در مدت زمانی مدید بوده است. جن گیران همیشه در مراسم دور کردن این موجود موفق عمل کرده اند و مراسم این جن گیری در اکثر کتب جادویی برای عموم در دسترس است و به راحتی توسط افراد و جادوگران انجام شده و نتیجه مطلوب حاصل
میگردد.البته برای محافظت و جلوگیری از رویارویی با چنین موجودی میتوان بر روی فرد یا منزل طلسمات محافظ و یا سپر مدافع ایجاد کرد .

ارواح شریر( Poltergeist)

این واژه ریشه آلمانی داشته و به ارواح که باعث حرکت اجسام میشوند اطلاق میشده . اکثرا این پدیده برای نوجوانان در حال بلوغ و دارای مشکلات روحی چون افسردگی درون گرای مفرط و در مواردی دارای مشکلات جسمانی که باعث افسردگی میشود رخ داده و در نزدیکی این افراد اجسام شروع به تکان خوردن کرده و از ایجاد این پدید ها فرد دچار ترسی فراوان میشود . در این زمانه و عصر حاضر این اعتقاد در بازرسان پارانرمال به وجود آمد ه که این پدیده اصلا کار ارواح شریر نیست و در واقع باعث و بانی این پدیدهای غیر عادی ریشه خارجی ندارد و نیروی رها شده سایکیک و تلکنسی خود فرد است . و هنگامی که این انرژی بطور کنترل نشده از فرد آزاد میشود باعث حرکت اجسام میشود . درهای منزل به هم کوبیده میشوند .صدای تق تق و وز به گوش میرسد ممکنه باعث حتی نسیم شود . که تمام این موارد بوجود آمد ممکنه باعث خرابی اجسام و وسایل منزل گردد و حتی ممکنه باعث اسیب به خود فرد گردند . این موارد چون توسط ارواح ایجاد نمیشود و منشا خود فرد است هرگز نمیتوان با مراسم جن گیری همچین پدیدهای رو متوقف کرد . برای متوقف کردن این پدیده ها اولین قدم همانا تشخیص این مقوله است که آیا با پولترگایست رو برو هستیم یا واقعا ارواح سرگردان ( به بخش ارواح سرگردان همین مقالات مراجعه شود ) و هنگامی که کاملا مجاب شدیم که با پدیده پولترگایست طرف هستیم . تمام افراد داخل منزل باید بازرسی شوند تا فرد مورد نظر تشخیص داده شود . و روشهای درمان بیماریهای روحی را روی فرد جهت بالا بردن روحیه و کنترل و تشخیص این قدرت ها برای فرد در نظر میگیرند. . البته باید خیلی محتاط بود چون این دو پدیده یعنی پولتر گایست و ارواح سرگردان به راحتی با هم اشتباه گرفته میشوند . البته میتوان از جراحات روی افراد هم این تشخیص را داد بدینگونه اگر با پدیده پولترگایت طرف باشیم جراحات افراد همیشه فرم جراحت ناشی از برخود اجسام را دارند ولی در مورد ارواح سرگردان وشریر جراحات اغلب شبیه جراحات ناشی ناخن و گاز گرفتگی و کلا جای ضربات بدنی است نه اجسام .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/31 و ساعت |
لارو ها

لارو ها کرمهای جهان استرال هستند . خوشایند نیستند هرچند کلا یک کرم هیچ وقت موجودی خوشایند نبوده و نیست . لارو غذایش را از نیروی حیاتی استرال تمام موجودات چه مرده و چه زنده تامین میکنند
که اغلب باید گفت لارو ها پوشش اتریک باقی مانده در موجودات مرده را متلاشی میکنند و می بلعند دقیقا همان عملی که گونه های مادی کرم با اجساد انجام میدهند . پس با این وجود آنها نقش مهمی را در محیط استرال با تمیز کردن این اضافات انجام بازی میکنند . که همانا تمیز کردن محیط اتریک از این باقیمانده های اتریک است . البته یک لارو توانای تغذیه از نیروی اتریک افراد در قید حیات مادی را هم دارد و در این مورد است که خطر اصلی نهفته میباشد .

باید این واقعیت را همیشه در نظر داشت که مانند یک کرم .لارو ها هم از هیچگونه شعوری برخوردار نیستند و تنها دنبال منبعی اتریک جهت تغذیه میباشند و برای همین است که در اکثر مواقع لارو خود را به کالبد اثیری افرادی می چسباند که در کارهای مربوط به مرگ و زمان مرگ هستند . مانند مرده شورها . کلا پرسنل قبرستانها و حتی پزشکان که گهگاهی با پدیده های مربوط به مرگ برخورد دارند و در بادیه جادوگری هم جادوگران نکرومانسر و کلا جادوگران هنرهای تاریک در تیر رس این لاروها قرار دارند . حتی دیده شده که لاروها به انرژی اتریک تولید شده در مراسم جادویی هم حمله میکنند .
علایم ناشی از حمله این موجود روی فرد را میتوان سرگیجه و منگی فرد . خستگی ناگهانی ومفرط . گاهی ناامیدی و احساس تهی بودن و حتی یاس و سرد شدن احساسات را در فرد که هیچ کدام منشأ فیزیکی ندارند مشاهده نمود . نمونه های بسیاری هم موجود است که بیمارانی که این علائم را داشتند و به نظر پزشکان نوین هیچ دلیلی برای بیماریشان نبوده که در واقع در مرض هجوم لارو ها بوده اند و برای دور کردن لارو مراسم مخصوص انجام شده و فرد علاج یافته .

لارو توسط افراد با دید ماورایی قابل رویت است . جادوگرانی که به جهان های موازی توسط برونفکنی کالبد اختری ورود و خروج میابند هم میتوانند این موجود را رویت نمایند البته با کمک مراسم جادویی خاصی هم میتوان این موجودات را دید . هنگام مشاهده برای جادوگرد لارو در قالب یه موجود ترسناک و اغلب شبیه کرمی بزرگ و یا موجودی به شکل زالو که به کالبد اثیری چسپیده و مشغول تغذیه از آن است رویت میشود . میتوان لارو را با استفاده از بخورات و گیاهان همانند مراسم جادویی دور ساخت این بخورات اغلب بخورات سرکه . سیر و یا سایر بخورات خوشبو و محرک میباشند . .

Muses

اینان الهه های هنر و دانش هستند . با استناد به اساطیر یونان آنها الهه میباشند ولی در مکاتب سری مدرن و مذاهب . آنها را جز فرشتگان میدانند . اینان الهام بخش شعرا موسیقی دانان و نویسندگان و فلاسفه میباشند . در متون گزارشاتی از وجود9 تا از این فرشتگان به میان آمده که نام هایشن عبارتند از کالیوپه . کلیو . اراتو . اتروپ . ملپومه پولیمنیا. ترپوسیکور . تالیا و یورانیا . البته گاهی سه نام دیگر هم در موتون یافت میشود که عبارتند از ملته . مانامه و عوده .

نفلیم ها Nephilim

اینان فرزندان گریگوری ( برای اطلاعات بیشتر به بخش Grigori رجوع شود ) و زنان مادی هستند . با استناد به تورات بخش 6:4 میخوانیم " نفلیمها در زمین جولان داده - و حتی در آینده هم خواهند داد – هنگامی که فرزندان خداوند با دختران بشر فرزندانی را به دنیا آورند . آنان قهرمانان بشر خواهند بود" .
به استناد به انوخیان اصل طوفان نوح برای نابود کردن نفلیمها و این بی نظمی بوده هرچند در تورات نوشته شده که تنها نوح و خانواده اش از نسل بشر از این طوفان نجات یافته اند . ولی ما در تورات بخش 13:30 می خوانیم که گماشتگان موسی بعد از برگشت از سرزمین کنعان گزارش میدهند که نفلیم ها را در آن سرزمین رویت کرده اند . این گماشتگان میگویند : " ما نفلیم را در آن سرزمین دیدیم .ما به نظرمان در برابرشان شبیه مارمولکهای کوچک بودیم ." اگر به تورات استناد شود نفلیم و بازماندگانش ممکنه از طوفان جان سالم بدر برده باشند . و یا ممکنه اصلا این گونه از نفلیم منشا بعد از طوفان بزرگ داشته باشند و بعد از سیل عظیم بوجود آمده باشند .

