تبليغاتX
مغان

درخت زندگی

در سیستم کابالا، سمبل زندگی (شجره حیات) است این درخت از ده طبقه جداگانه که فطرت انسان را نیز در برمیگیرد هر مرحله یا طبقه در شجره حیات، یک پله از فطرت ما را تقابل مینماید. درخت فیگور و شکل سمبلیک از تعادل و سلامتی انسان است. چرا که درخت مدام رشد میکند، شاخ و برگ میدهد و تکثیر دارد و انسان نیز در طول حیات خود همین روند را طی میکند. برای اینکه چنین روندی به خوبی تفهیم گردد، بسیاری از چیزها به شکل درخت تشبیه شده و رنگها نیز به همان حالت در قالب شجره رنگ ها نماد عینی میابد. در واقع درختان پلی هستند که جهان دیگر موجودات ربط میدهند.

هر مرحله یا طبقه از شجره حیات فعالیتهای فیزیولوژیکی بدن ما را که به نقطه ای خاص مربوط میشود، تحت کنترل دارد. علاوه بر آن برخی از انرژی های کائناتی را نیز هدایت مینماید.

اگر ما قادر باشیم که چگونگی بهره گیری از مراحل مختلف شجره حیات را درونی – بیرونی بدانیم، مسلما بدن روح خودمان را میتوانیم از بیماریها و دشواریها رهایی بخشیم.

 

مالکوس (پادشاهی)

رنگهای اصلی : سیاه ، زیتونی ، سرخ حنایی ، زرد روشن

تاثیرات نجومی : جهان

فرشته درمان کننده: ساندالفون

نقاطی که تاثیر میپذیرند : تمامی سیستم فیزیکی و متابولیسم، پاها، سیستم گوارشی و سیستم دفاع بدنی.

منطقه یا طبقه مالکوس که تحت تاثیر فطرت ما قرار دارد، با تاثیرات فیزیکی محیط اطراف ما که با سلامتی ما در ارتباط بوده و هستند، مرتبط میباشد. تمامی بیماریها از نامتعادل بودن شرایط روحی یا فیزیکی حاصل نمیشوند بلکه برخی از بیماریها را دلایل محیطی و تاثیرات بیرونی سبب میگردند.

به خاطر اینکه بشر نمیتواند تمامی عملکردهای محیط و اطراف خود را خنثی کرده و به آنها غالب آید، لذا با استفاده از انرژی رنگها و تاثیرگذاری بر طبقه مالکوس میتوان بسیاری از مشکلات ناشی از محیط را برطرف کرد. بدین ترتیب بدن ما به تعادل و نیروی لازم خود میرسد.

 

یسود (تشکیلات سازمان)

رنگ های اصلی: کبود

تاثیر نجومی : ماه

فرشته شفا دهنده : جبرائیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: ارگانهای جنسی، معده ریتم و آهنگ بدن، حاملگی ، رانها غدد لنفاوی ، سیستم گوارشی و غدد ترشحی بدن

کوندالینی (خدای اسرار و نیروی جادویی) این منطقه یعنی یسود با این الهه و یا خدای خاص (کندالینی) در ارتباط است و شجره حیات مدام با آن در ارتباط است. یکی دیگر از نقاطی که یسود با ان در ارتباط است مرکز احساسات انسان است، برای کسب سلامتی ذهنی باید یسود را تحت کنترل گرفت و با رنگ وانرژی خاص آن رفتار کرد.

 

هود (عظمت و جلال)

رنگهای اصلی: نارنجی

تاثیر نجومی : عطارد یا تیر

فرشته شفا دهنده: میکائیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: سیستم عصبی، راههای تنفسی، ریه ها کلیه دستها ، ران طرف راست، تارهای صوتی ، حرف زدن ، حافظه ، قدرت شنوایی وعملکردهای بینایی و پانکراس

هود به عنوان اینکه یکی از طبقات تحت کنترل فطرت ماست سیستم تنفسی و عصبی ما را متعادل تر میسازد. در عین حال با نیمکره چپ مغز در ارتباط بوده و هرگونه مشکلات و ناراحتیهای مربوط به عصب تنفس و یا حتی روده ها را میتوان با ان حل کرد. از طرفی بیماری قند نیز با این طبقه در ارتباط میباشد. اگر بتوانیم هود را کنترل کنیم از بیماری قند پیشگیری میکنیم. کسانی که در ارتباط با دنیای خارج دچار مشکل هستند با این طبقه از فطرت خود میتوانند به سهولت به خواسته خویش نایل ایند، بهترین شیوه استفاده از تمامی اعضای بدن آن است که از قدرت هود بهره بگیریم.

 

نزاچ (پیروزی و ظفر)

رنگهای اصلی: سبز زمردی

تاثیرنجومی: زحل

فرشته شفادهنده: خانئیل یا هانئیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: تمامی عوامل ظاهری و فیزیکی مانند پوست، مو، ریش وسبیل ابرو مژه ، جگر ، ران طرف چپ ، تعادل در میزان اسیدها و بازها

یکی دیگر از طبقاتی که که در بدن ما تحت کنترل فطرت ما قرار دارد، طبقه نزاچ میباشد نزاچ بیشتر با عوامل فیزیکی و قابل رویت بدن ما در ارتباط است. از طرفی تا میزانی کلیه ها و فعالیت آنها را نیز کنترل کرده و سیستم گوارشی را متاثر از خود میسازد.

دنیای احساس ما نیز از نزدیک با این طبقه در ارتباط میباشد. انتخاب رنگ ، هنرنمایی، رقص و استعدادهای مربوط به کارهای فکری از قبیل نویسندگی مترجمی هنرپیشگی نوازندگی... از این طبقه ناشی میشودو اگر مشکلی در این طبقه پدید اید بروز موهبات ذکر شده مقدور نشده و بایستی با انرژی رنگ مختص به خودش درمان نمود و تقویت کرد.

 

تیفارت (زیبایی)

رنگهای اصلی: زرد

تاثیر نجومی: خورشید

فرشته شفادهنده: رافائل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: قلب، سیستم گردش خون، سیستم سازگاری بدن، غده تیموس، استخوان کمر، متابولیسم و توسعه رشد فیزیکی

تیفارت مخصوصا نقطه است که تمامی وظایف درمان کنندگی را به عهده میگرد. اگر موفق به آن نشده اید که نقطه های بیمار را تشخیص دهید، به راحتی میتوانید از این نقطه برای درمان دیگر نقاط بدن نیز استفاده کنید. زیرا تیفارت تمامی متابولیزم را تحت تاثیر خود قرار داده و تعادل لازم را ایجادمینماید.

در واقع مناطق و طبقات مختلف فطرت و سرشت آدمی با سیتسم سازگاری از نزدیک ارتباط تنگاتنگی دارد از این رو این منطقه مرکز ثقل و در واقع نقطه وسط سلامتی ما انسانها به شمار میرود. فرشته ای که با منطقه تیفارت مشغول است، فرشته نور، زیبایی و درمان است که مقصود و نیت خوبی دارد و به نام رافائل معروف است.

این منطقه سبب میگردد که بدن انسان با تمام قدرت و استواری سرزنده و سرحال باشد. از اینروتیفارت یکی از مهمترین نقاط بدن بوده و وظایف خطیری بر عهده دارد.

 

گبورا (نیروی فشار)

رنگهای اصلی: سرخ

تاثیر نجومی : مریخ

فرشته شفادهنده: کمائیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند:گلبولهای قرمز خون و تکثیر و تولید فعالیتهای آنها، عضلات مختلف بدن، ارگان جنسی مردانه، غدد مترشحه و پروستات

در بیماریهای تب آلود و سخت منطقه گبورا وارد عمل میشود و خاصیت خود را نشان میده اگر این نقطه به حرکت دراید و انرژی بگیرد برای سلامتی و کسب بهبودی بسیار خوب خواهد بود. از طرفی این منطقه جهت کسب بهبودی بعد از اعمال جراحی و پشت سر گذاشتن دوره نقاهت بیمار بایستی تحریک گردد و انرژ لازم را بگیرد.

گبورا، در رابطه با مشکلات گردش خون وارد عمل شده و بهبودی را به شخص بازمیگرداند.

 

چسد ( لطف مرحمت)

رنگهای اصلی : آبی

تاثیر نجومی: مشتری

فرشته شفا دهنده : ایزادکیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: سیستم گردش خون، کبد، تغذیه گلبولها، رانها و مغز و روده ها

تغذیه گلبولها توسط این نقطه انجام میپذیرد طبقه حسد در شجره حیات تحت تاثیر سیاره مشتری قرار دارد و از این رو به تمیز کردن خون نیز مشغول میباشد و سلامتی کبد به آن بستگی دارد.

اگر فرد دچار بیماریهایی شبیه به افزایش وزن افراطی یا کم وزنی شدید شود، با تقویت این طبقه از سرشت آدمی میتوان چنین بیماری را از بین برد در واقع این طبقه وظیفه دارد که غذاها و ویتامینها و سایر مواد غذایی را که وارد بدن میشوند، کنترل کرده و به سایر نقاط برساند. اگر این منطقه فعالیت نداشته باشد، مواد غذایی اهم از ویتامینها و مواد معدنی و کربوهیدراتها به درستی هضم نشده و به بدن نمیرسند و یا متابولیسم آن بیشتر شده و چاقی را فراهم میاورد.

 

بنیاه (ادارک و فهم)

رنگهای اصلی : سیاه

تاثیر نجومی : زحل

فرشته شفا دهنده: ایزافکیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: پوست، استخوانها، دندانها، مفاصل، قوه شنوایی، طحال و کیسه صفرا.

بعد از اینکه فرد بیماری سختی را پشت سر نهاد، به دوره ای که به آن دوره نقاهت میگوییم روی میاورد. این طبقه از سرشت و باطن آدمی با این دوره سخت در ارتباط بوده و اگر به درستی نیرو داشته باشد، شخص را از بیماری نجات میدهد و بهبودی کامل را به ارمغان میاورد. التهابات مفاصلی ، خون بستگی یا له شدن خون در گوشت و عضلات و رگها، حالت سرد مزاجی و رماتیسم از جمله بیماریهایی است که با عدم کارکرد و فعالیت این طبقه در ارتباط میباشد. اگر این طبقه به فعالیت بپردازد چنین بیماری هایی رخ نخواهند داد.

 

چوکما (دانش و آگاهی و دانایی)

رنگهای اصلی : خاکستری

تاثیر نجومی: نپتون

فرشته شفادهنده: راتزئیل

نقاطی که تاثیر میپذیرند: سیستم عصبی ، غدد لنفاوی، پاها و عصبهای موجود در مغز .

این بخش و طبقه از سرشت و فطرت آدمی در کنار غدد لنفاوی کار ایجاد تعادل در بین غدد مترشحه را انجام میدهد. اگر فعالیت این طبقه با مانعی روبرو شود و یا انجام نشود که این کار با مصرف مخدر و الکل به وقوع میپیوند باعث میگردد که رابطه با این طبقه از وجود با سایر طبقات از جمله حسد از بین برود. برای اینکه حالت خمودی، منگی، گیج شدن از بدن خود و مغز دور کنیم بایستی از چوکما بهره جست از طرفی عدم فعالیت این طبقه باعث میشود که فرد دچار بیمارهای سرد مزاجی و سرماخوردگی شود و ناراحتیهای منشعب از آن نیز بر فرد عارض میگردد.

 

کتر (تاج)

رنگهای اصلی : سفید

تاثیر نجومی: اورانوس

فرشته شفادهنده: متاترون

نقاطی که تاثیر میپذیرند: ارگانهای تناسلی، مچ و غوزک پاها، ارتعاشات الکتریکی در سلولها، سیستم عصبی، نخاع و قدرت بینایی .

کتر آخرین طبقه ای از سرشت آدمی است که در تثبیت سلامتی ذهنی و جسمی ما بسیار اهمیت دارد. اگر این منطقه فعالیت نداشته باشد، خطرات مرگ و نابودی انسان را تهدید میکند.

در واقع این طبقه با حیات انسان درگیر است. بسیاری از بیماریهای ناشناخته ای که دلایل آنها شناخته شده نیستند و یا چنان جلوه میکنند در اثر عدم فعالیت و کارکرد این طبقه بروز مینماید.

چنین طبقه ای اگر فعالیت نماید غالب بیماریهای سخت و ناگوار را حل کرده و حتی از بروز بیماری گلوکوم، آب مروارید چشم و بیماریهای روانی و عصبی جلوگیری مینماید.

تمرین :

بیدار کردن شجره حیات

1-      چشمهایتان را ببیندید و خودتان را آزاد و رها سازید برای نیل به تعادل سیستم وجودی خود مدام از تنفس ریتمیک و یکنواخت بهره بگیرید.

2-      در حالیکه به طور یکنواخت تنفس میکنید، هوای استنشاق شده را به رنگی که در شجره حیات مهمترین رنگ محسوب میگردد، تبدیل کنید و این را به حالت تصور ذهنی انجام دهید. در آن لحظه خواهید دید که اطراف شما و هاله و حتی وجودتان از انرژی همان رنگ آکنده شده است .

