تاریکی بودو بس گویا مفهوم نور ناتوان بود معنا نداشت. انگار این تاریکی بود که بوده و مادر و مرجع هست و در این تاریکی بخش هایی روشن بود دقیقا مثل فضا بود فضای بیکران تاریک ! مرجع و مادر. و اين تكه هاي روشن سيارات بودند و بعضي شايد ستارگان و باز هم من بودم و ناشناس هاي آشنا من ديوانه نشده ام يعني هنوز گمان مي كنم.كاش مي توانستم آن طور كه بايد همه چيز را بازگو كنم و پرده از حقايقي بردارم كه دنيا را متحول كند اما نميشود كسي هم باور نمي كند. بارها خواستم سرك بكشم به درون اين معماي پر پيچ و خم ولي هميشه چيزي بود كه مرا از يافته هايم جدا ميكرد . آسمون رنگ روياهيم را داشت آن روستاي كهنه آن فضاي رويايي قديمي و من هم ميان روياهايم مي دويدم و ناگهان تاريك شد من ترسيدم به من گفته شد كه از روياهايت چيز هايي بردارو من زمين زيبا چند درخت برداشتم نقل مكان عجيبي بود.جاي تازه اي بود ولي تاريكي وهم انگيزي داشت اونجا همه چيز جالت عادي نداشت گويا مي دانستي همه ساختگي و كذايي است و اين بر ترس من بر دنياي ناشناس پيرامونم بيشتر مي كرد ميان راه بازهم بختك لعنتي نمي دانم چه شد هي رفت و آمد ! چشمانم باز بود آره باز بود ولي انگار نبود مي ديدم اما حتي كوچكترين حركتي را نمي توانستم انجام بدم احساس كردم با جسمم فاصله دارم يه فشار و نيروي غريبي مرا مي كشيد من حس كردم روح دستم را در كالبد دستم انداختم خواستم به جسمم برگردم سخت بود نميشد . لحظه عجيبي بود .خواستم بي تفاوت باشم ولي نيرويي بر من پيشي ميگرفت و ضعيف ترم مي كرد. اما تلاش كردم خودمو بارها و بارها توي كالبدم انداختم اين بار رد نشد روحم قشنگ جفت شد با جسمم اما نميتوانستم كوچكترين حركتي بدم تا لحظاتي اين گونه بود بلخره با سختي فراوان توانستم سرم را تكان بدهم سرم سنگين بود سر درد و چشم درد عجيبي گرفته بودم مات اين لحظات بودم آرام آرام مثل طفلي كه تازه به دنيا آمده باشد دستها و پاهايم را تكان دادم و حس كردم در غالبي هستم يعني همان جسمم . خستگي شديد و عجيبي داشتم همانطور هم ميل به استراحت داشتم از سر جايم بلند نشدم به گمانم تمام شده بود اما باز سنگيني خاصي حس كردم خواستم صداي بزنم فريادي اما اصلا نميشد. من صداهاي مختلفي ميشنيدم صداها زياد بود باهم حرف مي زدند اما نبودند ! جالبتر اينكه صدايي در بين اين اصوات واضح تر بود صدايي كه فقط اسم مرا صدا مي زد صداي آشنايي بود هرچند جايي نشنيده بودم حس خوبي نسبت به اين صدا نداشتم با همه سختي بود سعي كردم غالب سرم شوم و به سختي فراوان سرم را تكان دادم اين بار با همه خستگي از سر جايم بلند شدم تا مدت ها سر دردي شديد اعماق سرم را گرفت . هميشه دوست داشتم بدونم روح بدون جسم چطوري هست؟ بايد بگويم روح بزرگ است چيزي نيست چيزي كه بخواهي بدست بياوري يا از دست دهي قابل درك نسيت. من قبلا هم اين حالت ها راداشتم ولي هر فاصله زماني كه مي گذرد اين حالت ها شدت مي گيرند. در آن لحظات كه به خيالم سركی به دنياي ماورا كشيدم خورشيد زمان سنگ آسمان آب و هوا بازيچه و بي معنا بود .
تاریخچه تاروت: تاروت تشکیل شده از مجموعه کارت های ۷۸ تایی با نماد های مختلف این کارت ها ۱۴ قرن پیش از مصر شروع شد و بعد ها وارد اوروپا گردید تا سال ۱۳۶۷ م برای بازی استفاده می شد اما از سال ۱۳۷۷ به اهمیت و کاربرد این کارت ها در پیشگویی وقایع پی بردند.اما شروع آن در اروپا از سال۱۳۴۳ ۱۳۴۵ در میلان و دیگر شهر های ایتالیا و بعد اسپانیا و به تدریح اکثر کشور های اورپایی را هم فرا گرفت وبا گذشت زمان از روی طرح و لباس های قومیت ها کارت های تاروت در طرح های جدید تر و متفاوت تر پیدا شد .به طوری که در سال ۱۵۴۰يك كتاب غيب گويي به نام The Oracles of Francesco Marcolino da Forliمنتشر شد كه بر ايناساس كه كارت هايي كه تنها انتخاب شده اند يه معني تصادفي دارند و خود كارت ها معني ندارند.اما دست نويس هاي در سال ۱۷۳۵ با نام :The Square of Sevens و در سال ۱۷۵۰ با نام :Pratesi Cartomancer سند ابتدايي غيب گويي براي فالگيري با كارت هاي تاروت بوده.
فال تاروت: همانطور كه گفته شد تاروت ازمجموعه كارت ۷۸ تايي تشكيل شده كه ۲۲ تا از آن ها به نام تاروت كبير معروف هستندو ۵۶ كارت ديگر به نام كارت هاي تاروت صغيرالبته همه كارت هاي تاروت در فال بسته به نوع فالكاربرد دارنداندازه كارت ها از نكات مهم در فال هست كارت ها بايد حتما در اندازه هاي ۱۲ در ۷ سانتيمتر باشند . در ايران كارت هاي تاروت ايتاليايي يا فرانسويي و هندي مختلفي براي فروش هست اما توجه به نكات خاص مثل اندازه كارت تعداد كارت نو ع كارت بسيار مهم هستند مهمترين فال تاروت سرنوشت است كه از ۲۰ كارت استفاده مي شود ابتدا بايد همه كارت هارا خوب بور بزنيد بعد دست راست خود روي اولين كات از روي دسته كارت ها گذاشته نيت كنيد و ۲۰ تا كارت به دلخواه از ميان كارت ها برداشته و در ۴ رديف ۵ تايي بچينيدكارتها بايد به پشت به صورتي باشند كه شماتصوير روي كارت را نبينيد. رديف اول گذشته رديف دوم حال رديف سوم آينده نزديك رديف چهارم آينده دور آنگاه اگر نيت خاصي داريد باقي مانده كارت ها را دوباره بورد بزنيد و نيت كنيد سپس ۴ تا كارت يكشيد و كنار هم قرار دهيد و سپس كارت ها را برگردانيد . در مورد معني هم سعي مي كنم براتون تو يه پست بزنم. نكته ديگه اينكه اگه كارتهاي اصلي گيرتون نيومد تصاوير كارت هاي تاروت رو از اينترنت يگيريد و در ورق هاي مخصوص كارت در انداره اي كه گفته شد چاپ كنيد .