گلایف و برادرانش گفته میشود که از نسل نفلیم ها بوده اند . این دیوها که در تورات از آنها نام برده شده و میتوان به نامهای چون رافایت . امیت . اناکیت اشاره کرد و گمان میروند که از بازماندگان و نسل نفلیمها باشد . البته میزان زمانی که نفلیم و نسلش دوام آوردند را ما نمیدانیم . آخرین موردی که از دیدن این موجودات گزارش شده به
جنگی باز میگردد که در سرزمین گات ( سرزمین گلایف و برادرانش ) بر علیه برادران گلایف در گرفته است . هرچند ممکنه که این بازماندگان با ازدوان با بشر در هر نسل نسبت به نسل پیشینش بیشتر به بشر شباهت پیدا کرده و اکنون میان نسل بشر در فرم انسان در حال زندگی باشند . و ما هرگز دیگر نتوانیم نوادگان این دیوها را با شباهتی که به انسان دارند . تشخیص دهیم . اگر این نظریه درست باشد . ممکنه نوادگان این دیوها هنوز درمیان ما باشند هرچند خودشان هم از این قضیه چیزی نداند . البته جادوگرانی بر این باورند که افرادی که دارای قدرتهای ماوریی درونی مانند دید ماورایی و قدرتهای اسرار آمیز دیگر و یا هوش بالای غیر عادی و حتی دارای بدنی مافوق معمول و قوی هستند ممکنه خویشاوندان نسبی نفلیمها باشند که این قدرتهای ماورایی نسل به نسل نسبت به اسلافشان نقصان میابد .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/30 و ساعت |
Furies

فیوری ها ارواح انتقام و خونخواهی رم باستان میباشند . این موجودات که سه خواهر به نامهای الکتور .تیسفون و ماگاارا میباشند فرزندان گایا و ارانوس هستند آنها بجای مو بر روی سرشان مارهای زنده دارند و به گفته ای خون فردی را که به آنها نظر افکند در جا خشک میکنند . آنها مجازات کنند گان مردان و زنانی هستند که دچار قتل و یا جنایتی بزرگ شده باشند . و در اصل تحت نظر خدایان انجام وظیفه مینمایند . فیوری ها بی رحم هستند و البته نسبت به وظایفشان کاملا صادق . ممکنه این موجود گونه ای از فرشتگان باشند چون اعتقاد بر این است که تحت فرمان خدایان برای اجرای عدالت هستند . جادوگران باید بسیار هوشیار باشند تا هرگز این موجودات را به نامشان بر انگیخته نکنند چون ممکنه جان خودشان را از دست بدهند .

ارواح سرگردان ( ارواح نوع بشر سرگردان )

روح سرگردان آن قسمت از بشر است که از گزند مرگ میگریزد و ممکنه بنابه دلایلی به محیطی در زمین فیزیکی متصل بماند . بسیاری از بازرسان پارانرمال بر این باورند ارواح سرگردان ارواح افرادی هستند که یا به طرز نامشخصی و معما گونه و ناحق جان باخته اند و یا کاری بسیار مهم را ناتمام گذاشته اند . در همچین مواقعی روح سرگردان با القا ها و تاثیراتی که روی بازرس پارانرمال دارد . او را به یافتن سرنخهایی از حادثه که باعث مرگ فرد شده رهنمون میکند . به همین خاطر شکار یک روح سرگردان باید با دقت و شمّ پلیسی قوی دنبال شود تا نتیجه دهد و همچون پرونده یک قتل و یا جنایتی موشکافانه دنبال گردد حتی اگر به ظاهر موضوع مرگ خیلی معمولی جلوه دهد . . البته استفاده از جادو و مراسم جن گیری . (Exorcisms) برای اخراج همچین روح سرگردانی هم انجام میپذیرند. که تنها باید در مورد اواح سرگردانی که باعث ناراحتی هستند و به اصطلاح ارواح خبیث هستند اجرا گردد .. و اگر روح سرگردانی هیچ مشکلی را برای کسی ایجاد نمیکند و تنها با تاثیر بر روی مدیومها تماس دارد . یک بازرس باید سعی کند تا با ملایمت تماس گرفته ( توسط روشهای تماس با ارواح ) تا به سرنخهای واقعه نزدیک شود که در بسیاری از مواقع که مستند میباشند این روش بازرس را به بقایای جسد فرد یا وسیله قاتله ای که فرد به قتل رسیده رهنمون میکنند . البته این سرنخها بازرس را گاهی به دفترچه های روزانه فرد و گاهی هم به تکه ای نوشته از فرد متوفّی شده که این شواهد باعث حل موضوع میگردند و روح سر گردان بدین وسیله از این چفت شدن به محل فیزیکی راهی میابد .


خدایان ( مذکر و مونث )

امروزه بسیاری از نئو پاگانها به خدایان تمام فرهنگها و سنتها اعتقاد دارند . گفته میشود که این خدایان کوچک تنها فرمان بردار خداوند بزرگ کیهان هستند که توسط انرژی گسترده در تمام کیهان قابل حس و همیشه میان ماست ( این همان خدای بزرگ ادیان است که واحد بوده و شریک ندارد ) . برای جادوگران و کاهنان کابالا این نیرو به نام (Binah and Chokmah ) بود ه و برای جادوگران سنت ویکا به نام های Lord اسم برده میشوند . یهودیان به ان هیوه میگویند مسیحیان به آن Holy Spirit.و God میگویند و مسلمانان به آن الله میگویند . این قدرت لایزال کیهان برای خود در امور کیهان وکلایی دارد که به تمام امور برسند که این وکلا همانا فرشتگان مقرب و فرشتگان ادیان و خدایان پاگانها میباشند . در کل این وکلای خداوند هرچه که نامشان باشد جز گروه علوی و عرش الهی هستند .

زیبا رویان Graces

این زیبا رویان که ذاتی پاک و الهی هستند . مظهر زیبایی. خوشی و دلربایی هستند . آنها منبع الهامات هنرمندان و نقاشان و البته شعرا هستند در اصل آنها خدایان مونث باوری و طبیعت هستند که خیلی هم با اینکه ذاتی علوی دارند نزدیک و محسوس برای افراد جهان های زیرین هستند . جوانترین این گونه اسپلندور نام دارد که گاهی به نام همسر هفستوس از او در متون یاد میشود نام دیگر خواهران مریت و تالیا ( الهه لبخند ) میباشد آنها در اساطیر یونان و رم به عنوان دختران زئوس و هرا شناخته شده اند و گاهی به متونی که میگوید اینها دختران ونوس و دینوسوس هستند بر میخوریم که اگر به هومر استناد شود آنها دختران ونوس ( الهه عشق و زنانگی ) و دینوسوس ( الهه انگور و شراب هستند )

این زیبا رویان در طبقه علوی در منزل پایین قرار میگیرند که در حد مقام فرشتگان مذاهب میباشد اینان در مراسم جادوی که برای شروع دوباره رفاقت . خوش یومنی و یا مربوط به پاک کردن زخمهای و جراهات روحی و احساسی ناشی از ناکامی عاشقانه باشد احضار میگردند .