3-      ذهن و فکر خودتان را از هر دغدغه ای پاک کنید و پس از آن منظره ای زیبا را در نظر خود مجسم کنید. مثلا میتوانید منظره ییلاقی را تجسم کنید که شما تنها در وسط آن قرار دارید. هوا ابری است و همه جا به حالت تیره و خاکستری دیده میشود. اطراف شما را گلهای زیبایی قرار گرفته است ولی این گلها یا پژمرده شده اند و یا هنوز نشکفته اند انگار تمام آنها انعکاس کننده روحیه شما هستند.

در وسط منطقه ییلاقی درختی وجود دارد ریشه های این درخت تنومند برای اینکه به زندگی خود ادامه دهند به سمت عمق زمین حرکت مینمایند شاخه های آن چنان مینمایند که گویی زنده نیستند و بقدری رشد کرده اند که نوک آنها در آسمان تیره و ابری شما گم شده و دیده نمیشوند.

شما به سمت درخت میروید. در کنار آن سوراخی را میبینید که از درون آن نوری ساطع میشود. این نور رنگی همان رنگی ست که شما برای عمل مدیتاسیون انتخاب کرده اید و برای اینکه سلامتی خود را تضمین کنید و به حالت متعادل برسید آن را انتخاب کرده اید. این همان رنگی است که شجره حیات شما را نیز جان خواهد بخشید.

کمی در برابر آن سوراخ که نور از آن بیرون میخیزد، می ایستید. تصمیم میگیرید که به درون درخت بروید درون درخت خیلی گرم ولی بسیار راحت است درون درخت با نوری که شما برای کسب حیات انتخاب کرده اید کاملا درخشان شده است شما با کشیدن نفسهای عمیق حال و هوای درون درخت را به خوبی درک کرده و از آن نور استنشاق میکنید .

در منطقه خلا وسط درخت آتشی را میبینید که درون چیزی شعله میکشد. شعله های آتش بسیار ظریف و در عین حال نوک تیز هستند. اما شما که این منطقه را شاهد شده اید، نفس کشیدن برایتان عجیب مینماید. زیرا هر نفسی که میکشید گویی به آن آتش شعله ور باد میدهید و رفته رفته شعله ورتر میشود. اطراف اجاق با دو ستون بزرگ گرفته شده است و این دو ستون همان حالت تعادل در زندگی را برایتان تداعی مینماید.

در برابر اجاق آتش قرار گرفته و در حالیکه پاهایتان از زمین تا حدودی کنده شده است، در برابر خود دسته ای از آتش را میبینید که گویی از آسمان آویزان است. آن را به عنوان فرشته شفابخش طبقه بیمار وجود تلقی میکنید و میشناسید و با اسم خاص خودش صدایش میزنید. هر اندازه که اسم او را تکرار میکنید، آتش آویزان شده نیز شعله ورتر میشود.

بار دیگر نام فرشته را بر زبان میاورید و آنگاه دسته آتش که همان فرشته است به آرامی شکل خاص خودش را میگیرد. بار دیگر اسم را صدا میزنید و در همان حال در برابر شما منبعی از انرژی مشاهده میکنید که گویی کریستالیزه شده است و متبلور است. چنین شکل خیره کننده ای چنان زیبا است که نمیدانید چه بکنید. اشعه هایی که از این شکل به اطراف پخش میشوند، اطراف شما را میگیرند  و انرژی آنها بسان دو بال شما را گرفته و به افقهای دیگری میبرند. در آن لحظه احساس میکنید که قلبتان به آرامی و بسیار راحت میتپد.

در این حال آتش شعله ور در اجاق نیز به اوج خود رسیده و اطراف خود را کاملا درخشان میکند، درحالیکه تمامی این صحنه ها را با حیرت تماشا میکنید از عمق فضای آزاد که در آن احساس آرامش و پرواز دارید، اسم خودتان را میشنوید چشمهایتان را به سمت بالا برگردانده و فرشته را بالای سر خود میبینید .مثل آدم که هیپنوتیزم شده ای خیره میمانید زیرا چشمان نیرومند و سرشار از مهر و محبت آن فرشته گویی از سوی زمان به شما خیره شده است و نگاههایی است که در عمق وجودتان تاثیر میگذارد. زمانیکه نگاههای شما در نگاههای فرشته قفل میشود، ناگهان احساس میکنید که خیلی از چیزها و آرزوها در مغزتان تداعی میشوند. درست در همین موقع بدن خود را از نو میشناسید از عمق قلب خود سفر عجیب خود را شروع کرده و در اندک زمانی تمامی سلولها و حتی گلبولها را به خوبی میبینید.

در همین هنگام سر و صدا و همهمه ای را در حالت طنین میشنوید و ناگهان سناریوهایی را میبینید که ذهن شما را به حرکت و پویایی سوق میدهد. بعد از مدت اندکی که این صحنه ها را شاهد هستید، فرشته شفادهنده شما خم شده و گامی فراتر برمیدارد. هراندازه که فرشته بالهایش را به هم میزند، با بالهای او هزاران رنگ در اطراف شما پخش میشود. در برابر چنین منظره ای چنان بهت زده شده اید که نمیدانید روح شما با این رنگها استحمام مینماید. فرشته از پیشانی شما میبوسد و ناگهان با این بوسه احساس میکنید که تمامی آن رنگها به درون وجودتان نفوذ کرده است بدین ترتیب انرژی خاص زندگی را درک کرده و باور میکنید که جان تازه ای یافته اید و خوشحال میشوید.

فرشته با گامهای عقب گرد به سمت جایگاه خود برمیگردد و در این بین انرژی رنگها در آن اطراف شدیدتر میشوند. شما نیز از این حادثه و فرشته تشکر میکنید و سعی میکنید دست خود را به فرشته برسانید و دستتان را به او میزنید.

ولی فرشته با این کار از شما دور میشود و اجاق آتش باز به همان حالت اول برمیگردد. اما این بار آتش روی اجاق بسی مشتعل تر است این آتش و نور سمبلی از سلامتی روحانی و جسمانی شماست.

برای اینکه خودتان را کاملا سالم و سرحال احساس کنید، شجره حیات را با بدن انسانی خودتان تطبیق داده و تشبیه میکنید زمانیکه از درون درخت بیرون میایید با حیرت تمام هوای ابری و مکدر را این بار بسیار روشن و تمیز دیده و آسمان آن را آبی میبینید. ییلاق سرسبزی زیر پایتان قرار گرفته و گلهای پژمرده و یا نشکفته این بار جان گرفته و شکفته شده هستند همه جا را تمیز و به دور از پلیدی و زشتی میبینید.

زمانیکه به پشت سر خود برگشته و درخت را بار دیگر میبینید، آن را سرسبز با شاخه های نیرومند و پر از برگ مشاهده میکنید درختی است که بسیار تنومند بوده و شاداب، به نظر میرسد.

تمام این احساسات و تصورات بعدی حاکی از آن است که شما سلامتی خویش را باز یافته و تعادل انرژی در وجودتان حاکم شده است. با بیدار سازی سرشت خود، تلاشی را که به تحقق رسانده اید، میوه های خودش را به شما عرضه میدارد، دیگر قادر هستید که فطرت و سرشت خویش را تحت کنترل بگیرید و از آن پس میدانید که از خودتان چگونه بهره گرفته و خویشتن را چگونه به کار ببندید.

(دوستان برای اطلاعات بیشتر میتوانند به کتاب رنگ درمانی نوشته پروفسور تد اندروز مراجعه کنند که همراه با عکس های مربوطه میباشد برای راحتی شناختن هر بخش و تطبیق شکل درخت زندگی روی قسمتهای مختلف بدن)

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/09/24 و ساعت |

هرم

هرم، یک مولد انرژی است بخصوص اهرامی که متناسب با اندازه هرم بزرگ مصر (هرم خئوپس) ساخته میشوند (اساس جادوی مصری بر پایه اشکال مقدس است) از دیدگاه مصریها انرژی مثبت و سالم یعنی یک شکل متوازن و متناسب و انرژی کثیف و بیمار یعنی یک شکل نامتوازن و کج.

اولین شکل تاثیرگذار، مثلث است. اگر بخواهیم با خطوط شکسته، یک محیط بسته بسازیم ابتدائی ترین شکل یک مثلث است انرژی مثلث متساوی الاظلاع بیشتر از انرژی مثلث متساوی الساقین است. هرچه تعداد اضلاع بیشتر شود در صورت توازن، میزان انرژی مثبت بیشتر میشود و در صورت عدم توازن میزان انرژی منفی بیشتر میشود.

شاید یکی از کارهای یک کاهن مصری آن بوده که نام یا موی سر یا یکی از متعلقات شخص را میان یک شکل متوازن میگذاشته تا انرژی آن فرد بالا رود و بر عکس آن یعنی برای صدمه زدن به یک نفر همین کار را در یک میان یک شکل نامتوازن میکرده اند.

گوی های کنفوسیوس (جهت امادگی لازم قبل از انجام مراقبه هرم)

برای مراقبه هرم از گوی های کنفوسیوس استفاده میکنیم (yang – yin ) این گوی ها به گوی های اعصاب، توپ های چاکرا، امیم و تومیم و توپ های چینی نیز موسومند. زمانی که گوی ها در جهت عقربه های ساعت (هم در دست راست و هم در دست چپ) میچرخند تبدیل به یک مکنده میشوند این مکنده انرژی شما را از دو خروجی اصلی (کف دستها) بیرون میکشد و باعث ورود انرژی از ورودی اصلی (فرق سر) میشود. نتیجه چنین فرایندی، چرخش بیشتر انرژی و سلامتی بیشتر شماست. (چرا که چرخش گوی ها در کف دست، بر نقاط طب فشاری تاثیر میگذارد و باعث بالا رفتن سلامتی میشود)میتوانید روزی 20 دقیقه با گوی ها بازی کنید و حتما بعد از استفاده گوی ها را در ظرف آب نمک بگذارید تا از انرژی معیوب، تمیز شوند .

مراقبه هرم

1-      با گوی ها در دست راست شروع میکنیم

2-      همینطور که گوی ها در دست راست میچرخند، به اندازه هفت تنفس، از طریق چاکرای قاعده ای نفس میکشیم یعنی با هر دم تصور میکنیم هوا وارد انتهای ستون فقرات میشود و با هر بازدم از انتهای ستون فقرات خارج میشود.

3-      سپس گوی ها را به دست چپ داده و اندازه شش تنفس از طریق چاکرای جنسی نفس میکشیم

4-      سپس گوی ها را به دست راست داده و اندازه پنج تنفس از طریق چاکرای ناف نفس میکشیم

5-      همینطور به نفس کشیدن و عوض کردن گوی ها ادامه میدهیم تا به تاج برسیم و سپس به قاعده ای برمیگریم

6-      سرعت چرخش گوی ها مهم نیست، مهم چرخش مداوم آنهاست سرعت خود به خود تنظیم میشود.

7-      این هرم نه با تصور بلکه با تنفس در شما ساخته میشود(این تمرین را میتوانیدبه صورت نشسته یا خوابیده انجام دهید)

مراقبه هرم باعث فعال شدن انرژی کندالینی شده که در مسیر صحیح خود چاکراهای سرراه خود را نیز فعال میکند و کمک میکند تا چاکراهای کف دست تحریک شده این کار کمکی است مناسب برای بدست اوردن توانایی اسکن کردن انرژی ها ، این تمرین را میتوانید روزی یک یا دو بار در طول روز انجام دهید و بعد از اتمام تمرین چند دقیقه ای راحت باشید منتظر اتفاق افتادن چیزی نباشید و فقط از تغییر و تحولات درون بدن خود آگاه باشید.

 (درانجام برخی تمرینها میتوانید از شمعهای فروزان رنگی بهره ببرید،  در اشکال ترسیمی دلخواه )   

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/06/11 و ساعت |

شمعها و تاثیرات شمع های رنگی

شمع سمبلی از مدل انسان فعال از حیث روانی و فیزیولوژیکی میباشد. زمانی که شما از شمع بعنوان وسیله درمان استفاده میکنید حتی برروی شما نیز تاثیرات هیجان زایی را میگذارد که باعث میگردد قوه الهام و نبوغ در شما افزایش یابد. در شرایطی که شمع را برمیافروزید باید خودتان را بسان کسی بدانید که در اعماق تاریکی و خلا روزنه امید و روشنایی را ایجاد میکند. چنین احساسی در نوع خود هم شفا دهنده و آرامبخش روح بوده و هم اینکه احساس قدرت و برتری را در انجام وظیفه به انسان میبخشد. شمع خاموش سمبلی از زندگی خاموش و ساکت و بی حرکت است که هیچ لطفی ندارد، برای اینکه به این زندگی جان داد تا به حرکت آید لازم است که انرژی لازم را به آن بخشید که آتش زدن آن میباشد. پس روشن کردن شمع به نوعی حالت برتری و ایجاد قابلیت را در انسان ایجاد میکند.

 شرایط استفاده از شمع

1-      نیروی ارتعاشی و لزشی شمع در کنار رنگ آن، به هنگام روشن شدن شمع وارد حرکت و جنبش میشود و به تدریج بزرگ شده و شعله ور تر نور خود را به اطراف پخش مینماید. در این اثنا کسانیکه در اطراف و کنار نور برافروخته شمع قرار گیرند، مسلما تحت تاثیر نور و انرژی شمع قرار گرفته و از رنگ آن نیرو میگیرند.