Grigori

عموما در کتب به نامهای فرشتگان پاسدار (Watchers) معروفند . و آن دسته از فرشتگانند که وظیفه پاسداری از نوع بشر را به عهده داشتند . کتاب انوخیان جلد اول میگوید که این گونه از فرشتگان در رابطه تنگاتنگی با بشر بوده اند که حتی باعث وسوسه شده و حتی گاهی زنهای فانی اختیار کردند . فرزندان این گونه از فرشتگان نیمه مطرود و انسان هستند و به نام نفلیمها ها معروف هستند ولی این فرشتگان حتی از این هم فراتر رفتند وبا حیوانات هم در هم آمیختن به استناد به کتاب اول انوخیان آنها با پرندگان حیوانات وحشی خزندگان و ماهیان در هم آمیختند و حاصل این وصلت تولید انواع مخوف از دیوها شد که در اکثر کتب حماسی و اسطوره ای از آنها یاد شده . این فرشتگان در واقع همانان بودند که به زنها آموختند که چگونه سحر و افسون کرده از ریشه های گیاهان بهره ها جویند و کلا جادوی گیاهان و بخورات را انجام دهد و به مرد آموختند که چگونه اسلحه ساخته و برای خود زیور الات درست کند ( کتاب اول انوخیان 1-7:2)

هنگامی که فرشتگان مقرب این را دیدند آنها برای تمام کردن این بی نظمی روی زمین دست به اقدام زدند سر فرشته اوریئل به نوح دستور ساخت کشتیش را قبل از طوفان بزرگ داد. و رافائل مأمور شد که ازازئل را در صحرای دودل محبوث کند . گابرئل مامور نابودی نیلف ها با فشار بر آنها برای جنگ علیه یکدیگر گشت. ( چون نیلف ها موجودی نیمه مادی بودند و با سالخوردگی نمیمردند ) و فرشته مقرب میکائیل دستور داد که سمیازا و همراهانش را در در های زمین تا روز قیامت اسیر گردانند . جالبه که فرشتگان پاسدار و اکنون نیمه مطرود و در بند( ازازئل و سمیازا و گریگوری) در بهشت زندانی نشدند و احتمال اینکه روزی محل زندانشان در زمین پیدا شود هست ولی هرگز نمیتوانند از این زندان تا روز قیامت آزاد گردند .
این گونه از موجودات را که به Watcher ها معروفند نباید با گونه ای که به آن Watchtower ها میگویند اشتباه شوند هرچند اینان استفاده از سحر و جادو را به نوع بشر آموختند و حتی نباید آنها را در رده شیاطین و فرشتگان مطرود قلمداد کرد . و در واقع میشه گفت آنها فرشتگان نیمه مطرود هستند و نباید این سه سر فرشته نیمه مطرود یعنی ازازئل و سمیازا و گریگوری را جز دسته ای از فرشتگان قرار داد که ملازم لوسیفر شدند آنها همیشه مطرود بوده و در جهنم هستند . در اسطورها اشاره شده که خدایانی به انسان سحر و جادو را آموختند و به او راه پیشرفت و صنعتی شدن را نشان دادند آنها کار با فلزات و آتش را به بشر آموختند آنها نیز سه موجود بودند به نامهای هکاته هرمس و پارماتئوس و متون زیادی در باره گرفتن همسر فانی توسط این خدایان هست . هرچند هنوز این دو نوع موجود ماورایی اشاره شده به هم آنچنان جز در موارد فوق الذکر مرتبط نیستند . در هیچ متنی از مجازات و به بند کشیدن این خدایان حرفی به میان نیامده.





+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/27 و ساعت |
پری یا ( جن) Fay *

موجودی اثیری است که در قلمرویی از سرزمین اثیری زندگی میکند که به آن سرزمین پریان میگویند
بخاطر وابستگی که به نیروی حیاتی زمین دارند  ارتباط نزدیک و ورود و خروجی همیشگی به
سرزمین مادی داشته و بیشتر در جنگلها و مراتع بکر و دست نخورده دیده میشوند . و اغلب به شکل گوی های نورانی دیده میشوند و در بررسی دقیقتر جسمی شبیه انسان دارند . ..
اعتقاد به پریان ریشه و تاریخی برابر با خود انسان و عصر نوسنگی دارد. سلت ها " باور داشتند گونه ای از پریان که به فرزندان الهه دانو معروفند و توسط کشتی های بالدار و پرنده خیلی وقت پیشتر از موقعی که پای انسان به ساحل بریتانیا برسد به انجا رفته بودند. دارند اینگونه که همچنین به تاتها و یا سیده ها معروفند جنگهای زیادی را با گونه ها دیگر پریان داشته اند که از این گونه ها میتوان به فوموری ها و فیر بالگ ها که هر دو از قبیله های پریان تاریک و خبیث اند اشاره کرد. هنگامی که سلت ها به سواحل بریتانیا در دوران پارینه سنگی مهاجرت کردند تاتها شروع به منزوی شدن و دور ماند از انسانها نمودند . و این اعتقادات خیلی شبیه اعتقادات وایکینگها به موجودی به نام الف است . ( گرگ نقره ای : و این اعتقادات خیلی شبیه به اعتقادات ایرانیان به موجودی به نام جن است ) و در اعتقادات گرمنیک ها هم موجودی با همین وضعیت به نام داسی یافت میشود

البته نباید این موجودات را با پریانی که در کتب کودکان به تصویر کشیده میشوند یکی دانست اینان موجوداتی از قلمرو اثیری هستند ولی توانی برون فکنی عالی در هر فرمی در جهان مادی ما را دارند . گزارشاتی از انواع فرمهای این موجود در کل جهان اعم از گوی های نورانی موجوداتی شبیه به بشر غبار و البته ابر و غیره بوده .
این موجود گفته میشه که خیلی برای جادو گران و کمک به آنها مخصوصا برای طلسمات و گماردن آنها به کارهای خاص خوب بوده و موارد استفاده فراوانی دارد . البته کلا این موجود به هر فرمی باشد برای بشر ایجاد ترس خواهد کرد .و افرادی که مثلا در جنگلها بطور تصادفی با این موجودات برخورد داشتن یا ناپدید شدن و یا به جنون کشیده شده اند . در گزارشاتی فراوان آمده که این موجودات بچه های تازه متولد شده را میربایند و به جای آن کودکی مریض را جایگزین کرده که بیشتر از چند روز دوام نمی آورد. البته هدف این ربودنها چه کودکان و چه بزرگسالان بطور مشخص برای ما آشکار نیست و اعتقاد بر این است که برای تولید نسل از این افراد ربوده شده استفاده میشود که ممکنه نسلی دو رگه از بشر و این موجود ساخته شود . که به آنها پریزاد ( جن زاد ) میگویند . اگر دقت شود اعتقاد به گوی های نورانی پرنده . موجودات عجیب و البته ناشناخته و این ربودن ها بینهایت شبیه به داستانها و اعتقادات بشر کنونی از موجودات فضایی و بشقاب پرندها است . پدیده ای که امروزه توسط هزاران نفر تجربه شده البته این نظریه و شباهت ممکنه برای خیلی ها مضحک به نظر آید ولی شواهد و نزدیکی این دو پدیده و گزارشات خیلی شک بر انگیز است . هرچه باشد پریان توسط انسانها دیده شده اند ولی الان گزارشات مبنی بر دیدن گوی های نورانی به بشقاب پرنده تبدیل شده و موجودات فضای که از نظر چهره خیلی شبیه به پریانی هستند که در زمانهای کهن دیده میشدند ( همان آدمهای کوتوله بدون مو با چشمانی تیره و بزرگ سری تاس و بینی که تقریبا دیده نمیشود) ( خیلی شبیه جن ایرانیان است : گرگ نقره ای )) نباید از نظر دور داشت . و ممکنه این گزارشات متشابه در کل جهان به نامهای متفاوت تنها استناد به موجودی واحد باشد .

این گونه از موجودات در مراسم جادوی قابل احضار هستند - که اصلا کاری منطقی نیست - و ممکنه ازآنها به عنوان پیام رسان در قلمرو اثیری استفاده کرد البته این تماس تنها برای جادوگر ناراحتی به بار خواهد آورد و اصلا خوشایند نیست و در واقع این معامله ضرر ش بیشتر از منفعتش است . برای جلب رضایتشان هدایای که شامل سبزیجات معطر و شیر و کلا میوه باشد میتواند کارساز باشد . این موجود تقریبا نشان داده که از آهن و هر چیز آهنی بیزار است ( این موارد هم خیلی شبیه به تمایلات وبیزاری های جن دارد : گرگ نقره ای ) . میدانیم آهن مثال بارز صنعتی شدن بشر بوده و این نشانه جدا شدن ا نسل بشر از این موجود شدیدا طرفدار نیروی حیاتی و بکر زمین است . و البته اعتقاد بر این است که از نور خیلی قوی و خیره کننده هم بیزارند

*گرگ نقره ای : با کمال تعجب این موجود که در اصل Fay نام دارد و من پری ترجمه کردم که یک بار هم عرض کردم هر دو معنی در لغت نامه بود بسیار شبیه به جن ما ایرانیان و البته جن در اعتقادات مسلمانان است من احتمال میدم این دو موجود در واقع یک موجود با نامی متفاوت و شاید هزاران نام در کل کره زمین باشد .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/24 و ساعت |
اژدهایان عناصر

این نوع از اژدهایان نباید با اژدهایانی که در بخش قبل آورده شدن اشتباه گرفته شوند . آنها موجوداتی از عناصر اربعه هستند که در طبقه اثیری میباشند آنها از قویترین نوع ارواح عناصر هستند که روی هر عنصر در طبیعت حکمرانی میکنند آنها گاهی در مراسم جادویی همانند ارواح عناصر جهت همان کارهای بخصوص احضار میشوند
و فرقشان تنها در حد و قدرتی است که دارا هستند در واقع برای جادوهای پیشرفته و قویتر احضار میشوند اطلاعات پیش رو از فرقه های جادوی دروید ها گرمنیک ها و مکاتب جادوی دراکونیک مدرن Draconic استخراج شده اند .

Draig-Usige

اژدهایان عنصر آب . حاکم آنها نیلان . فرمانروای اژدهایان عنصر آب میباشد که بر روی دریا ها روخانه ها و البته طوفانهای دریایی حکومت میکند رنگشان آبی یا سبز است دارای بالاهی هستند که همانند پارو در آب بکار گرفته میشود .

Draig- Talamh

اژدهایان زمین . نام فرمانروایشان گریل است که بر روی کوهها جنگلها مراتع و دشتها حکمرانی میکند همچنان حاکم غارها تونلهای زیر زمینی و البته دفینه ها و دارایی های نهان زمینند رنگشان قهوه ای و سبز است که به رنگهای سیاه و خاکستری هم دیده میشوند حتی سفید و زرد هم نمایان میشوند که همین باعث میشود تا جادوگر این نوع را با اژدهایان علوی اشتباه بگیرد .

Draig- Teine

اژدهایان عنصر آتش هستند نام حاکمشان فافنیر است که حاکم آتشفشانها و مواد مذاب هستند آنها اغلب به رنگهای قرمز و یا نارنجی دیده میشوند و برخی بر این باورند که سمندرها (به فرم خزندگان) گاهی نوزادان این نوع هستند .

Draig – Ather

اژدهایان عنصر باد میباشند حاکمشان سایریس نام دارد و بر روی بادها آسمان ابر ها و طوفان و رعد ور برق حکمرانی میکنند . به رنگهای آبی روشن و سفید و زرد دیده میشوند آنها بالهای بلند و فراق دارند و بسیار با احترام باید با آنها برخورد شود .

Draig – Sorcha

اژدهایان نور هستند . که همان عنصر پنجم آکاشا و یا روح میباشد . نام حاکمشان راکسور است .آنها بر روی اتر و تعادل حکمرانی میکنند. این نمونه حتی در استاندارد اژدهایان بسیار کمیاب میباشد . آنها مانند فرشتگانند و راکسور مانند یک فرشته مقرب والا مقام و قدرتمند است . که در همین حد باید با احترام با ایشان برخورد شود . این نمونه تقریبا هرگز در هیچ مراسمی جادویی بر انگیخته نمیشود . گزارشات نشان میدهد که بطرز خیره کننده ای سفید و درخشان با برقی زمردین لاجوردی و یاقوت فام میباشد .

Draig- Dorcha

اژدهایان تاریکی هستند . حاکمشان تیامت ( لویاتان ) نام دارد حاکم تاریکی شب هنگام . قلمرو ترس بی نظمی و نابودی اند
اطلاعت خیلی کمی از این گونه در دست است و مانند اژدهایان عنصر پنجم آکاشا نایابند و هیچ گزارشی از احضار شان در دست نیست . تنها گزارشاتی از ترسناکی و رنگ سیاهشان در دست است و هرگز نباید در مراسمی با نام تیامت و یا لویاتان موجودی را بر انگیخت .

فرمانروایان عناصر

فرمانروایان و ملکه های عناصر چهار موجود هستند که با استناد به سنتهای جادویی و مرموز بر روی ارواح عناصر حکمرانی میکنند . و ممکنه در رده فرشتگان و هم جنسشان باشند و البته برخی بر این باورند که قدرتی بالاتر از یک فرشته و در حد خدایان و یا فرشتگان مقرب مذاهب دارند . نام فرمانروای ارواح عنصر زمین گوب است و جهتش رو به شمال است . نام ملکه ارواح عنصر باد پارلادا میباشد و جهتش رو به شرق است . نام فرمانروای ارواح عنصر آتش جن djin میباشد و جهتش رو به جنوب است . و در آخر نام ملکه ارواح عنصر آب نکسا بوده و جهتش رو به غرب است .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/23 و ساعت |
اگرگورها Egregores

در واقع این موجود یک روح قوی ساخته بشر در طبقه اثیری است که توسط یک فرد خیلی قوی درست میشود و یا توسط گروهی از افراد فعال در انجمنی . با توجه به واژنامه های فرقه طلوع زرین یک اگرگور نمونه شفاف و کاملی از تصورات و اقتدار است . و یک اگرگور متعلّق به یک گروه از تک تک اعضای آن برای بقا انرژی میگیرد . تعریف تکمیلی تر برای این موجود اثیری را فرقه سری " آروم سولیس " ارائه میکند که اگرگور را موجودی با انرژی هوشمند در طبقه اثیری میداند که به بصورت خود اگاه و یا ناخودآگاه توسط عامل بشری تولید میشود . و بصورت دقیقتر این که موجود شالوده ای از احساسات و انرژیها و اقتدار گروهی از جادوگران است برای مقاصد ی خاص و اکثرا به عنوان پشت گرمی و تکیه گاه ایجاد میشود . ویا کالبد اثیری است که توسط خود جادوگر تولید و برای مصارف خاص استفاده میشود .

این جمله " هر ایده ای خود دارای زنگی مشخص و شعور است " گواه وجود چنین موجوداتی پشت هر گروه یا ایده ای در طبقه اثیری است . اگرگور ها تنها مختص اجتماعات جادوگری نیستند ( هر چند قویترین اینها همان اگرگور ها جوامع جادوگری است ) هر حزبی سیاسی . مکتب تزکیه . هر مسجد هر کلیسا و هر مکان متبرّک هر خانواده حتی هر انجمنی یک اگرگور در طبقه اثیری دارد که توسط انرژیهای اعضا اون گروه بوجود آمده و بزرگ میشود . پس تمام قدرت یک اگرگور قائم به اعضا و اجتماعی است که به آن تعلق دارد برای همین برخی چنان ضعیفند که به دشواری وجودشان احساس میشوند و بلعکس برخی چنان قوی ( تا حدی که خطرناک هستن )
که از لحاظ روحی روی تک تک اعضا تاثیر میگزارند و حتی ممکنه بر روی تاریخ بشری هم تاثیراتی شگرف گذاشته و باعث دگر گونی آن شوند .
یونانیان باستان به این عمل هنر تولید و پرورش خدایان میگفتند . که بدین وسیله خدایان و نمیه خدایان بسیاری توسط بشر خلق شدن که حاصل قدرت الهی نبودند . در چنین نقطه نظری یک اگرگور دیگر مترسک نیست و خود یک روح مترقی در طبقه اثیری است که قائم به ذات خودش است ولی باز کاملا نیازمند توجه افراد اون اجتماع به خود است و گرنه تضعیف شده و حتی نابود خواهد شد . پس لازم به ذکر هست که با این تعاریف مشخص میشود که اگرگورهای فوق العاده قوی هنگام گسترش ادیان ضعیف و نابود شدن چون افرادی زیادی از اجتماعات بشری تغییر روش اساسی در ایده او لوژی خود دادند.

یک اگرگور میتواند در مراسم جادوی بوجود آید و یا از اقتدار یک جادوگر قوی تولید شود . همچین اگرگورهای شخصی نسبت به اگرگورهای یک گروه اجتماعی ضعیفتر هستند ولی توانی تاثیر بر روی جادوگر را دارند . بعه عنوان نمونه میتواند مسئولیتهای را مثلا در اجرای طلسمات بر عهد بگیرند . گاهی احضار ارواح مترقی در مراسم جادوی موجب تولید یک اگرگور شده ویا حتی ممکنه جادوگر را به اگرگوری قدیمی وصل نمایند . در کل اگرگورها هستند چون بشر آنها را ایجاد کرده و از آنها استفاده میکند . فهرست کاملی از اگرگورها را شما میتوانید در کاتالوگ لمینگتون و گوته جستجو کنید .