2-      شمعی را که انتخاب میکنید باید به رنگ آن نیز توجه کنید رنگ شمع بایستی به گونه باشد که بتواند ناراحتی و ناملایمات روحی شما را از بین ببرد و احساس آرامش کنید.

3-      قبل از اینکه از شمع استفاده کنید، بایستی آن را به خوبی تمیز بکنید و بدنه شمع را از مواد زائد پاک کنید تا شمع از اثرات منفی بدور باشد تا رنگ شمع نیرومند تر شود و تاثیری افزون تر داشته باشد (در اصطلاح درمانگران به این کار "تنظیم شمع" گفته میشود) برای این کار میتوانید از روغن شمع استفاده کنید (روغنی که شمع از ان درست میشود) و یا از روغن زیتون برای این کار بهره ببرید، جهت روغن مالی همیشه باید به یک سو باشد برای شمعهایی که در جهت شفابخشی به کار میروند بهتر است جهت کشیدن دست از پائین به بالا باشد این کار به طور نمادین یعنی بیرون دادن رنگ شمع و فرستادن آن در محیط (اگر روغن در دسترستان نیست میتوانید خواندن دعایی که دوست داریدیا .... را جایگزین کنید)

4-      اگر شمعی را برای یکبار جهت درمان خود و یا دیگری استفاده میکنید به هیچوجه آن را برای بار دوم مورد استفاده قرار ندهید، زیرا شمع در حین روشن شدن مجدد هم مقدار نورش و هم میزان ارتعاشاتش متفاوت و ضعیفتر خواهد بود

5-      خاموش کردن شمع با دهان و فوت کردن مناسب نیست زیرانفس نیز مثل شمع حالتی حیات بخش و قابلیت انگیز دارد. پس لیوانی را در دست گرفته و به آرامی به روی شمع بگذارید و بدین ترتیب با قطع اکسیژن در خاموش کردن ان اقدام کنید.      

 رنگ شمع

همانطور که گفته شد هر رنگ دارای خصوصیات ویژه ای هستند پس باید در انتخاب رنگ شمع نیز دقت کرد و رنگ شمع مناسب را تشخیص داد،  تا متناسب و هماهنگ با استفاده مورد نظر باشد.

شمع سفید:

شمعی که به رنگ سفید باشد سمبلی از شفا بخشی و نیرو دهی به شخص است این نوع شمع اگر در کنار شمعهای دیگری با رنگهای متفاوت بسوزد تاثیرات خودش را به روی آنها نیز میگذارد.

این شمع نه تنها خاصیت درمانی و صحت بخشی دارد بلکه در تمامی مراحل درمانی نیز به عنوان منبع انرژی محسوب میگردد و اگر قصد دارید که انرژیهای دیگری را کسب کنید حتما درکنارش از برافروختن شمع سفید غافل نشوید اگر شمع سفیدی که روشن کردید دود زیادی از خود بروز داد هیچ اشکالی ندارد و نشان از آن است که افکار و اندیشه ها و باورهای ضد و باطلی را که در اطراف شماست بیشتر بوده و شمع با انرژی خود آن را میسوزاند و نابودمیکند . و تا رفع کامل این وضعیت دود از بین نخواهد رفت با پایان یافتن دود میتوانید اطمینان حاصل کنید که محیط شما کاملا از هر نوع پلیدی و افکار شوم تمیز و عاری شده و میتوانید اقدام خود را عملی سازید.

شمع سیاه

شمعهایی که به رنگ سیاه هستند، نیرومند ترین و در عین حال محافظ ترین شمعها به شمار میروند اینگونه شمعها بیشتر در مراسم دینی و یا برخی آیینهای مخفی از شمع سیاه بهره میگیرند. در اجرای برنامه مدیتاسیون که تلاش میگردد روزنه روشنایی در عمق و خلا تاریکی و سیاهی کشف گردد نیز از این رنگ استفاده میشود

شمع زرد و طلائی

رنگ طلایی یا زرد نشانه رنگ فروزش شمع میباشد که بیشتر قابلیت مدیتاسیون دارد در درون رنگ زرد شعله شمع و خود آن میتوان به حقیقت گراییدن خواسته های خودمان راببینیم رنگهای برافروخته و صاف شعله شمع که به رنگ طلایی هستند باعث میگردد که درک انسان از اتفاقات روز و فهم بهتر خوابهایش آسان گردد

شمع خاکستری و نقره ای

نماد آشکار سازی است میتوانید با این رنگ شمع مراقبه کنید و متوجه شوید که تا چه حد در شروع فعالیتهای تازه مفید است (بخصوص در زمان شروع ماه نو) همینطور این رنگ شمع موجب بیداری ضمیر نیمه هشیار خواهد شد، باعث میشود چرخهای زندگی به نفع شما بچرخد همچنین سوزاندن آن وقتی در حال مطالعه مطالبی در مورد طالع بینی هستید، مفید است زیرا کمک میکند تاثیرهای ستاره ای را درک کنیم.

شمع بنفش و ارغوانی

نماد معنویت، قدرت و برتری است باعث موفقیت جاه و جلال و هماهنگی امیال معنوی میشود.

 راههای استفاده از شمعهای رنگی برای مراقبه و یا درمان

از شمعها میتوانیم در انجام مراقبه و یا درمان دیگران کمک بگیریم یکی از مفید ترین و موثرترین راههای استفاده از شمع در شفابخشی قرار دادن آنها به شکلی هندسی به دور خود یا فرد مورد نظر است این انرژی هندسی تاثیری پویا دارد و واکنش و تاثیر متقابل آن بر حوزه های الکترو مغناطیسی انسان به عنوان اساس مندالا و طلسم به کار میرود . شکلهای مختلف هندسی شرایط و تاثیرات متفاوتی دارند که هر کدام انرژی خاصی را به فرد میبخشند.

مثال:

 شکل هندسی مثلث

در شرایطی که شمعها را به شکل مثلث در اطراف خود (یا بیمار) بچینیم باعث میگردد که انرژی مدام به راس هرم حرکت کند و حالات ترفیع دهنده و افزاینده داشته و منجر به بیشتر شدن نیروی درمانی تمامی رنگها و از بین رفتن تاثیرات منفی آنها میشود.

 حالت صلیب (ضربدری)

در چنین حالتی شمعها به شکل ضربدری در اطراف شخص چیده میشود این حالت باعث میگردد که چهار عامل اصلی حیات که عبارتنداز آب، آتش ، هوا و خاک در شخص و اطراف وی متعادل گردند و همین تعادل تاثیرات زیادی به شخص میگذارد. همینطور باعث میشود که انرژی شمعها با قلب شخص مستقیما در ارتباط باشند و به همین جهت تمامی ناراحتیهای شخصی در این نقطه برطرف میشود. یکی دیگر از خصوصیات حالت ضربدری اینست که انرژی فیزیکی ما را با انرژیهای احساسی، ذهنی و روحی ترکیب میکند و موجبات سریع جذب شدن انرژی را در میدان الکترومغناطیسی اطراف ما فراهم میاورد.

اشکال میتوانند به شکل ستاره 5 پر 6 پر و .... نیز باشند که هر کدام در نوع خود از ویژگیهای خاصی برخوردارند

 ستاره شش پر

این طرح برای مرتبط کردن قلب و ذهن و روح و جسم به یکدیگر موثر است بنابراین حالت شفابخشی نه تنها مرحله ی جسمانی بلکه تمام مراحل را در بر میگیرد به بروز جنبه های الهی فرد کمک میکند که نتیجه اش تاثیر بیشتر مرحله ی شفابخشی و جذب رنگ به گونه ای موثر تر است طرحی تقویت کنند ه و محافظ است .

مراقبه شمع

شمعا را به طور دقیق به صورت شکل ترسیمی مورد نظر میچینیم (برای انتخاب اشکال هندسی لزومی به حتما استفاده از یک شکل خاص نیست میتوانید ببینید کدام شکل برای شما سودمندتر است و احساس بهتری دارید....)، شمعها را روشن کرده بعد در وسط شکل مورد نظر (مثلا شکل هندسی مثلث) قرار بگیرید ، ذهن را آرام کرده و به طور یکنواخت نفس بکشید و پس بدهید ، وقتی عمل دم را انجام میدهید تصور کنید که رنگ شمع را به سوی جسم خود میکشید و با این کار وضعیت خود را تعادل میبخشید ، در حالت آرامش و وارهیدگی باشید و بگذارید رنگ به همراه نور به طور طبیعی و با ملایمت کار خود را انجام دهد این روش را 15 تا 20 دقیقه ادامه دهید تا تاثیر لازم را بگیرید گذشته از اینکه انرژی شمع فروزان (انرژی آتش) شما را نیز متاثر خواهد ساخت  .....

مثلا اگر چیزی را گم کرده اید میتوانید این تمرین را با رنگ شمع قهوه ای انجام دهید چرا که رنگ قهوه ای در شمع سمبل بی طرفی و خصوصیات فردی است و در زمانی کاربرد دارد که بخواهید چیز گمشده ای را پیدا کنید.

یا مثلا برای جلب نظر کسی میتوانید از رنگ نارنجی برای شمعها یتان استفاده کنید .

اگر برای درمان از انرژی شمعهای رنگی استفاده میکنید با توجه به مشکل بیمار از رنگ متناسب بهره ببرید بهتر است برای درمان همیشه یک شمع سفید نیز در کنار شمعهای رنگی دیگر روشن باشد .....

 

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/06/10 و ساعت |

چاکرا درمانی از طریق رنگ

 اگر چاکرایی دچار حالت نامتعادلی شده و بیمار گردد، دلایل خاصی دارد . یا فعالیت آن زیاد شده و یا اینکه در فعالیت چاکرا تفریط وجود دارد، در حالت فعالیت کمتر بایستی از رنگی استفاده کنید که مربوط به آن چاکراست و اگر فعالیت زیادی داشته باشد بایستی از رنگهای متضاد بهره بگیرید تا به حالت متعادل برسند. 

چاکراهای اصلی

در صورت پرکاربودن

در صورت کم کار بودن

چاکرای ریشه (قرمز)

سبز 

قرمز

چاکرای خاجی (نارنجی)

آبی

نارنجی

چاکرای خورشیدی (زرد)

بنفش یا ارغوانی

زرد

چاکرای قلب (سبز)

سبز یا صورتی

سبز

چاکرای گلو(آبی)

نارنجی 

آبی

چاکرای پیشانی (نیلی)

نارنجی کمرنگ یا هلوئی 

نیلی

چاکرای فرق سر (بنفش)

زرد

بنفش

 برای رنگ درمانی ابتدا باید مشخص کرد که کدام چاکراها از حالت تعادل خارج شده است. بیماری جسمانی و حالتهای مختلف روحی و روانی در رسیدن به این هدف به شما کمک میکند. باید تعیین کنید که چاکرا کم کار است ویا برعکس.

 اگر کم کار باشد به این معناست که راه انرژی به سیستم جسمانی مربوط به آن مسدود یا پیشروی آن کند شده است . چاکرای پرکار معمولا خود را با التهاب، اضطراب و حساسیت بیش از حد نشان میدهد.

با داشتن اطلاعات کافی در مورد خصوصیات و فعالیت هر چاکرا و تشخیص آن هر کس میتواند از رنگ درمانی در ایجاد تعادل بین انرژیهای چاکراهای موجود در بدن بهره ببرد برای مثال:

چاکرای فرق سر(تاجی): بنفش (اگر خیلی کم کار باشد، از رنگ بنفش و اگر بیش از حد پرکار باشد، از رنگ زرد )

اعمال فیزیکی چاکرای تاجی : این مرکز بر کل سیستم عصبی و استخوان بندی بدن تاثیر میگذارد، همچنین غده صنوبری تمام مسیرهای عصبی و سیناپسهای الکتریکی داخلی بدن متاثر از آن است. این چاکرا با عمل بجا و مناسب بصل النخاع ارتباط دارد.( پس با شناخت این بخش میتوانیم عضوهای متاثر از این چاکرا را در بدن که دچار مشکل شده اند شناسایی کنیم و به درمان بپردازیم )

اعمال متافیزیکی : این چاکرا با سطح نیمه هشیار ضمیر ما که مربوط به ذات معنوی ماست، ارتباط دارد. مرکزی است که به ما کمک میکند با نیروهای برتر کائنات همتراز شویم و تاثیری بسزا بر تزکیه کالبدهای انرژیک نامحسوس دارد. این مرکز به زندگیهای گذشته و تاثیر آن برزندگی کنونی ما مربوط است.

حالتهای عاطفی – روحی که باعث اختلال میشود

در صورت پرکار بودن: تخیلات عاشقانه ی قوی ، محتاج همدردی، نیازمند اشتهار و توجه زیاد.