ارواح عناصر elemental Spirits

المنتالها ارواحی هستند که به قلمرو مادی وارد شده و حامل نیرو و قدرت چهار عنصر همانا خاک . آتش . باد و آب میباشند . تصور کلاسیک درباره این موجودات از ایدهها و اسامی کیمیاگر دوره کهن به نام پاراکلسوس
ایجاد شده و اسامی نمف ها و سیلف ها و گنومها و سمندرها از این جادوگر به ما ارث رسیده . ارواح عناصر ممکنه شبیه به پری ها باشند ولی کاملا یک پری نیستند و خود یک گروه خاص میباشند .

گنومها ( گورزادها )
اینها ارواح زمین هستند و قدرتشان حامل قرت خاک و زمین است .آنها مسئول رانش زمین . حرکت زمین و اکتشاف معادن و کلا تام اموری که به زمین مربوط است میباشند . آنها محافظین دفینه های گرانبها و البته معادن طلاو الماسند . آنها فرمی بسیار سنگین . کم تحرک و اکثرا بداخلاق و منزوی هستند و خیلی سخت میتوان با آنها کارکرد. و اگر موفق به جلب اعتماد آنها شوید آنها همراهانی بسیار قوی برای جادوگر خواهند بود . آنها میتواند باعث افسردگی و نومیدی فرد شوند . و یا بلعکس باعث قلیلان اقتدارش و بالا بردن قدرت فیزیکی فرد گردند. گنومها اغلب توسط هدایای که اکثرا میتواند قطعه ای سنگی گرانبها و مجذوب کنند باشد جذب شوند و همیشه به افرادی که سرزمینهای سرسبز و مزارع را اداره میکنند احترام میگزارند وقتی که ظاهر شوند به شکل فردی کوتاه قد لاغر با کتی سبز رنگ همراه ریشی بلند و اغلب با کلاهی بر سر به نظر میرسند . و همیشه به جنس مذکر خود را نمایان میکنند .

نمف ها

نمفها که به نام آندینها هم مشهوراند ارواح عنصر آب هستن . آنها در تمام گونه های طبیعی آب از جمله دریاها . برکه ها جویبار ها رودخانه ها و حتی باران وجود دارند . هر برکه و رودخانه گفته میشود که توسط نمفی نگهبانی میشود . ولی یک نمف ممکنه خانه اش را بخاطر خستگی اش از اون محل و یا مزاحمت بشر برای همیشه ترک کند و به منبع آبی دیگر برود . . بهترین هدیه که یک جادوگر برای جلب رضایت یک نمف میتواند بدهد همانا تمیز کردن خانه این موجود است که میتواند یک رودخانه و یا یک برکه باشد . و حتی کنار یه برکه نشستن مسخ زیبای آن شدن هم می تواند باعث شود که یک بانوی نمف خود را به جادوگر نمایان کند . یک نمف توانای درمان جرحات احساسی فرد را دار است میتواند ناراحتی و افسردگی را شسته و با خود ببرد وقتی آنها خود را به جادوگر نمایان میکنند اغلب به شکل بانوی زیبا و یا شبیه یک پری دریای بوده و همیشه به جنس مونث خود را نمایان میکنند


سیلفها

سیلف ها ارواح عنصر باد هستند . آنها حکمرانان باد ها و آسمانها هستند و راهبر تجمع ابرها و بادهای سهمگین و کلا شرایط جوی هستند . آنها اغلب با صحبت در گوشی و القای افکار با جادوگر ارتباط بر قرار میکندند . سیلفها بسیار نظری مثبت به بشر دارند و خیلی راحت میتواند آنها را احضار کرد .بهترین هدیه برای یک سیلف یک لیوان شیر و یک کاسه عسل است و یا پارچه ای از جنس ساتن تا در آن به خوشگذرانی و بازی بپردازند . سیلفها برای طلسماتی که باعث ایجاد باران میشوند احضار میشوند . آنها با هر دو جنس مذکر و مونث خود را نمایان میکنند سیلفهای مونث ظاهری کاملا شبیه پریان دارند که اغلب کوچک با دو بال زیبا دیده میشوند در حالی که سیلفهای مذکر به شکل موجودی بخار مانند یا دود مانند خود را نمایان میکنند.

سمندرها

سمندرها ارواح عنصر آتش هستند .آنها هر وقت که آتشی ایجاد شود آشکار میشوند و در مکانی که واقعاً هرم داغ آتش باشد بصورت گروهی وجود دارند مثل اتشفشانها و داخل جنگلهای که آتش گرفته اند و حتی در میان هسته مذاب کره زمین . سمندرها راحت ترین ارواح عناصر برای احضار هستند و جادوگر تنها نیاز دارد که آتشی درست و حسابی ایجاد کند تا آنها را با اوراد و یا ترانه بخصوص فراخواند . یکی از آنها بر روی شعله های اتش نمایان خواهد شد . آنها به شکل پریان و یا پریانی که آتشین هستند ظاهر میشوند .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/20 و ساعت |
همزاد Doppelganger

این موجود با نامی از ریشه آلمانی "دابل – گور" تصویری از خود شخص است که واقعا ترسی منحصربفرد را به مورد مشاهده القا میکند . تا به امروز ترس از همزاد در ملل مختلف مشهود است . و این ترس در آداب برخی از ملل در پوشاندن تمام آینه های منزلی که در آن فردی متوفی هست نمایان است . کلا همزاد شبیه نسخه ای از کالبد اثیری ما هنگام برون فکنی است و اکثرا برای هشدار خود را به فرد می نمایاند . در قرون وسطی این تصور را داشتند که یک جادوگر میتواند همیشه یک همزاد را هر وقت بخواهد تولید کند که هم اکنون در عصر ما این نظریه کاملا رد شده و میدانیم که این در واقع همان کالبد اثیری جادوگر است که در برون فکنی . فرافکنی میشود و نه همزاد . متاسفانه در آن زمان بانوان ساحر زیادی بی گناه در اثر همین سوءظن که ثابت میکرد در کارهای جادوگری هستن سوزانده یا به سیاه چال های مخوف برده شدند.
حکایتی قدیمی میگوید اگر بانوی نوجوان و ساحر روبری آینه ای با دوشمع به مراقبه بپردازد در میان آن آینه آینده خود را که کنار فرزندان و شوهرش است خواهد دید و اگر در این هنگام این جرات را داشته باشد که به قبرستان برود و در شبانگاه 12 بار دور قبرستان را طواف کند حتما موفق به دیدن همزادش خواهد شد.و حکایتی دیگر میافزاید کافیست که در شبانگاه 24 آوریل بر در کلیسای محل در آیید و بخواهید هر فردی را که در سال پیش رو خواهد مرد شناسایی کنید همزاد این فرد حتما اگر قرار باشد در سال پیش رو فوت شود با حرکاتی سبک به سمت کلیسا خواهد آمد و اگر این همزاد . همزاد خودتان باشد خواهید فهمید که در سال آتی خواهید مرد .

اژدها

علاوه بر اژدها های عناصر که تا حدودی متفاوت هستند ( و در جایش در باره ان صحبت خواهد شد ). دو نوع کاملا منحصر به فرد اژدها وجود دارد که نوع اول اژدهای افلاکی ( که به اژدهایان بهشتی هم معروفند ) و نوع دوم اژدهای خاکی نامیده می شوند ( که به اژدهای زمینی هم معروف است ) نوع اول کاملا خیر خواه و در جهان اثیری و علوی قرار دارند و ممکنه فرم دیگری از فرشتگان هم باشند حتی در انجیل انواع مترقی فرشتگان شبیه موجودی ترسناک از نظر ظاهر تشبیه شده اند . در مکتپ چینی هم اژدهای طلائی نمونه بارزی از این اژدها است.
نوع دوم که بیشتر در اسطورهای کهن ملل در باره آن گزارشاتی دیده میشود خزنده ای با قابلیت پرواز. بسیار هوشمند و البته با توانایی باز دمی از آتش است که در حکایتهای اروپایی اکثرا توسط شوالیه های عالِم و فرهیخته نابود میشوندکه معمولا حکایاتی حماسی حامل پیامهای والای اخلاقی هستند . اگر به فرض محال اژدهای زمینی وجود داشته باشد هنوز هیچ نمونه ای از بقایای این موجود بدست نیامده و اعتقاد عوام براین است که آخرین بازماندگان این نوع در قرون تاریک اروپا بطور کل نابود شده و سوزانده شده اند .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/19 و ساعت |
دمون ها Demons

کلمه دمون اصولا به اروح خبیثی اطلاق میشود. آنها موجوداتی خبیث تر و قویتر از کاکودیمون ها هستن و موجودیتشان خیلی بالاتر از وابسته بودن به روان انسان میباشد و مانند فرشتگان موجوداتی مستغل هستن ولی پر از نفرت و گناه و پلیدی . آنچه هستن تنها شر و پلیدی تاریکی نفرت است آنها موجودات قلمرو تاریک اند .
در اعتقادات یهودیت و مسیحیت این موجودات غلامان شیطان یا لوسیفر البته قبل از تمرد شیطان به لوسیفر معروف بود ( فرشته ای که از فرمان خداوند تمرد کرد و بر علیع بشر قیام کرد و از ملکوت اعلا رانده شد) هستن . ولی دمونها تنها مختص عقاید مسیحی و یهودی نیستند بلکه در آین زرتشتی دشمنان ابدی اهورا مزدا
خداوند روشنای و پاکی و غلامان خداوند پلیدی اهریمن هستن ودر مکاتب مصری و جادوگری و پاگان و مکاتب محلی آمریکای ( سرخپوستان ) حتی ژاپنی و چینیان دیده میشوند .

در نتیجه در کل به این نتیجه میرسیم که دمون ها مخالف و دشمن فرشتگان و عرش الهی هستن و در هر مکتب و دینی هم از آنها گزارشاتی متشابه در دست است . اگر دمونها هستن پس اربابانی هم در میانشان هستن که به آنها خدایان تاریک قلمرو تاریکی میگویند و اعتقاد بر این است که دمونها و اربابان تاریک در قلمروی مخالف با قلمرو نور و الهی فرشتگان ساکنند . که به آن قلمرو سایه ها هم اطلاق میگردد . و شایعه است که همیشه قلمرو فانی ما مکانی جهت مقابله این نیروها بوده . و ما نسل بشر در میان این کارزار گیر افتاده ایم که همیشه میخواهیم اعمالی خوب انجام دهیم ولی همیشه هم تمایلات تاریک در ما هست . البته میزان قدرتی که دمونها در میان قلمرو فانی دارند و باعث انحراف میشوند همیشه مورد بحث بوده .برخی از مکاتب میگویند انها تنها توانی وسوسه و تاثیر دارند در حالی که مکاتبی پافشاری میکنند هر کار بدی ناشی ار تسخیر روح ما توسط آنها است .

برای احضار و بر انگیختن دمونها و شناخت بیشتر این موجودات کتبی تحت نام های دمونولوژی و دمونو گرافی هست البته از کتب قدیمی جادوی شیاطین هم میتوان در این باره بهرها جست که بیشتر این کتب و نوشته ها دارای طلسمات . مقابله و کنترل و البته تسخیر این موجودات است.


دموانهای تابناک Bright Demons

دمونها تابناک نامیست که در کل به دمونهای اطلاق میگردد که از قلمرو تاریک خود تمرد جسته و به کمک و مساعدت قلمرو روشنای روی آورده اند و تنها در کتبی بسیار نایاب روش احضار این موجودات اشاره شده . جادوگران و احضار گرانی هم بر این عقیده هستن که دمون تابناکی وجود ندارد واین قدرت کنترل احضار گر و جادوگر است که برای اهداف نیک از این دمونا استفاده میکنند . در کل جادوگران باید همیشه از بر انگیختن دمونها بر حذر باشند حتی اگر دمونی هم به ظاهر تابناک باشد نباید بر انگیخته شود احضار و کنترل دمون واقعا طاقت فرسا و فرسایشی و انرژی گیر است .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/17 و ساعت |
بانشیس Banshees

این کلمه از ریشه ایرلندی " بین سیده" به معنای بانوی کوهستان گرفته شده . پری ( همجنس جنیان ) ترسناک است که قبل از مرگ به دیدار فرد می آید . و ممکنه به دیدار خانه هم بیایم و هشدار بدهد که ممکنه کسی از افراد فامیل خواهد مرد . و اگر گرفتارش کنید او حتما نام فردی که خواهد مرد را بازگو خواهد کرد . این پری را میتونید از روی گیسوان بلندش که اکثرا سیاه یا خاکستری است و لباس سبزش والبته چشمان قرمز و فروزانش در شب هنگام تشخیص دهید . اگر گروهی از این پری ها دیده شوند ممکنه پیام آور مرگ فردی سرشناس و بزرگ باشند و یا پیام آور مرگ گروه کثیری از افراد .

بانشه یه موجود خبیث نیست آنها از سرزمین تاریک پری ها میآیند و برخی میپندارند اینها ارواح پری های مرده هستند . هرچه باشد یه بانشه در کل موجودی ترسناک است . و در واقع گرفتنشان تقریبا غیرممکن چون توانای غیب و فرار از دست جادوگران را دارند . البته یه بانشه رو میشه احضار کرد و تکنیک خاصی هم برای این منظور در دست نیست و مراسم و آداب خاصی را طلب نمیکند .

سگ های سیاه

سگ های سیاه که به نام سگهای شکاری تپه هم معروفند و یا سگهای دوزخی همراه موجودات اهریمنی و خبیث دید همیشوند و اینگونه پنداشته میشود که راهنمایان ارواح خبیث و شیاطین از جهانهای زیرین به جهان ما باشند . . نمونه بارز آن در کتاب سگ شکاری باسکر ویل تالیف سر ارتور کانون دویل میتوان مشاهده کرد که جانی با استفاده از باور مردم در باره این موجود سگی را تعلیم میدهد تا جنایت انجام دهد . البته بررسی در باره این سگهای دوزخی ما را به هکاته که همیشه با سه سگ دوزخی دیده میشود میرساند و این باور در میان مردم است که اگر در مکانی بیش از سه سگ شکاری در شب به ناگه و بی دلیل شروع به پارس نمایند حتما سگی دورخی در حال خزیدن در خیابان است و آماده بردن روحی خبیث به جهان زیرین . این موجود شباهت زیادی با کربروس Cerberus دارد .

دیمونس Daimons

در زبان یونانی دیمونس به معنی انباشته از خرد و علم است . یونانیان باستان اعتقاد داشتن که این موجودات هم بد در میانشان هست و هم خوب که نوع خوبشان به نام ایندیمونس و نوع بدش به نام کاکودیمونس معروف بودن . ایندیمونس ها ارواح نگهبان و به فردی که نگهبانیش میکردند پیش اگاهی داده و محافظتش میکردند . ولی کاکودیمونس ها بر خلاف ایندیمونس ها مردم رو به انحطاط و نابودی میکشاندن . . وقتی که تورات برای اولین بار به یونانی ترجمه شد کلمه دیمون برای شناسایی ارواح خبیث استفاده شده و بعدها به دمون Demon
تغییر یافت و این آخری بعد ها برای ارواح تاریک بکار گرفته شد .

هم اکنون ملیونها فرد بر این اعتقادند که توسط فرشتگان یا ارواح نگهبان محافظت میشوند . برخی حتی قدرتشان را هم تجربه کردن . صدایشان راشنیدن وجودشان را احساس کردن و حتی موفق به دیدن هر چند کوتاه این موجود شده اند . به طور قطع اینها همان ایندمیمونس های یوانانیاند . از آنجا که به نظر میآید هر فرد دارای یکی از این موجودات است پس ممکنه این موجود همانا زاده روح خودمان باشد و موجودیت مستقل نداشته باشد ویا نه ممکنه موجودی متعلق به جهان دیگر باشد . و با این تفاسیر کاکو دیمونس ها در واقع انعکاسی تاریک از جنبه تاریک روح خودمان است که شامل وسوسه ها تمایلات تاریک در ژرفترین نهان پنهان ماست .