در صورت کم کار بودن : دچار سو تفاهم بودن، شرمندگی ، از خود گذشتگی، تصویر منفی از خود، نداشتن ملاطفت

 تمرین :

ابتدا تکه های پارچه رنگی (در رنگهای مختلف هفت چاکرا) تهیه کنید

1-      به پشت به روی زمین دراز بکشید و ذهن خود را آرام کنید (از طرق مختلفی که میتوانید و به آن اشراف دارید در حالت وارهیدگی قرار بگیرید) چند نفس عمیق بکشید به عقب برگردید و از همان لحظه ای که دراز کشیده اید تا آغاز روز، وقایع روزتان را از نظر بگذرانید. وقتی به طور معکوس کارهای روزانه را در نظر آوریم، تمرکز حواسمان بیشتر است و احتمال کمتری دارد که بعضی از وقایع و موقعیتها را فراموش کنیم.

2-      به احساسات و رفتارهای عمده ای که داشته اید و بر شما آشکار است، توجه کنید، حوادث آنروز را از ابتدا تا انتها تداعی کنید، رخدادهایی که در آن روز بیشتر شما را به خود مشغول ساخته و یا برایتان بسیار جالب و یا عجیب بوده است را توجه کنید و برروی آنها تامل کنید، احساسات و حالات خود را به خاطر بیاورید که با وقوع آن حادثه و یا موقعیت چه حالاتی در شما پدید آمد به یاد بیاورید که کدامین چاکرای بدن شما میتوانست از آن حادثه متاثر گردد، احتمالا یکی از چاکراهای شما بیشتر از بقیه تحت تاثیر قرار گرفته است.

3-      وقتی ارزیابی شما کامل شد، تکه پارچه های رنگی مربوط به همان چاکرا را بردارید و روی قسمتی از بدنتان که محل چاکرای مربوط است قرار دهید.

4-      همچنان که با تکه پارچه های رنگی روی نقاط چاکرا هایتان دراز کشیده اید، مجسم کنید که رنگ جذب بدنتان میشود آگاه باشید که همچنان که دراز کشیده اید، رنگها در حال متعادل کردن چاکراهای شما هستند، نفس بکشید و رنگ مخصوص به هر چاکرا را برای برقراری تعادل به درون بدن خود بکشید. این عمل را به مدت سه تا پنج دقیقه ادامه دهید (میتوانید بنا به احساس خود مدت زمان را کمتر یا بیشتر کنید تا زمانی که احساس کنید چاکراها متعادل شده اند)  

5-      در مرحله آخر هر هفت تکه پارچه رنگی را روی نقاط چاکراهای مربوط قرارا دهید. نفس عمیق بکشید و بگذارید بدنتان انرژیهای هر رنگ را جذب کند تا انرژیهای شما به تعادل برسند و جسم شما نیروی کافی را بگیرد (شارژ انرژی )و یا اگر دچار ناراحتی در قسمت خاصی از بدنتان هستید احساس کنید ان قسمت در حال التیام است ...

برای این تمرین اگر در انتخاب رنگ و یا چاکرا دچار تردید هستید و یا مشکل خاصی ندارید میتوانید از پارچه سفید استفاده کنید چون رنگ سفید در بنیه تمامی طیفها نهفته و مجتمع شده است . در سایه این رنگ، سیستم انرژی فرد تمیز میشود بخصوص اگر رنگ سفید را همراه رنگهای دیگر استفاده کنید بسیار نیرومند تر و تاثیرش بیشتر میشود از رنگ سفید میتوانیم برای درمان بیماران و نیرومند کردن توان جسمی آنها نیز استفاده کنید.........

 

 

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/06/09 و ساعت |

 

رنگها –  رنگ درمانی

 

رنگها با تمامی عوامل و جزئیات زندگی ما چنان رابطه تنگاتنگی دارند که باید گفت رنگها مثل پله هایی هستند که وجود فیزیکی و روحی انسانها را با سایر جزئیات و پدیده های جهان هستی در ارتباط قرار میدهند.  برای اینکه رابطه رنگها را با انرژی موجود در بدن خود درک کنیم بایستی دید کلی و کافی در سیستم انرژی موجود در نقاط مختلف بدن خود داشته باشیم تا بتوانیم تاثیرات رنگی را نیز با آن انرژیها درک کنیم و میزان ارتعاشات را بفهمیم.

با استفاده از انرژی رنگها میتوانیم احساسات درونی خود را تقویت کنیم و میزان احساس و درک خود را نسبت به رنگها تشخیص دهیم.

 

تمرین :

1)      کارتهایی برای خود تهیه کنید (مثلا به اندازه کارتهای بزرگ تاروت) یک سمت آن را با ماژیک یا آبرنگ  رنگی کنید و در سمت دیگر کارت خصوصیات رنگ مورد نظر را بنویسید بهتر است از هفت رنگ رنگین کمان شروع کنید .

2)      سعی کنید در حالتی راحت قرار بگیرید و ذهن خود را آرام کنید بهتر است از تنفسهای عمیق استفاده کنید

3)      حالا نوبت به درک انرژی هر رنگ میرسد، کارتهایی را که آماده کرده اید سمت رنگین آن را به طرف بالا و روبروی خود بگذارید و در حالی که چشمهایتان را بسته اید یکی از کارتها را به طور تصادفی بردارید دستانتان را به روی کار بکشید و آنگاه به فاصله اندکی بالای کارت نگه دارید و احساسات خود را تنها به دست خود معطوف سازید سعی کنید میزان انرژی لازم را که رنگ آن کارت از خود ساطع میکند احساس نمایید مثلا آیا گرمای محسوسی را درک میکنید کف دستتان سوزن سوزن میشود در مورد کدام رنگ بیشتر و یا کمتر است ایا احساس سرما یا خلا در کف دستتان دارید و یا ........

بعد چشمانتان را باز کنید و رنگ را ببینید و احساسات خود را در مورد ان یادداشت کنید این امر میتواند شامل احساسات درونی نیز باشد شاید منتهی به دریافت تجربه ای درونی در مورد هر رنگ و یا خاطره ای که در ارتباط با هر رنگ زنده میشود،  ببینید تجربه احساسی و درونی  شما چیست ؟

این تمرین کاربردی است برای تقویت کانالهای کف دست و در مراحل بعدی برای اسکن کردن، تشخیص رنگ های ساطع شده از بدن که از طریق اسکن کردن میتوانید رنگ هر قسمت را احساس کنید و در کل یافتن  امادگی و مهارت لازم قبل از باز شدن چشم سوم و دیدن ............

 

توضیحی جهت خصوصیات رنگها :

مثلا رنگ کبود: (چاکرای فوقانی – تاج) بخش اسکلت و استخوان بندی بدن را تحت تاثیر قرار میدهد، رنگ کبود گذشته از اینکه خاصیت گندزدایی دارد باعث میشود که توکسینهای موجود در بدن از بین بروند و باعث برقراری تعادل در ساختار روحی و فیزیکی بدن میشود همینطور این رنگ باعث میشود انسانها رویاهای زیادی مشاهده نمایند و به خاطر اینکه سیستم عصبی و مغز را نیز تحت تاثیر قرار میدهد دلیل مهمی برای تداعی خاطرات گذشته فرد است و در درمان بیماری فراموشی نیز کمک بسیاری میکند . (خصوصیات هر رنگ میتواند شامل احساس درونی که دارید و یا دانش و اطلاعات بیشتر شخصی نیز باشد)

 

برای ایجاد حساسیت بیشتر و بالا بردن مهارت در احساس رنگها و تشخیص انها میتوانید به رنگهای پیرامونتان توجه کنید و روی هر رنگ مراقبه کنید و ببینید نسبت به هر کدام چه احساسی دارید....... شاید برای شروع رنگهای زنده طبیعت بهترین باشند .......

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/05/15 و ساعت |

 

Magical keyes

 

Three things in life that, once gone, never come back

1. Time

2. Words

3. Opportunity

Three things in life that can destroy a person

1. Anger

2. Pride

3. Un forgiveness


Three things in life that you should never lose

1. Hope

2. Peace

3. Honesty


Three things in life that are most valuable

 

1. Love

2. Family & Friends

3. Kindness


Three things in life that are never certain

1. Fortune

2. Success

3. Dreams


Three things that make a person

1. Commitment

2. Sincerity

3. Hard Work

 

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/05/08 و ساعت |

HOW SMART IS YOUR RIGHT FOOT?

 

JUST TRY THIS . IT IS FROM AN ORTHOPEDIC SURGEON….

THIS WILL BOGGLE YOUR MIND AND YOU WILL KEEP TRYING OVER AND OVER AGAIN TO SEE IF YOU CAN OUTSMART YOUR FOOT, BUT, YOU CANT. IT IS PRE-PROGRAMMED IN YOUR BRAIN!

1-     WITHOUT ANYONE WATCHING YOU (THEY WILL THINK YOU ARE GOOFY….) AND WHILE SITTING WHERE YOU ARE AT YOUR DESK IN FRONT OF YOUR COMPUTER, LIFT YOUR RIGHT FOOT OFF THE FLOOR AND MAKE CLOCKWISE CIRCLES.

2-     NOW, WHILE DOING THIS, DRAW THE NUMBER 6  IN THE AIR WITH YOUR RIGHT HAND.

 

YOUR FOOT WILL CHANGE DIRECTION.

I TOLD YOU SO!! AND THERE IS NOTHING YOU CAN DO ABOUT IT!

YOU AND I BOTH KNOW HOW STUPID IT IS, BUT BEFORE THE DAY IS DONE YOU ARE GOING TO TRY IT AGAIN, IF YOU HAVE NOT ALREADY DONE SO.

 

 

THIS IS ONE OF CENTRAILISION  PRACTIS  & increase power

+ نوشته شده توسط شیدا در 87/05/08 و ساعت |

و اما جادو و جادوگری

نمیدانم تصور برخی ار ابن واژه چیست ؟ شاید مثل خواهرزاده بنده است که گاهی وقتی خسته میشود میگوید: خواهش میکنم یک جادو بکن تا همه مشقهایم نوشته شود!

شاید نگاه عده ای از ما نیز اینگونه است و .......... شاید تصوری هری پاتری و یا خیالی توام با توهمات بافته ذهنی متاثر از گفته های جمعی، خرافی و عامی پسند است .........

شاید جادو را فقط مشتی فرمول و وردهای پیچیده با زبانهای عجیب و غریب یافته ایم؟

و یا نه اصلا باید جادوگران را به جرم مرتدی و کفر بسوزانیم و جهانی را از وجودشان برهانیم ؟!!!!!!!!!!!!!..........

 

و اما نگاه من به جادو :

جادو یعنی شناخت و درک خویشتن خویش، خویشتنی که امروزه روز، لحظه به لحظه از ما فاصله میگیرد و دورتر و گم میشود و جز سایه ای بیگانه و غریبه در لایه های خاموش ذهنمان جای نمیگیرد ؟ اصلی که فراموشش کرده ایم و کم کم به نسیان رفته، اصلی که مدتهاست گم شده !!! ........... من گم شده ام ، آیا کسی مرا یافته ؟!!!!!!!!!!!................

ما سرشت و جوهر وجودی خویش را در دیگران جستجو میکنیم و آن را در بیرون خویش کند و کاو.

جادو یعنی پیدا شدن

جادو یعنی توان استهلاک منیت ها، رهایی از اهولیت ها، هویت های کاذب ریشه دوانده در هزار توی ذهن، جادو یعنی رهایی از من و مایی یعنی تعادل، هماهنگی، وحدت، حفظ توازن درون و برون، حس یکی شدن، الحاق با هستی و کائنات، فهم لا اله الا الله حل شدن در لا برای رسیدن به الله، خدا، هو، هیو، عشق الهی، روح الهی، روح القدس، انرژی برتر و........هر آنچه که باور داریم و شاید حتی تکه ای سنگ به ظاهر بیجان، تکیده در مغاکی خاموش، عاملی که باعث غلیان و تراوش نیرو و ایمانی سترگ و عظیم در درونمان است، حرکتی دوار و آتشین، جریانی ابدی، زنده، پویا و جاودانه.......

جادو یعنی پاک کردن خویشتن حقیرمان و نه دفن آن!! .. جادو یعنی رهیدن از تصویر من، برای غلطیدن در حضور و صوت و نور، جادو یعنی دیدن قلب درختان، کرم ابریشم، جادو یعنی سماع، هویدا شدن در شمیم شکفتن .................

جادو یعنی گسستن زنجیر باورهای پوست انداخته، رهیدن از القاعات منسوخ شده، جادو یعنی رهایی، نوشدگی یعنی تولد، احیایی دوباره، عطر نفسی روحانی ...........

جادو یعنی غنودن و عشق بازی در آغوش مرگ برای یافتن زندگی و ابدیت برای پیوستن در جرگه واله گان و دلدادگان........یعنی خموشی در لحظه انتظار، در بدو حادثه ها.........

جادو یعنی سیر به قلمرو درون و پرواز به فراسو به دیگر سو، یعنی پریدن در ورطه ........

جادو یعنی طالب شدن، عطش داشتن، طلب کردن برای طرب.................

 

و اما جادوگر:

جادوگر یعنی بودا – بیدار شده ، جادوگر یعنی متولد شده، تولد یافته در جهانی اینچنینی ..........

جادوگر کسی نیست جز رجحان یافته بر چشم فروهشتگان ................ در معنی جادوگر یاد جمله ای از استادی افتادم که میگفت : تمام درسهایی که دون خوان داد در تعبیری مختصر تنها فهم یک جمله بود و آن اینست که : ((یاد بگیریم که خودمان را قاطی چیزهایی که به ما مربوط نیستند، نکنیم)) و به حق این معنی کاملی است از عمل واقعی یک جادوگر.