در مراسم جادویی و طلسمات . این احتمال هست که ایندیمون یه فرد مورد نظر جادوگر احضار شود ولی چون ایندیمون هیچ اطلاعاتی به ما منتقل نمیکند اثبات این که خود موجودی مستقل یا رفلکس روح فرد است امکان پذیر نیست . به هر حال هرچه باشد در سطح اثیری قرار دارد از خیلی از مسائل زود تر از نوع بشر آگاه بوده و بشر را محافظت مینماید .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/16 و ساعت |
قسمت دوم از سری مقالات آشنای با موجودات ماورایی تالیف و گردآوری مارکوس کوردی


فرشتگان
فرشتگان موجوداتی علوی و از نور هستند که بسیار قدرتمند .پاک و خیر خواهند و البته ترسناک هستند و حس ترسی را که القا میکنند وصف ناپذیر است . کلمه فرشته یا همان انجل از کلمه لاتین آنجلوس و ریشه یونانی آگلوس که معنای پیغام رسان را میدهد اقتباس شده .
مفهوم این موجود افلاکی در یهودیت و مسیحیت و حتی اسلام خیلی تحت تاثیر معنای و مفهوم آن در آیین زرتشتیان بوده است ماند اسامی چون یازاتاس .آمشا سپنتاس .

ولی فرشتگان چی هستن ؟ این سوال شاید در دو هزار سال گذشته موجب شده که نوع بشر بیشترین جستجو و تامل را در باره این موجود داشته باشد و دومی شاید سوال دیگری بود که خیلی بحث میشد و این که چند فرشته میتواند روی نوک سوزن جای گرفته و حتی برقصند و جواب این سوالات در تمام دوران ها چه ساده و چه پیچیده از این حکایت دارد که فرشتگان همان خدایان هستند برای درک این موضوع فرد باید معنای غیر جبری واقعیت را دریابد به دور از هرگونه پیش داوری و تعصب شما میتوانید مقالات بیشماری در باره جهان های متعالی و علوی و ارواح متعالی و همچنین مقالاتی که به اساس خداوند گاری میپردازند رجوع کنید و یا حتی مقالاتی در باره طبیعت خدایان . در کل فرشتگان مذاهب در عمل با خدایان پاگانها یکی خواهند بود نه تنها در قالب معنای متعالی بودنشان بلکه در فرمشان هم یکسان هستند تنها شرایط و وضعیت نوع بشر بود که به آنها گاهی نام خدایان و گاهی نام فرشتگان اطلاق شده مانند خداوند عشق و جنگ خداوند ماه دریاها و عناصر اربعه که همانا در ادیان ابراهیمی ما فرشتگان عشق جنگ و حتی عناصر اربعه رو خواهیم داشت .

و خیلی جالب هستش که حتی در انجیل هم مشاهده میشود ک در ایه 1:82 میخوانیم خداوند در بالاترین مقاوم قرار دارد و میان دیگر خدایان حکم و حکومت میکند و همچنین در بخش ششم از همان آیه میخوانیم من میگویم شما خدایان هستید و همه شما کودکان بالاترین مقام خداوند . کلا در میان تئوریسینهای این بادیه خدایان کهن همانا فرشتگان ادیان هستند

قابل ذکر است که فرشتگان به دو گونه کوچک و بزرگ از لحاظ قدرت قابل تقسیم هستند . فرشتگان سطح پایین نهایتا مسئولیت پیغام رسانی را دارند در حالی که فرشتگان رده بالاتر بیشتر لحاظ قدرت و مسئولیت شبیه خدایان دورانهای پیشین هستن در کل در رده متعالی الهی فرشتگان در پایین ترین رده این عرش الهی قرار میگیرند .

فرشتگان مقرب
با استناد به عقاید اسلام – یهودیت و مسیحیت فرشتگان مقرب چهار تا هستن میکائیل و گابرئیل و ارائیل و رافائیل .در اکثر مراسم جادویی این چهار فرشته مقرب فراخوانده میشوند . در کل به عنوان کنترل قدرت کیهان و کمک به کنترل دیگر ارواح از آنها مساعدت خواسته میشود . و به ندرت یک ملک مقرب تنها جهت ارتباط با جادوگر بر انگیخته میشود چون این گونه بی نهایت قدرتمند و برای جادوگر و نوع بشر حتی در کنار این موجود قرار گرفتن مخاطره انگیز است .

همان گونه که قبلا در مقاله اشاره شده فرشتگان و فرشتگان مقرب همانا خدایان کهن در سنتهای دیگر هستند
و اگر طبقه بندی ادیان را در عرش الهی مد نظر قرار بدیم فرشتگان مقرب یک پله بالاتر از فرشتگان قرار خواهند گرفت

فرشتگان مطرود ( فالن انجلس )
در کلاس قرار گیری موجودات ماورایی فرشتگان مطرود همسطح شیاطین در نظر گرفته میشوند و کلا این کلاسه بندی به خاطر این انجام شده چون در سنت های یهودی و مسیحی از این سخن میرود که شیاطین همان فرشتگان مطرود و رانده شده از عرش الهی هستند که به خباثت روی آوردن – البته بحث در باره رد یا قبول این سخن اصلا در این مقاله مطرح نیست – بلکه موردی اعتقادی و خارج مبحث ماست . ضمنا اسم مخصوص این موجودات را در خیلی از مراسم احضار دوران های قبل از مسیحیت شاهد هستیم و همیشه باید به یاد داشته باشیم که مراسم احضار فرشتگان مطرود همانند مراسم احضار شیاطین بوده و فرقی با هم در عمل ندارند

در هر صورت ایده ای که فرشتگان مطرود وجود داشته و خود یک موجود با پیشینه متفاوت از شیاطین هستند مار به تقسیم بندی فرشتگان خاکستری و شیاطین خاکستری رهنمون خواهد کرد شما میتوانید این مراسم را در کتاب اول انوخیان و کتاب دوم انوخیان که فهرستی کامل از پاره ای از فرشتگان مطرود را در بردارد رجوع و جستجو کنید .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/14 و ساعت |
فهرستی از موجودات بعد دیگر به تالیف و گردآوری مارکوس کوردی

مقدمه – قسمت اول
جهانی که ما در آن زندگی میکنیم در واقع جلوه آن جهانی نیست که در واقیت هست . درک ما از کیهان همیشه درحال دگرگونی و حرکت رو به جلو قرار دارد. معلوم نیست که این درک ما از کیهان همیشه واحد ( ثابت ) است که دستخوش تغییر میشود و یا نه خود کیهان است که در حال تغییر است . ما هرگز نخواهیم فهمید . تنها چیزی رو که ما میتوانیم بگویم این است که " واقعیت " که در سالیان دور مورد تایید بود گاهی امروزه حتی پوچ مینماید . و حتی نمیتوان مطمئن بود که واقعیات و بدیهیات امروز در سالیان که در پیش داریم همین وضعیت را نداشته باشد . چیزهای که قبلا توهم و رویا مینمودند به کمک علم امروزی به اثبات رسیده اند مثلا موجودات افسانه ای اعماق دریا ها اکنون کشف شده اند . تمدنهای که افسانه پنداشته میشدند توسط علم امروزی از اعماق نهان مخفیگاه شان سر بر آورده اند و حتی بیشتر مشهوداتی در دست اند و جمع آوری میشوند که کمک به حل معماهای پارانورمال و ماوراالطبیعه خواهند کرد ( هر چند این لفظ متافیزیک در جهان ما اصلا معنا ندارد و هر چیزی در جهان طبیعی است ولی این ما هستیم که مرزهای موهومی در جدا کردن این دو میکشیم )

از بدو شروع تاریخ بشریت . داستانهای از موجودات عجیب . شیاطین . و موجودات شب و تاریکی همیشه مردم را ترسانده است . هرچند داستانهای مبالغه آمیزی هم از جانوران ناشناخته آن دوران مانند فیل هم در میان مردم بوده و اکنون رفع شبهه گشته و حتی داستانهای که تنها زاده تخیل و رویای نقالان آن بود ولی یک دسته از این داستانها که اغلب به موجودات ماورای و متعلق به عالم ارواح و بعد غیر مادی ما مربوط میگردد نمیشود به همین راحتی گذشت و مهر رد بر آنها زد . حتی این داستانها برای بشر دوست دار فیزیک هنوز با علم امروزیش نه قابل رد هستن و نه کاملا قابل اثبات . حالا واقعا این گونه حکایات باید کاملا رد شوند چون شواهدی را امروزه هنوز علم در تایید این حکایات از دل آب یا خاک بیرون نیاورده و یا نه مانند یک بازرس ماهر جنایی باید این داستانها را برای پیدا کردن شواهدی بررسی کرد تا با شمع پلیسی که داریم این حقایق را هم بر ملا کنیم یا کاملا رد کنیم ؟


هدف این مقاله اثبات و یا رد موجودات ماورایی نیست . در واقع هدف این نوشته کمکی است جهت شناخت آن دسته از موجودات ماورایی که که بیشترین تاثیرات را روی اعمال و مراسم جادویی دارند . همچون مراسم سنتهای ویکا جادوگری و ساحری . ممکنه بعضی از افراد خواهان ارتباط با آنها باشند و ممکنه برخی دیگر خواهان دور جستن از آنها باشند . وحتی گاهی در مراسمی مانند مراسم احضار شاهد حضور ناخواسته آنها باشیم و برای دور ماندن از چنین مواردی چه موجود مترقی باشد چه خبیث باید موجودات را از هم تشخیص داد تا رفتاری در خور به آنها نشان داد مثلا رفتار با یک بختک یا یک شیطونک و یا حتی فرشته ای کوچک متفاوت است. در واقع جادو گران و ساحرها نسبت به افراد عادی بیشترین ملاقاتها را با این گونه موجودات خواهند داشت . و ممکنه موجود ماورای انرژی ما را تقویت و یا خالی نماید و شاید برای انجام مراسمی جادویی حتی نیاز به مقابله با این موجودات باشد و شاید موجوداتی ماورای حتی به ما کمک کنند .

در آخر باید به عنوان مقدمه افزود این مقاله در برگیرنده خصوصیات خود موجود است و اگر موجودی شرور و بد و دیگری مهربان و خوب معرفی میشوند دال بر خطرناک بودن برای نوع بشر و یا نبودنش نیست .
این موجودات چه بد و چه خوب در مراسم جادویی و به منظور کمک به مراسم فراخوانده میشوند مانند فرشتگان ارواح . المنتالها و پری ها و حتی شیاطین . ولی در کل کار احضار این موجودات مگر در جادوهای پیشرفته و هرمتیک به هیچ کس توصیه نمیشود . و اصلا بدون هدف خاصی حتی فراخوان موجودی پاک مانند فرشته خالی از مخاطره برای فرد احضار گر نخواهد بود .


+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/04/13 و ساعت |
دوستان موردی پیش آمد و مراسمی خواص از سنت ویکا به دستم رسیده نمونه که در زیرز میبینید مراسمی جادویی پیشرفته است که اگر دقت کنید
از انواع جادو بهره گرفته شده
1- دایره جادویی 2- جادویی شمع 3- برانگبختن موکلین خواص 4- استفاده از موقعیت خواص ماه 5- جادوی بخورات و گیاهان

البته میدانم که هیچ کدام از دوستان این مراسم را انجام نخواهد داد ( چون بجادویی شرقی ما ایرانیان همخوانی ندارد و جادویی غربی است ) ولی برای آشنای و توجیح دوستان
خواستم یک مورد از این مراسم را در اختیارتان بگزارم امیدوارم بری تحقیق و آشنای شما مفید واقع شوند

حال به خود مراسم میپردازم

یک طلسم محافظ خیلی قوی
زمان مراسم : نیم شب هنگام بدر کامل ماه
دایره جادویی را ایجاد کنید
موکل آلتو را فرا خوانید ( او محافظ شما از دشمنان نامرئی است )

اقلام مورد نیاز مراسم

1- قطعه که میخواهید از ان طلسم را بسازید
2- یک عدد شمع به رنگ آبی تیره ((Blueberry
3- دو عدد شمع بنفش
4- یک عدد شمع سفید ( شیری )
5- یک گرم گیاه خشک شده انیسون
6- یک گرم اکالیپتوس که روی شمع آبی میسوزانید و بخور میدهید
7- یک گرم سیر
8- یک گرم فلفل سیاه


افسون طلسم به قرار زیر است

بنام آلتو و به خواست و قدرت مبدا " دارنده این طلسم را از صدمه محافظت گردان "
ودر حالی که دور قطعه مورد نظر میچرخید 6 بار تکرار کنید : " دارنده این طلسم را از صدمه محافظت گردان"

دایره را ببندید

حال قطعه مورد نظرتان تبدیل به یک طلسم محافظ قوی شده باشد تا شما را از شر حفظ گرداند .
+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/03/20 و ساعت |
روش مراسم از متون مرجع گروه جادوگران ماه ( Magia D' la luna ) از کشور ایتالیا و ابسته به سنت ماه ( ویکا) ترجمه شده .

دایره های جادویی

پیشینه تاریخی

سفرای کشور رم در کشورهای خارجی همواره دوایری رو دور خود رسم میکردند که در ان حیطه از هرگونه تجاوز در امان بودن . بابلی ها دایره را دور تخت خواب فرد بیمار رسم میکردند تا از شیطان در امان باشد
در آلمان دور تخت مادر در حال وضع حمل دایر های رسم میشد تا از ورود ارواح خبیث ممانعت شود
استفاده از دایره ریشه کهنی دارد و نمونه بارز آن همانا استون هنج معروف در انگلستان است .

مختصات و بزرگی قطر دایره بستگی مستقیم به فرد رسم کنند و هدفش دارد
یک جادوگر برای سحر و مراسم جادویی همیشه از دایره و فرم دایره استفاده میکند در قدیم روستاییان محلهای مقدسشان را همواره دایره وار ساخته اند

رسم دایره جادویی محافظ
در مراسم قطر دایره از حدود 5 فوت تا حدود 9 فوت نوسان دارد (حدود ۱ متر و نیم تا ۲ متر و ۷۰ سانت)
رسم دایره نقطه شروع و پایانش روبه مشرق است و همواره بصورت ساعت گرد رسم میشود.
این دایره بهتر است توسط کاردی که دسته سیاه دارد روی زمین انجام شود البته از شمشیر یا گچ و جوهر هم استفاده میشود که البته به هدف مراسم و موقعیت و مکان مراسم بستگی دارد
در چهار طرف خط محیط دایره چهار شمع سفید قرار میگیرد که به ترتیب در موقعیت شرق و جنوب و غرب و شمال میباشد شمعهای دیگر در خارج محیط دایره قرار میگیرند


ورود و خروج به دایره جادویی

هیچ وقت در هنگام اجرای مراسم و جادو نباید به دایره وارد و یا خارج شد در اصطلاح حریم دایره را نباید شکست
ولی در دیگر موارد در مورد لزوم میشود به دایره وارد شد یا از آن خارج شد که البته باید با تشریفات زیر باشد

خروج از دایره
با کاردی که در دست دارید روبه شرق قرار میگیرید و حرکت را انجام میدید یعنی خط محیط دایر را با کارد پاره میکنید اول محل راست بدنتان و بعد محل چپ بدنتان بدین سان یک دروازه در قسمت شرق دایره ایجاد میکنید که میتوانید از آن خارج شوید

بازگشت دوباره به دایره جادویی
از همان دروازه وارد میشوید و این بار توسط کارد خطوط گسسته را به هم وصل میکنید در اصطلاح دروازه را میبندید و برای قفل دروازه شما با کارد تان علامت ستاره پنج پر را روی دروازه میکشید حال کارد را بوسیده و به مراسم میپردازید

البته در مراسم انگشت شماری بازگشت دوباره به دایره انجام میپذیرد


در پناه خردلایتناهی باشید

توضیحات اضافی از ماهی بادکنکی:

البته بحث دایره های جادویین بسیار مفصل است و در ایران نیز همین مسئله وجود دارد و شاید یکی از اولین چیزهایی است که یک جادوگر برای اجرای موفق یک مراسم جادویی می آموزد. در ایران به آن مندل می گویند و اصلا فلسفه ی نیاز به چنین دایره ی محافظی این عقیده است که همراه موجودات کنجکاوی در حال پرسه زدن در کائنات می باشند که به مراسم جادویی جذب می شوند و ممکن است بسیاری از آنها خوب و خیرخواه نباشند (درست مثل آدم های دور و برمان) به علاوه اینکه ممکن است موجود احضار شده خود قصد آسیب زدن به شما را داشته باشد که این دایره (یا مندل) شما را حفظ می کند. البته همان طور که گرگ نقره ای عزیز گفت، ما قصد آموزش چنین چیزهایی را به شما نداریم و تنها برای آشنایی و کسب اطلاعات در این موارد سخن رفته است.

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/03/20 و ساعت |