من نیز گفته کوتاه کنم و در انتها شاید جان کلامم را در بیتی از بلخی رومی معنی کنم که جادو و جادوگری چیزی نیست جز درک :

 

            تو فقط تو نیستی ای خوش رفیق                بلکه دریایی و قعرش بس عمیق     

 

البته در معنی و فهم جادو و جادوگری گفته ها بسیار و نقطه نظرها متفاوت و گاه مغایر .....مطالبی که از نظر رفت فهم بنده از جادو و جادوگری بود ، حال برای شناخت و قدم نهادن در این طریق و کشف  این جهان مکتوم هر کس فهم، توجیه، سبک و روش خاص خویش را دارد و بدیهی است که خود فرد است که باید ...... و خود معنی مشخص و متمایز خود را دریابد و تجربه کند ...........و  راهی را که هماهنگ با سرشت خویش است بیابد  و  مسیر منحصر به فرد خویش را طی کند.............

که البته باز نحوه انتخاب، معنی تفهیمی هر کس و راه و روش برگزیده توسط شخص، خود مستلزم توضیحی بسیط و گسترده است چرا که منوط به کارماهای فردی، موقعیت های مکانی و زمانی و ................ میباشد تا چگونگی مسیر، نحوه شناخت و ...... معین و طبق آن عمل شود........ 

 

و در نهایت زمانی که به وادی جادوگران قدم گزاردیم و مرز ناباوریها را شکستیم و سفر به دنیاهای دیگر را شروع کردیم، حجابها کنار رفتند واقتدار یافتیم و.............، این نیت جادوگر است که به جادویش رنگ و فام میبخشد و بدین ترتیب نوع جادو نیز رقم میخورد .........

 

با امید به فزونی آگاهی

+ نوشته شده توسط شیدا در 86/08/22 و ساعت |

 

سلام عزیزان

قصد داشتم  به توضیح  پیرامون موردی که در پست قبل اشاره کردم بپردازم ولی برخی دوستان خواسته بودند بخش حیوانات را کامل کنم و ............

البته روال کارم اینگونه نیست و نظرم اینست که برای انجام هر کاری چه تمرین معنوی چه ساختن یک کاردستی و یا حتی هرس کردن علفهای زائد یک باغچه کوچک اولین قدم کسب اطلاعات و دانش هرچند کم و اندک پیرامون کار مورد نظر است چرا که در خصوص تمارین هم شاید هزاران روش و تمرین سلولهای مغزمان را پر کرده باشند ولی بدلیل نداشتن برخی دانسته های پیش زمینه ای و کلیدی نتوانیم راه به جایی ببریم و در نهایت مایوس و دلزده میشویم ولی خوب .......... کسانی که میتوانند به انجام تمارین عملی بپردازند و برای این کار مستعدند میتوانند شروع کنند و عزیزانی که از ابتدا شروع کرده اند بهتر است هماهنگ با پستهای بنده پیش بروند و .......

 

ایجاد تیرک توتم درونی

ستون کنده کاری شده معروف به تیرک توتم (ستون پیام آوران – منظور حیوانات حامل پیام) یکی از اشکال هنری است که عموما آن را منتسب به سرخ پوستان سواحل شمال غربی آمریکا میدانند. این تیرک ها از سر تا به انتها پوشیده از چهره های حجاری شده بر روی چوب سدر بود، چهر ه هایی که انواع موجودات از دنیاهای گوناگون را به نمایش میگذاشت و از روی آن مسائل و نحوه محافظت طایفه و قبیله و ...را شرح میداد . چهره هر حیوانی دارای مفهوم خاص و دارای نیرویی معنوی بود.

 

سیستم چاکرای انسان

بدن انسان با پاهایی روی زمین و سری در آسمان مانند تیرک توتم یک پل است . در میان بدن ما ستونی از انرژی قرار دارد. در آیین کابالیسم کهن، این ستون را ستون میانی تعادل میخواندند. در شرق، آن را سوشومنا یعنی تعادل میان نر و ماده و محوری که انرژی ما در آن جریان میابد و آشکار میشود، مینامیدند.

درون بدن ما مراکز انرژی ای وجود دارد که غالبا از آنها تحت عنوان چاکرا یاد میشود. این مراکز واسطه های اصلی ورود و انتقال هر گونه انرژی در بدن هستند. با وجود اینکه اغلب آن را جادویی متافیزیکی میانگارند، اما علم معاصر ثابت کرده است که در این مراکز عمده نسبت به سایر قسمت های بدن پرتوهای الکترو مغناطیسی قوی تر ساطع میشود.

هر چاکرا یا مرکز انرژی در بدن، واسطه ای است برای آشکاری انرژی در سطوح فیزیولوژیکی ، عاطفی ذهنی و روحی یکی از راه های توانمند کردن مراکز چاکرا هایمان و بروز انرژی کشف توتم یا روح حیوانی مرکز است. وقتی حیوانی را که از طریق مراکز عمده چاکرایمان انرژی را نمایش میدهد کشف میکنیم، یک تیرک توتم درونی ایجاد مینماییم که میتوان برای شفا، ارتباط روحی، تعادل و قدرت از آن استفاده کرد، بدین طریق بینش عمیق تری نسبت به سیستم انرژی فردی و قابلیت های طبیعی مان کسب مینماییم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/08/14 و ساعت |

سلام به تمام خوانندگان و عزیزان همراه

قبل از شروع مطلبی را میخواستم به عرض برسانم برخی از دوستان تصوری دیگر از جادو و جادوگری دارند و.... بنابراین ترجیحا پست بعدی را به جادوگری چیست و جادوگر کدام است ...........اختصاص میدهم ......

 

شمن

تمام شمن ها در دو مورد مشترک اند: نخست اینکه دارای نوعی آگاهی از قدرت افسانه ها هستند و دوم، کار آنها در رابطه با تفسیر و تعبیر مفهوم حیوانات، محکم و متقن است. آنها قدرتی را که در پس تصاویر حیوانات، حکایات و زندگی وجود دارد، میشناسند. افسانه های مربوط به حیوانات را میتوان به عنوان پلی میان قلمرو خواب و بیداری، میان قلمرو طبیعت و دنیای انسان ها به کار برد. در جوامع کهن، شمن ها، حافظ دانش مقدس مربوط به جانواران و طبیعت بودند و با ریتم ها  نیروهای طبیعت ارتباط داشتند و آنها را بسیار محترم میداشتند و تغییر شکل دهندگان واقعی و قادر به رفت و آمد میان عوالم مختلف میدانستند.

 

شمنیزم

شمنیزم یک فرآیند رشد تجربی است و فرد را در موضوع مورد تعلیم خود، به استادی میرساند. در شمنیزم نهایتا شخص به هیچ انسان یا توتمی پاسخ نمیدهد و فقط با ماوراالطلبیعه مواجه است. او در عین حال که حس واقعی تعلق به کل هستی و ارتباط با آن را دارد قادر است ملکوت و عالم مردگان را سیر کند فرد قادر است از اشکال گوناگون حیات تعلیم بگیرد.

شخص معمولا به یکی از این سه طریق شمن میشود:

1-      به طور ارثی

2-       به دنبال کشش و احساسی نیرومند

3-      در نتیجه جستجو و طلب شخصی

فرآیند جستجوی فردی و آشکار ساختن قدرت های درونی با برداشتن دو گام آغاز میشود . گام نخست فائق آمدن بر مفاهیم از پیش دریافت شده و محدودیت هاست و با آنچه که ((ادگار کیس))  توصیه کرد قابل مقایسه است. او میگفت: ((همان گونه که مطالب بسیاری برای آموختن وجود دارد، آموخته های بسیاری را نیز باید به فراموشی سپرد)) دشوارترین بخش این مرحله ، پی بردن به توهمات زندگی مان است.

عمل کردن به تعالیم شمنیزم، حس وابستگی نداشتن به واقعیت را شدیدا پرورش میدهد. ما آموخته ایم که بایدبه چیزی وابسته باشیم . بسیاری از مردم همه زندگی شان را در تلاش برای وابسته بودن سپری میکنند و بیشتر اوقات این کار به ناامیدی و یاس ختم میشود. شمن دانا به اسرار حیوانات، باید فردیتی قوی را پرورش دهد. از طریق ارتباط با جانوران میتوانیم بیاموزیم که قادر هستیم بی آنکه احاس تنهایی کنیم، تنها بمانیم.

گام بعدی در سیر شمن شدن ساختن پلی میان عالم خود و ظریف ترین قلمروهای زندگی است. این کار مستلزم آشکار ساختن شهود، خلاقیت و قوه تخیل خلاق است. اینجا میاموزیم که به وسیله یک محور در ملکوت و عالم مردگان سیر کنیم. این محور میتواند تصویر بالا رفتن از درخت باشد یا سوار جانوری بودن یا توسط آن هدایت شدن، تبدیل به پرنده یا جانور شدن یا پیشروی در درون یک غار پر پیچ و خم یا هر تصویر دیگر، جوامع کهن، تخیل به کار رفته در افسانه ها را برای تسهیل در برداشتن این گام به کار میبردند. این بدان معناست که اکنون باید از نحوه معمول پرداخت به تصاویر افسانه ای (که شامل تصاویر حیوانات نیز هست و امروزه رایج است) فراتر رفت. در دنیای معاصر، این تصاور و ارتباط آنها با واقعیت خارجی و عینی تحت اعتقادات ثابت و بدون تغییر قرار دارد که دیگر از اعتبار ساقط شده و توانایی اثر گذاردن بر فرد فرد مارا از دست داده اند. ماباید جنبه تجربی را به تصاویر افسانه ای زندگی بازگردانیم و از طریق ادراک طبیعت، درک معمول و رایج خود را دگرگون سازیم.

 

هیچ آرزو یا رویایی به ما بخشیده نمیشود مگر اینکه امکان تحقق آن نیزبه مااعطا شود ((افسانه شخصی و طرح الهی زندگیمان))

 

کمبود شگفتی نیز به اندازه کمبود غذا ما را از پا در میاورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/08/07 و ساعت |

سلام به دوستان عزیزی که تا بدینجا با من بوده اند

در یکی دو پست آینده بخش حیوانات را تمام خواهم کرد و وارد مرحله ای  دیگر میشوم که پیرو درک مطالب گذشته است و ......

آب، عنصر خلاق زندی است. بسیاری از اساطیر از نحوه جوشیدن زندگی از آب های گسترده معنوی روایت میکنند. آب، ویرانگر نیز میباشد از این رو هم منشا زندگی است و هم مرگ. تطهیر کننده است و دارای ریتم و حالت میباشد. مظهر گذر زمان و تغییر است. آب، خود را با محیط تطبیق میدهد، اشیا را دور میزند از روی آنها عبور میکند، جریان خود را با محیط های گوناگون سازگار میکند و در حین جریان، تغییر شکل میدهد هر چه مربوط به آب است، بر سیالیت، احساسات و تغییرات دلالت دارد. غالبا آب را بطن حیات و منشا تولد دوباره دانسته اند. آب نماد آن چیزهایی است که دررویا آشکار کردنشان را میبینیم. جایگاه رویاها و قلمروهای غیر خاکی است. از این رو موجودات این قلمرو به ما کمک میکنند از رویا خود آگاه شویم و آنها را زنده تر پویا تر و موثر تر سازیم. هنگامی که محیط زندگیمان تیره میشود ماهی و موجودات آبزی ما را راهنمایی میکنند.

آب، حیات خاص خود را دارد دنیایی است که در آن مخلوقات و موجودات خیالی بسیاری زیست میکنند. ارواح آبی و دریایی بسیاری وجود دارند که غالبا ظاهر موجوداتی که به صورت معمول در این مکان ها زندگی میکنند را به خود میگیرند و لاجرم هنگامی که یک موجود دریایی توتم میشود تماس بیشتری با قلمروهای روحی زندگی برقرار خواهد شد. آب غالبا یکی از پر ترددترین مسیرها به سوی دنیای رویا ، قلمرو پریان و زندگی جدید بوده است. آب ما را با بعد سماوی محلی که ارواح در آنجا فعال تر هستند مربوط میسازد. موجودات ساکن آب در برقرار کردن ارتباط با این قلمرو لطیف ما را یاری میدهند. برکه های طبیعی، چشمه ها، سواحل دریاها و بستر نهرها مکان های جادویی و دروازه هایی قابل عبور هستند موجودات ساکن این قلمروها اعتقاد به جادو و حس شگفتی را در ما بیدار مینمایند.

هر چه به آب مربوط میشود، بر ارتباط با سیالیت، احساسات و عواطف و جنبه های زنانه زندگی (قدرت های خلاقه، شهودی و قوه تخیل ) دلالت دارد. ( دوستان در مورد جنبه های زنانه و .... و ضمیر ناخودآگاه – انسان و سمبلها مطالبی از ک.گ.یونگ آماده کرده ام که در پستهای آینده ارائه خواهم داد) موجودات آبزی ما را با آنچه آب تعلیم میدهد آشنا میسازند. میاموزیم که از احساسات و هیجانات خود به طور خلاق و ثمربخش استفاده کنیم حس شهود و قوه تخیل خلاق خود را تقویت نماییم. پذیرای درمان و راغب به پرورش نیروهای فراروانی فطری خود شویم. از طریق موجودات آبزی پیوسته در سطح و در بخشی از زندگی خود تولد دوباره را تجربه خواهیم کرد. میاموزیم که دوباره و این بار قوی تر از بطن خارج شویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/08/01 و ساعت |

همه آیین ها چنین اظهار داشته اند که هر حیوانی دارای روح است. الزامی نیست اعتقاد داشته باشیم که حیوانات صاحب شعور خلاقی هستند، امامیتوان پذیرفت که نیروی معنوی، حیوان را به زندگی مان وارد کرده است . بسیاری از مواقع راهنماهای معنوی و فرشتگان نگهبانمان به هیئت یک حیوان درمیایند تا ما را در درک نقشی که آنها در زندگیمان ایفا خواهند کرد، یاری دهند. تنها با بررسی و مطالعه این حیوانات، واقعا به این امر پی میبریم.

 

خزندگان و دوزیستان

معمولا خزندگان و دوزیستان مرتبط به عنصر آتش هستند و نماد این عنصر را برایمان تداعی میکنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/29 و ساعت |

پرندگان

 

نغمه های پرندگان

غالبا پرندگان رانزدیک ترین خویشاوند بشر دانسته اند ، زیرا آنها نیز مانند ما برروی دو پا راه میروند . باوجود این، واقعیت این است  که اکثر انسانها توجه اندکی نسبت به پرندگان نشان میدهند حتی در روزگاران قدیم نیز که اکثر جوامع پرندگان را حامل پیام و نماد و پیامبران الهی میدانستند، وضع به همین منوال بود.

در پرندگان سوخت و ساز به سرعت انجام میگیرد تا امکان پرواز کردن برایشان فراهم باشد. بنابراین آنها میتوانند به ما نحوه افزایش میزان سوخت و ساز را، به خصوص از طریق تکنیک های تنفسی، بیاموزند. این چیزی است که پرندگان را به عنصر هوا و همه ملحقات نمادین آن نظیر آنچه در تاروت قدیم وجود دارد، مربوط میسازد.

 

اهمیت هوا

کارکردن با عنصر هوا برای کسانی که پرنده ای بر آنها ظاهر میشود، میتواند بسیار مهم باشد. ما برای تامین سلامتی خود پیوسته باید در معرض هوای تازه و سالم باشیم، بیرون رفتن و انجام دادن تمرینات تنفسی ضروری است. تنفس و هوا برای زندگی بسیار مهم هستند و پرندگان به این دو عامل، قدرت درمان گری و اسرار معنوی میبخشند. آنها به ما نشان میدهند چگونه از تنفس برای رفت و آمد در میان قلمروها و ارتقا و گسترش افق دید خود استفاده کنیم. به ما نشان میدهند که چگونه در تلاش و فعالیت های خود به ارتفاعات بالاتری صعود نماییم و چگونه هنگام بلند پروازی ها به زمین متصل بمانیم .

 

غالبا پرندگان را از مهم ترین پیام آورانی دانسته اند که نقش آنها در بسیاری از آیین ها و سنت های کهن، کمک به انسان ها برای درک دنیای پیرامونشان و نیروهای معنوی که بر آنها تاثیر دارند است.

پر پرندگان، غالبا برای بشر نشانه ای محسوب شده و همچنین برای انتقال پیام به خدایان و نیروهای معنوی مورد استفاده قرار میگرفته است. پرندگان همواره به خصوصیات جادویی داشته اند. خصوصیاتی که میتوانند مورد استفاده انسان ها قرار گیرند. آنها بخشی از خانواده گسترده ما هستند و از این خواست ها و علایق مشترکی با ما دارند. به همین دلیل قدرت آنها به آسانی برایمان قابل شناسایی است و هنگامی که مورد تکریم و بزرگداشت قرار گرفتند، به آسانی آشکار میشوند. (در مورد پر پرندگان و ارتباط برقرار کردن مثلا در مورد شاهین حتما لازم نیست پر شاهین را داشت هرگونه پری شما را با اعضا و قلمرو پرندگان مرتبط خواهد ساخت – یکی از خلاقانه ترین روش های کار کردن با پر، این است که مثلا پر یک مرغ را بردارید و آن را مانند پر یک شاهین یا هر پرنده دیگری، رنگ آمیزی کنید . این روند خلاقانه شما را با پرنده مورد نظر هماهنگ میسازد.)

 

پرندگان و هوا

برای حیات ، هوا مانند آب ضروری است . هوا یک عنصر فعال و خلاق است و نماد فکر ، حافظه و حتی آزادی میباشد. هوا، زمین را از آسمان جدا میکند و از این رو نماد شعور و خرد والاتر و الهام میباشد. هوا رابط میان آگاهی فیزیکی و آگاهی روحی از طریق شناخت و الهام است.

ما از طریق هوا ، جذب میکنیم. در فرآیند تنفس ، ورود و خروج هوا نشان گر فرو و برون دادن زندگی است. آشنا شدن با هوا، با انرژی های فکری و ذهنی و درک و کارکردن با آنها در ارتباط بوده و دری است به سوی تجلی های جدید خرد. هوای در حال حرکت و جریان – ذهن و فکر در حال حرکت – نیرویی است که باید استفاده از آن را بیاموزیم. افکار ما دارای قدرت هستند.

یک ضرب المثل قدیمی میگوید: ((دانستن ، توانستن است)) از طریق عنصر هوا- از طریق دانش کاربردی – میاموزیم که درزندگی میان قلمروهای مختلف، پلی بسازیم. دانش، برای پیروز شدن در فعالیت ها به ما توانایی میبخشد و کمک میکند تا میزان تسلط بر خود را افزایش دهیم. آشنا شدن با هوا، برتری و قدرت میدهد.

هوا قلمرو پرندگان است و آنها معرف و مظهر هوا هستند. از آنجا که میان زمین و آسمان، در رفت و آمدند و بر جاذبه زمین پیروز میشوند، میتوانند به ما بیاموزند که خود را بالا بکشیم و بر فراز فعالیت های روزمره قرار گیریم. از طریق پرندگان میاموزیم که آرزوهایمان را تحقق بخشیم و افکارمان را قدرت دهیم.

اگر عنصر غالب در زندگی ما هواست، و یا حیواناتی که قلمروشان هواست بیشتر بر ما ظاهر میشوند، شاید لازم باشد از نظر ذهنی و فکری فعال تر شویم. آنها برای این حضور دارند که به ما نشان دهند چگونه میان سطوح جدید پلی ایجاد کنیم یا چگونه از طریق خود و الهام، از تلاش و تقلاهای روزمره فراتر رویم. پرندگان میتوانند مظهر مسائل مربوط به آزادی اندیشه باشند و همچنین بازتابی از نیاز بشر به دیدار از کوهستان برای تجدید قوا و ضرورت تقویت ارتباط با عنصر هوا باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/25 و ساعت |

 

 

سلام دوستان، قصدم این بود که به بخش هایی که قبلا اشاره کردم و تمارین مربوطه بپردازم تا بیشتر متمرکز در قسمت تمرینهای عملی باشیم ولی موضوعی که شروع کردم (طبیعت – حیوانات – گیاهان و .. و اثرات آن بر زندگیمان موضوعی کلیدی و بس مهم است در شناخت خویشتن خویش و پیش زمینه ای است برای خود شناسی و شروع تمارین عملی آتی بنابراین بر آن شدم که بیشتر در این قسمت بمانم و مطالب بیشتری را در این باره بنویسم و ...

سعی میکنم در چند پست به این مهم برسم و همینطور در خصوص اصوات و موسیقی طبیعت جادویی هم مطالبی عرضه کنم که آنهم در جای خود قابل تامل و کمکی است بنیادین برای درک بهتر خویش و طی طریق ....

 

در ابتدا مطالبم را با بخشی از سخنان جناب رام ا... شروع میکنم که جان سخن من نیز هست:

 

(تقدیر زنده است و تقدیر هر انسانی میتواند شبیه یک حیوان باشد . پس انسان ها میتوانند تقدیر خود را مانند یک حیوان فرض کنند که با شناخت بعضی از ویژگیهای ذاتی آن و حلقه های زندگی آن ، خواهند توانست تا حد زیادی تقدیر خود را بشناسند. اگر بدانی تقدیر تو شبیه عقاب است میتوانی نحوه رفتار و زندگی ات را با آن نماد متناسب کنی . اما اگر تقدیر تو مثل مار باشد و بخواهی با آن شبیه عقاب رفتار کنی، میان تو و تقدیرت جنگی طولانی در میگیرد و تقدیر بر ضد تو عمل خواهد کرد. حیوان نمایی تقدیر انسان ها چنان است که روح بعضی از آدمها در نگاهی ژرف بین مانند حیوان دیده میشود . بعضی ها شبیه چهارپایانند. بعضی مانند بالداران و پروازگران و جهندگانند، بعضی خزندگان و بعضی درنگان.

حیوان تقدیر هر کسی مبتواند معلوم کند که او با چه کسانی قادر به زندگی و ارتباط سازنده و سهل تر است و با چه کسانی نه. کسی که حیوان تقدیرش خرگوش است نباید با آنکه تقدیرش به روباه شبیه است زندگی مشترک داشته باشد . ماهی ها میتوانند با اتکا به نهنگ از کوسه ها در امان باشند. حیوانات جنگل باید به حریم شیرها احترام بگذارند و حرمت آنها را حفظ کنند زیرا حتی یک شیر ممکن است همه جمعیت آنها را از بین ببرد.

حیوان تقدیر انسان قابل تغییر است . میتواند بالاتر برود یا پایین تر بیاید. وقتی که کسی زندگی خود را تغییر میدهد و راه و روش جدیدی را عملا برمیگزیند، تصویر حیوان تقدیر او هم تغییر پیدا خواهد کرد. (لازم به توضیح میدانم در اینجا بگویم اگر در خطوط کف دست نیز دقت کرده باشید و در این باره مطالعه داشته اید واقفید که خطوط کف دست نیز با تغییر رفتار و یا الگوی فکری شما نیز بعد از مدتی تغییر خواهد کرد بنابراین بسیاری از نشانه ها و حتی نقش و خطوطی که در بدن هستند مطابق با رفتارها و طرز فکر و برخی از الگوهای رفتاری و .... میتوانید در این باره به کتابهایی که در خصوص دانش کف شناسی و همینطور نقشهای بدن و ارتباط آنها با صور فلکی و ...مراجعه کنید – اگر بتوانم شاید پستی مرتبط بااین بخش برای آشنایی بیشتر  عزیزان ارائه دهم ) 

باید حیوان تقدیر را به کنترل درآورد و از آن عبور کرد. قدم اول آن، اینکه چطور عمل میکند؟ چطور در خطر میافتد و میمیرد. روش مبارزه اش چگونه است؟ در چهار فصل چگونه رفتار میکند؟ کجا زندگی میکند و سوالات دیگر.

حیوانات و گیاهان عمدتا ناخودآگاه  و غریزی عمل میکنند. اما این عملکرد ناخودآگاه در انواع مختلف حیوانات یکسان و به یک شیوه نیست. از این نظر، آنها میتوانند نشان دهنده نوع عملکرد ناخودآگاه و شیوه غریزی انسان باشند. گیاهان و حیوانات مختلف بیانگر انواع مختلف ناخودآگاه هستند.

انسان دارای رویاهایی نهفته و خاموش است که در اعماق ذهن او مدفون شده یا به خواب رفته اند. اگر این رویاهای بنیادین بیدار شوند ، انسان از طریق آنها راهی برای ارتباط با عالم غیب یافته و طریقی برای بازگشت به چشمه های زندگی .

خداوند از بعضی از انسانها به عنوان حیوانات و چهارپایان نام میبرد . مثلا آنهایی که نمیبینند و نمیشنوند و بر قلب هایشان مهر خورده؟ حتی بعضی را از چهارپایان هم پست تر میخواند. (یادآور فرمایشی از عیسی مسیح به بعضی از بزرگان یهود : ای ماران ای افعی زادگان ... خانه شما (جسم شما) خانه ویرانی و وحشت است. جایگاه مارمولک و عقرب...) آیا ممکن است حتی مثال ها و استعاراتی که خداوند بکار برده است تماما واقعی نباشد؟

تماس داشتن با بعضی از جانوران و گیاهانی که متناسب با انسان هستند میتواند تاثیرات خوبی را به دنبال داشته باشد اما این موضوع ارتباطی با طبیعت پرستی ندارد. این مثل آن است که بگوییم بعضی از غذاها اثر شفا دهنده و درمان کننده ای بر انسان دارند.

اگر گیاه یا حیوان به صورتی متناسب و هماهنگ انتخاب شوند، آن زمان انتظار چنین تاثیراتی واقع بینانه است.

گیاهان و حیوانات به دور از افکار اغراق آمیز یا تحقیر کننده ای که درباره آنها وجود دارد ، ممکن است بتوانند به عنوان جاذب بعضی از انرژی های منفی انسان یا جاذب انرژی های مثبت کیهانی، و نیز به عنوان افزایش دهنده تعادل و آرامش روانی و کاهش دهنده تنش های جسمی و روانی عمل کنند . آنها میتوانند در روند بروز رویا ها  و دریافت های انسان، و در جریان هماهنگی های ارتعاشی انسان، تاثیر گذار باشند. این تاثیرات متناسب با کیفیت رابطه برقرار شده است.

بعضی از تمرینات روح زایی میتوانند با گیاهان و حیوانات پیش بروند. ( سعی کرده ام در پستها برخی از تمارین مربوطه را برای عزیزان بنویسم) اینها میتوانند به عنوان یک حریف ارتباطی عمل کنند. کسی که میتواند با آنها ارتباط برقرار کند بعید نیست که بتواند با حیوانات پنهانی درون انسان هم ارتباطی عمیق را برقرار کند و حتی توانایی او برای برقراری ارتباط با روح انسان و ارواح دیگر هم افزایش میابد. اینها میتوانند تمرینی مستقیم در جهت کاهش خودبینی و خودخواهی انسان باشند زیرا پرورش و نگهداری از آنها تا حدی نیاز به از خودگذشتگی و دیگر بینی دارد.

بعضی از روح گرایان و رازورزان برای ارتباط با ارواح و جهان دیگر استفاده از جانوارارن را ترجیح میدادند زیرا آنها در مواقعی میتوانند شبیه به یک آنتن گیرنده و فرستنده امواج وانرژی عمل کنند.( فکر کنم دوستان فیلم کنستاتین را دیده باشند فیلمی که من آن را بارها دیده ام و بسیار دوستش دارم _ در یکی از صحنه های فیلم هنرپیشه نقش اول برای ورود به جهانی دیگر از گربه استفاده کرد _ گربه به علت خصوصیات روحی و دید اثیری که دارد شاهد عبور و مرور بسیاری از موجودات اثیری و رفت و آمد ارواح است و بسیاری از رازورزان برای دیدن و ورود به دنیاهای دیگر از گربه استفاده میکنند، گربه موجودی جادویی است و در برخی از مراسم جادویی از آن استفاده میکنند و شاید دلیلی که کاهنان مصری به آن ارج مینهادند و مقدس میشمردند )

در یک اتاق دربسته و میان چهار دیوار سنگی نشسته اید و همه پیرامون شما از دیوارها گرفته تا همه وسایلی که در اتاق است ، همه مرده و مصنوعی اند. اگر غیب و آسمان بخواهد با انسان ارتباطی داشته باشد محیط داخلی اتاق را انتخاب میکند یا محیط طبیعت را. در طبیعت چیزها زنده اند، روزنه اند و مجراهای ارتباطی اند. روح طبیعت میتواند از طریق این اجزای بدن خود، آنچه را که میخواهد بیان کند اما در درون خانه ای مرده، واقع شدن چنین چیزی بعید است . خداوند با منتخبان خود غالبا در طبیعت کوه و بیابان ارتباط میگرفت نه در خانه هایشان . مثلا به فلان نبی میفرمود : ((به بیابان برو زیرا میخواهم با تو سخن بگویم )) یا آنها غالبا برای دعا و نیایش به کوه و غار و طبیعت میرفتند . بسیاری از آنان چوپان بودند و بنابراین به طرزی آهسته و تدریجی با همه مظاهر طبیعی تماس داشتند. (جالب است که در دیوان منطق الطیر عطار، جریان معرفت از طریق پرندگان و با نماد آنها مطرح شده است. _ یا حتی کتاب کلیله و دمنه که داستانهای آن در قالب حیوانات است)

هر کس دارای یک شهود و رویای نهفته است که اختصاص به خود او دارد و تماس با آن جز از طبیعت، که با این فرد بیشترین هماهنگی را دارد، در بیدار شدن آن رویای نهفته تاثیر گذار است.

اگر ارتباط با طبیعت برقرار شود و آنچه با آن رابطه برقرار میشود دستکاری شده انسان نباشد و کاملا طبیعی و زنده باشد مانند حیوانات و گیاهان وحشی، میتوان از طریق آنها پیام های غیب را دریافت کرد و بعضی از نادیده ها را دید.

گیاهان و حیوانات طبیعی، روزنه هایی به جهان های دیگرند. جهان هایی که عینا مانند هم نیستند. از طریق آنها ممکن است بتوان تماسی آگاهانه یا نا آگاهانه با حیطه های دیگر برقرار ساخت.

بسیاری از الگوهای پویای کیهانی و کدهای تعلیمی آسمان، در جانداران نقش بسته است. با نگاه عمیق به آنها میتوان این کدهای تعلیمی و الگوهای زندگی را استخراج کرد.

در صدای حیوانات، در زوزه گرگ ها، غرش شیرها ؛ آواز پرندگان ، فریاد قوها، شیهه اسب ها، نعره ببرها، و جیغ عقابها نام هایی پنهانی از خداوند نهفته است که اگر به دقت شنیده شوند، معلوم میشوند.)......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/24 و ساعت |

تاثیر حیوانات بر سرنوشت ما

 

بررسی علمی حیوانات و رفتار آنها به این معنا نیست که جنبه پیچیده در اسرار آنها را نادیده بگیریم . بر عکس، این امر شگفتی ما را دو چندان میکند و میزان صحت تعابیر و تفاسیرمان را افزایش میدهد. در تعلیمات همه جوامع و آیین ها چنین آمده که اگر حیوانی در زندگی مان پدیدار شد (چه در واقعیت ، چه در خیال یا در رویا)، نخستین وظیفه ما بررسی و تحقیق در مورد حیوان و آگاهی یافتن هرچه بیشتر در مورد آن است. تنها در ین صورت میتوانیم از معنا و مفهوم آن در زندگی مان مطلع شویم. البته این بدان معنا نیست که باید در مورد هر حیوانی که مشاهده میکنیم تحقیق نماییم. امکان دارد در طول یک روز با حیوانات متعددی مواجه شویم، اما زمانی که برخوردها تکرار میشوند، باید به آنها توجه کرد. این برخوردهای پشت سر هم ، نشان از اهمیت حیوان در بخشی از زندگی مان دارد.

هرچه بیشتر در مورد حیوان بدانیم ، دقیق تر میتوانیم دلیل آشکارشدنش را تعبیر و تفسیر کنیم . این حیوان به دلیل خاصی در زندگی ما خودنمایی کرده است. برخی اوقات ظاهر شدنش علتی جز خوشامد گویی ندارد و گاهی راه حل مشکلاتمان است و گاه ظهور او به ما چنین میگوید : ((کارها را به شیوه من انجام بده تا احتمال موفقیتت افزایش یابد)) به محض اینکه دریافتیم این برخورد برای ما مفهومی در بردارد، باید برای درک آن تلاش نماییم . اینجاست که تحقیق وارد عمل میشود.

چهار درس و نکته است که هر حیوانی میتواند آنها را به ما تعلیم دهد، درسهایی که میتوان از آنها به عنوان آینه ای بهره برد که به ما آنچه را که برای موفق تر بودن نیاز داریم، نشان میدهد. اگر تنها همین چهار مورد را نیز درباره حیوان بررسی کنیم و بدانیم، زندگیمان به نحو چشمگیری بهبود خواهد یافت...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/16 و ساعت |

 

 

شفابخشی در حیوانات

 

وجود حیوانات و نقش آنها در زندگی بشر از اهمیت خاصی برخوردار است حیوانات قادرند تعالیم سودمند و با ارزشی در بعد ظاهری و باطنی برای ما انسان ها داشته باشند و موجب ارتقا ما شوند. امروزه لزوم این ارتباط و پیوند انسان و حیوان و تاثیرات سودمند متقابل بین آنها بر اساس تجربیات گزارشات و تحقیقات علمی به اثبات رسیده است که از جنبه های مهم این تاثیرات متقابل میتوان خاصیت شفابخشی آن را نام برد .

پیوند با حیوانات و ارتباط با روح آنها به منظور اهداف گوناگون از جمله شفای بیماری ها از گذشته های دور در برخی مکاتب و فرهنگ های مختلف و در میان سرخپوستان قبایل آفریقا مصری ها شمن ها و ... مرسوم بوده .

تمام قبایل گوناگون در سرتاسر دنیا معتقدند که هر چیزی در طبیعت دارای روح و نوعی انرژی است سرخپوستان آمریکای جنوبی برقراری ارتباط با نگهبان حیوانات را برای شفا و درمان مهم میدانند و بر این باورند که از سازگاری با روح برخی از حیوانات و انرژی های آنها اقتدار،هدایت، آگاهی و شفا بدست می آید .

شمن های جنگل های شرقی پرو در مراسم خود قادرند روح حیواناتی همچون ببر مار عقاب یوزپلنگ کروکودیل و دلفین را در رویا ببینند و معتقدند که این حیوانات دارای انرژی بخصوصی هستندکه میتوانند بیماری ها را درمان کنند و موجب رهایی ارتعاشات منفی ناشی از افکار مخرب و ضربه های روحی گردند.

 

درمان حیوانات به وسیله انرژی حیاتی موجود در طبیعت

از آنجایی که انرژی حیاتی گل ها را به شکفتن ، پرندگان را به پرواز و جهان را به گردش در میآورد جای شگفتی نیست که بیماری های حیوانات را نیز درمان کند.

حیوانات به وسیله امواج موجود در طبیعت که به صورت موسیقی در فضا پخش میگردد با رفتن به یک محیط امن و یا با استفاده از گیاهان و ترکیبات معدنی خود را معالجه میکنند . ارتعاشات گلها و گیاهان صدای امواج آب، صدای حرکت زمین و ماه و هزاران صوت دیگر که توسط خالق هستی آفریده شده همگی دارای نوساناتی هستند و طوری برنامه ریزی شده اند که در کنار هم آفرینش را تشکیل میدهند. اگر کسی بخواهد این نظم را برهم زند باعث نابودی خود میگردد اما اگر خود را عضوی از این نظم الهی بداند میتواند پیروز باشد . حیوانات نیز به نحوی این شناخت را دارند و به وسیله این شناخت خودشان رادر بدترین وضیعت ها معالجه میکنند . برای مثال اگر آهویی را با گلوله بزنند و تیر داخل پایش فرو برود با قدرت و انرژی درونی، خودش را به غاری میرساند و بعد از چند روز که در غار استراحت کرد سالم و با نشاط آن هم با پای معالجه شده بیرون میآید در حالی که گلوله سربی از داخل عضلات پایش بیرون آمده و جای زخم درمان شده است.

حیوانات به وسیله خوددرمانی روحی که خداوند در وجود آنها قرار داده خود را درمان میکنند. در واقع آنها با آهنگ طبیعت یکی میشوند و بدون کمک دیگران بهبود میابند . یکی شدن با آهنگ طبیعت مثل آب روان شدن ، مثل امواج منتشر شدن و در نهایت یکی شدن با انرژی کیهانی. این مطلب را میتوان به رودخانه ای تشبیه کرد که شناگر در جهت جریان رودخانه شنا میکند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/14 و ساعت |

سلام به همه عزیزان

 

الگوی صوتی

و در ابتدا کلمه بود . و خداوند جهان را از کلمه آفرید و از صوتی ویژه خلق کرد آوایی مقدس که آهنگ جهان بود و جهان ، هم آهنگ با آهنگ کلمه بود و همه چیز موزون مینمود.و جز آوای کلمه چیزی به گوش نمیرسید. همه هستی و هست، با صوت کلمه به رقص آمد و هم آوا گشت و بی وقفه کلمه را میخواند و ....

اصوات، جهان ما را در برگرفته اند و این در حالی است که اغلب ما نسبت به مفهوم آنها و تاثیری که بر ابعاد باطنی ما دارند بی توجهیم. جهان ما ، جهان اصوات است و لازم است اکنون که در حال تجربه این جهان و کیفیت های آن هستیم، مفهوم و معنای اصوات این جهان را هر چه کامل تر شناخته و الگوهای بنیادین آن را درک کنیم. البته چنین کاری برای انسان این عصر بسیار دشوار تر از روزگاران کهن است چراکه از حدود سه قرن پیش با شروع انقلاب صنعتی ، زمین آرامش طبیعی خود را از دست داد و همه جا پر شد ازهمهمه و سر و صدای درهم و آشفته ناشی از کارکرد ماشین ها و دستگاههای صنعتی ، اینگونه بود که ما از صداهای طبیعی جهان به دور افتادیم و ذهن ما توجه به مفهوم نهفته در اصوات را در پس شلوغی ها و آشفتگی ها نادیده گرفت و به فراموشی سپرد . اکنون حتی زیردریا ها نیز پر از سرو صداست این در حالی است که در روزگاران قدیم تنها صداهایی که در زمین طنین انداز میشد ، اصوات برخاسته از دل طبیعت بودند، صداهایی که در پس هر یک معنا و مفهوم و انرژی خاصی نهفته بود، به همین دلیل نیز تاثیرات باطنی اصوات طبیعت از دوران کهن برای انسان شناخته شده بود.

به طور کلی باید گفت که آنچه عموما در مورد اصوات میشناسیم و تجربه میکنیم تنها بخش کوچکی است از اصواتی که در جهان وجود دارد . امواج فرا صوت و فروصوت نمونه هایی از این اصوات اند. ما مستقیما توانایی دریافت چنین اصواتی را نداریم ولی موجوداتی در زمین وجود دارند که این صداها را میشنوند و از طریق آنها با همدیگر و با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار میکنند(نمونه آشنایی از این موجودات دلفین هاو خفاش هاهستند) در واقع باید گفت که محیط طبیعی زمین مملو از چنین اصواتی است که هر یک نشانه ها و مفاهیم خاصی را در دل دارد. به عنوان مثال شواهد علمی حاکی بر آن است که شفق های قطبی (نورهای شمالی) و یا حتی زمین لرزه، هر یک الگوی فرو صوتی خاص خود را دارند و برخی از گونه های حیوانات، قادر به تشخیص این الگوها هستند و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/03 و ساعت |

سلام

 

الگوهای حرکتی

عموما میتوان مشابه مجموعه حرکت هایی که در زمین به وقوع میپیوندد را در سطحی بسیار عظیم تر در حوزه های فرازمینی و کیهانی نیز مشاهده نمود. به عنوان مثال الگوی حرتی گردبادی (فرابرنده) و گردابی (فروکشنده) نمونه ای از این الگوهاست . قوی ترین حرکات گردبادی در زمین، تورنادوها هستند. تورنادوها قادرند حتی اتومبیل ها را به آسمان ببرند. اما مشابه چنین الگوی حرکتی را در سطح کیهانی نیز میتوان دید. جریان های گردبادی حاصل از نیروی عظیم سیاهچاله ها به حدی است که زمان و مکان را در هم میپیچاند و خورشیدها را ازهم میگسلد.

حرکت های جریانی نیز نمونه ای دیگر از الگوهای حرکتی هستند که در سیاله ها دیده میشوند. مثال بارز چنین حرکتی در زمین، رودخانه ها هستند. جریان های بزرگ زمین نظیر یانگ تسه و نیل در آسیا و آمازون در آمریکای جنوبی هر یک میتواند تجسمی از جریان های باطن گرا در زمین باشد. بادها و جریانهای درون اقیانوس (نظیر جریان گلف استریم )، نمونه هایی دیگر از حرکات جریانی هستند. به عنوان مثال جریان باد در زمین ، ابتدا از یک جریان اصلی (جریان های اصلی باد در زمین اصطلاحا jet stream نامیده میشود)و سپس از جریان های فرعی تبعیت میکند. جریانهای اصلی باد در زمین ، از شرق به غرب تمامی سیاره را دور میزند. جریان های فرعی نیز در محدوده مابین جریان های اصلی شکل گرفته و در نیم کره های شمالی و  جنوبی برخلاف همدیگر هستند. جالب است بدانید که جریان ها حتی در بدن انسان نیز مشاهده میشوند. مسیر رگ ها در بدن که این جریان را حمل میکنند، خود میتواند تجسمی از جریان های سیاله ای لطیف تر در کالبد اختری انسان باشند. این مسیرها (نادی ها)، جریان انرژی حیاتی (پرانا) رادر سراسر کالبد اختری هدایت میکنند.(الگوی مسیر پر پیچ و خم نادی ها به ویژه در طب سنتی چین به دقت مطالعه و بررسی شده.(

الگوی حرکتی چرخشی نیز الگویی است که در تمامی سطوح هستی به وفور مشاهده میشود کوارک ها در هر پروتون (یا نوترون) درحال چرخش به دور همدیگر هستند . هسته های اتمی نیز به دور خود در چرخش اند. الکترون ها نیز حول هسته ها میچرخند. حتی هر یک از الکترون ها نیز به تنهایی یک چرخش ذاتی دارند .(چرخش ذاتی ذرات زیر اتمی spin نامیده میشود)

این چرخشهای پیاپی هم چنان ادامه میابد تا به سطح کهکشانی میرسد تمامی کهکشان حول مرکز خود در حال چرخش است در یک خوشه کهکشانی نیز همین چرخش مشاهده میشود.حتی ممکن است تمامی جهان نیز در حال چرخش باشد. به نظر میرسد که الگوی حرکت چرخشی مرکزدار، به نوعی تعادل دینامیک منجر میگردد و بدین ترتیب تمامی اجزا جهان به یک هماهنگی پویا با همدیگر میرسند. (حرکت ها در رقص های مقدس و نیز هنرهای رزمی، نمونه های جالب دیگری از الگوهای حرکتی هستند)

 

الگوهای تحولی – تکاملی

تحولات جهان نیز از الگوهای بنیادینی تبعیت میکند ((تناوب)) یکی از این الگوهاست . فرایند شب و روز چرخش فصل ها تولد و مرگ ، آفرینش و نابودی ، ال نینو و لانینو، و ..... همگی از این الگوی تحولی تبعیت میکنند . حتی تحولات سیاسی جهان (نظیر تحول از یک قطبی به چند قطبی و بالعکس) نیز عموما تجلی همین الگوهای پایه ای هستند که از سطوح ماورائی سرچشمه میگرند. ((تکثیر)) نیز الگوی تحولی – تکاملی دیگری است که در تمامی سطوح جهان (از دنیای ریز باکتریها گرفته تا جهان ستارگان) به وفور مشاهده میشود. امروزه فیزیکدانان بر این باورند که حتی جهان ها هم خود راتکثیر میکنند به طوری که از دل هر جهان ، جهان هایی جدید زاده میشوند. با شناخت الگوهای بنیادین تحولی ، امکان پیش بینی وضعیت آینده جهان میسر میگردد و این نوع پیش بینی ، متفاوت از آینده بینی و پیش گویی است هرچند همه این روش ها ممکن است به نتیجه واحدی بیانجامد.

 

الگوهای ساختاری

این الگوها در طول تاریخ، پیش از سایر الگوها مطرح شده اند. به عنوان مثال، درخت یک الگوی ساختاری در جهان ماست. این ساختار، معنا، مفهوم و قوانینی دارد که از جهان های بالایی در جهان ما متجلی شده است. با درک یک درخت میتوان به درک حوزه باطنی مربوطه رسید و از آن حوزه عبور کرد. (شاید به عبارت ((سدره المنتی)) در متون اسلامی آشنا باشید . در سایر ادیان ومکاتب نیزبه وفور از الگوی درخت استفاده شده است. حتی در بعضی جاها انسان به درختی معکوس تشبیه شده که ریشه هایش در آسمان است – در یک نگاه کلی نیز جسم انسان مشابه به یک درخت معکوس است . موهای سرهمانند ریشه ها و دست و پاها همانند ساقه ها)

همینطور دانش جدید نیز موفق به کشف ساختارهای جدیدی شده که آنها نیز از الگوهای ساختاری جهان ما هستند. اتم، کهکشان، سیاهچاله ، بدن انسان و ... همگی نمونه هایی از این ساختارها هستند که قرینه ای از حوزه باطنی هستی را در خود دارند .

مجموع حرکت ها و توقف های جهان، همگی از الگوهای بنیادینی تبعیت میکنند و شناخت این الگوها، خود بعدی از ابعاد دانایی است.

 

این الگوها در واقع نشانه ها و تابلوهای راهنمای روح در جهان ما محسوب میشوند و با مشاهده و درک آنها امکان عبور از این جهان و ورود به حوزه های بالاتر هستی، میسر خواهد شد.

 

با امید به فزونی آگاهی  

 

+ نوشته شده توسط شیدا در 86/07/01 و ساعت |

سلام همراهان عزیز

خوب مطالب قبلی من پیش زمینه ای بود برای کیمیاگری ، عنصر آتش و ارتباط آن با کیمیاگری و نمادها و رمزپردازی و .... که به دلایلی فعلا از نوشتن در این مورد صرف نظر کردم تا بعد.

در این پست به تفکر الگویی میپردازم که برگرفته از مطالب جناب ا.م. رام ا.. میباشد .

در ابتدا، مطالبم را با سخنی از گوته شروع میکنم:

(پی دیدن زاده شدیم ، و برای تماشا معین آمدیم .)

 

تفکر الگویی :

تفکر الگویی (الگوشناسی و الگویابی) شناخت الگوهایی است که در جهان ها (اعم از جهان های کهکشانی،شبه کهکشانی  .... اتمی و زیر اتمی) به کار رفته است (الگوهای آفرینش )و بازیابی این الگوها به عنوان روش هایی برای حل مسائل مختلف انسان از ابعاد مهم تفکر الگویی محسوب میشود . یکی از مبانی فلسفه تفکر الگویی به این صورت مطرح میشود که الگوهای به کار رفته در جهان هستی، تجسمی از عالی ترین سطح هوشمندی میباشند که در راستای هدفی معلوم به کار رفته است . بنابراین با انتخاب صحیح یک الگو (در تناسب با مسئله و هدفی که مورد نظر است ) و با کالبد شکافی و تببین الگو در وضعیت جدید امکان استفاده از عالی ترین سطح هوشمندی برای حل مسائل مختلف فراهم شده است، میتوان این طور مثال زد که در هستی، صدها نرم افزار مادر وجود دارد، هر یک از این نرم افزارها دارای کاربردهای خاصی هستند و البته برای منظوری که تهیه شده اند، بهترین و کاملترین روشهای اجرای برنامه و حل مسئله هستند . به عبارتی هر یک از الگوهای آفرینش، نرم افزارهای بسیار پیشرفته و فوق مدرن، برای دسته ای از مسائل انسان محسوب میشود. شناسایی این نرم افزارها، انتخاب درست آنها (به تناسب هدف مورد نظر و نوع کار) و روش استفاده صحیح از آن ها از قدم های اصلی استفاده از این برنامه های بسیار هوشمند است . آنچه در این چند کلمه گفته شد، اشاره به یکی از وجوه تفکر الگویی میباشد.

 

از ابعاد دیگر تفکر الگویی میتوان به این جنبه ها اشاره داشت:

الگوسازی، الگو شکنی (و فرمول شکنی) ، الگویابی (چگونه میتوان الگوی حل یک مسئله را از میان الگوهای آفرینش یافت)، ضد الگوها (و ضد فرمول ها)، الگوهای بنیادی (و غیر بنیادی، مادر و ثانویه .....)، فراالگوها وابرالگوها.

در این گفتار قصد، پرداختن به روش های تفکر الگویی و یا فرمولی نیست، بلکه اینست که با نگاهی پر سرعت به بعضی از الگوهای کلی اشاره کنیم تا شاید لااقل به آستانه این سوال برسیم که شناخت الگوهای آفرینش (نرم افزارهای الهی) تا چه اندازه ضرورت دارد ؟ و سوال کلی تر این که دانستن روش های تفکر، آن هم تفکری مبتنی بر اصول بنیادین جهان و در واقع، تفکری بر مبنای باطن و ظاهر زندگی (و نه فقط ظاهر آن ) تا چه اندازه مهم است؟

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/31 و ساعت |

سلام دوستان عزیز

اولین مطالبم در مورد رمز پردازی است که گزیده ای است از کتاب شیرین رمزپردازی آتش اثر زیبای ژان پیر بایار و ترجمه به قلم توانای جلال ستاری و بعد از آن هم گلچینی دارم از کتاب قصه های پریوار و به عبارتی بهتر داستانهای جادویی که فکر میکنم تقریبا مکمل یکدیگرند.

نیت من از انتخاب این بخش به این جهت است که بسیاری از مطالب چه در قالب شعر چه داستانهایی که میخوانیم وچه در قالب فیلم و یا کارتونها و ... اکثرا به صورت رمزی بیان شده که تا ما نتوانیم نفس و منظور درست را دریابیم به درک اصلی هم نخواهیم رسید چرا که برای مثال قصه های پریان و یا داستانهای رمزین با عقل برهانی و منطقی ما سرو کار ندارند بلکه روی سخنانشان با ناخوداگاه ماست و آنها را جز از راه شهود و اشراق فهم نمیتوان کرد و زمانی که این مقول برایمان جا بیافتد و منظور نمادین را بفهمیم میتوانیم در پرورش قوه شهودمان توفیق بیشتری پیدا کنیم و از طریق حتی یک داستان بظاهر ساده کودکانه به بصیرتی عمیق دست پیدا کنیم .

خوب ابتدا از رمزپردازی آتش شروع میکنم که چند جلسه ای را به آن اختصاص داده ام چرا که رمزپردازی آتش سرشار از اطلاعات آموزنده شگفت انگیزی است که حس کنجکاوی را برمیانگیزد و شاید هم طالب شوقمندی را به سرمنزل مقصود برساند اگر با درک کافی توام باشد .

 

قبل از شروع لازم میدانم به معرفی برخی از صاحب نظران و مکاتب مربوط در این باب بپردازم :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/14 و ساعت |
سلام به همه دوستان عزیز

من شیدا هستم و با تائید جناب رایت به جمع نویسندگان وبلاگ ملحق شدم اجازه میخواهم بعد از یک جمع بندی و مرور کلی که زمانی کوتاه خواهد بود بتوانم مطالب درخور و نویی را عرضه کنم .

امید آنکه بتوانم در جهت ارتقا آگاهی خود و دوستان قدمی بردام .

با سپاس از توجه همه شما

+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/06 و ساعت |