حذف شد توسط Shinobi
استعداد هایی که به ما عطا کرده ای
در خود خواهی ها و گمراهی ها از میان رفته اند .
ما را یاری کن تا راه بازگردانیدن انسانیت را باز یابیم .
ای روح بزرگ
که صدایت را در باد می شنوم
و نفست به جهان حیات می بخشد ، دعايم را بشنو ، به دانايي و قدرت تو نيازمندم
تا بتوانم با زيبايي گام بردارم
اه اي روح بزرگ
صدايم را بشنو
مرا چنان کن که همواره اماده باشم ، تا با چشماني خيره به سوي تو ايم
و ان هنگام که زندگي همچون غروب رنگ مي بازد ، روح من بدون شرم ساري به سوي تو ايد .

با سلام خدمت همه ی دوستان و یاری گران عزیز. مطلع شدیم که ماهی بادکنکی عزیز با کالا نایت در میون گذاشتند که در نبود ایشون سایت جدید راه اندازی بشه. سایت جدید تقریبا تکمیل هستش، اما مشکلاتی داره که در حل بعضی از اون ها نیاز به کمک شما دوستان و رفقا داریم. یک موردی که خیلی مهمه، اسم سایت هستش، پس تصمیم بر این شد که این موضوع مطرح بشه و هر کسی، اسم و یا اسم هایی رو که به نظرش مناسب می رسه، در بخش کامنت های همین پست مطرح کنه، و در مرحله ی بعد، از میون اون ها، بنا به رای زنی هممون با هم، اسم نهایی و قطعی سایت انتخاب بشه. برای این کار بد نیست دو مولفه رو در نظر بگیرید:
۱- ارتباط با موضوع
۲- پارسی بودن اسم که البته در درجه ی دوم قرار داره
البته شاید اتخاذ این تصمیم، در نبود رایت ساحر عزیز، موجب ناراحتی برخی از دوستان بشه. باید بگم که رایت، اسم مورد نظرش رو، قبلا با یکی از دوستان در میون گذاشته، پس از این دوستمون می خوام که این اسم رو بگه تا شاید دیگر دوستان بخوان به اون رای بدند. این پست، نیاز به نظر همه ی شما داره، پس تنهامون نزارید.
با بهترین آرزو ها؛ عطارد
سه جادوگر (مغ) از ایران، برای مریم قدیس، مادر مسیح تازه به دنیا آمده هدیه آورده اند.
چیلپا2
همان گونه که همه می دانیم اساس جادو در زمان میتراییان بر گردانه ی خورشید ( یا همون چیلپا ) گذاشته شده بود . در واقع این نخستین بار در تاریخ است که به صورتی واضح و روشن آب ، باد ، خاک و آتش به عنوان عناصر تشکیل دهنده ی جهان شناخته می شوند . ( پیش از این از نیرو ی این چهار عنصر در ستاره ی داوود استفاده شده بود ولی هرگز به طور رسمی گفته نشد . ) و این امر خود منجرب به وجود آمدن جادوی عناصر گشت . و با توجه به ساختار هندسی چیلپا جادوگران به رمز میان اعداد پی بردند و چیزی که امروزه با نام مربعات می شناسیم پدید آمد. ( همان نظام چارچار در با وصل کردن سر راس های چیلپا به هم حاصل می شود .)
آتش : میترا خود نماد آتش بود . خورشیدی که منشا وجودی حیات است و گرمایی همچون آتش دارد . می توان اینگونه برداشت کرد که آتش تجلی میترا در زمین بوده است . و نیز این آتش است که می سوزاند و نابود می سازد . ( امروزه ما آتش یا همان پلاسما را یکی از حالات ماده می دانیم . ) در این دوره تلاش های بسیاری برای یافتن راه هایی برای کنترل ، ساخت و پاسداشت آتش انجام شد . گفته می شود در میکده ها ( معبد های پرستش میترا ) در کنار هر مغ ( روحانی میترایی ) یک جادو گر نیز حضور داشته است . حدس باستان جادو شناسان بر این است که جادویی که در این عصر جریان داشته بیش تر جادوی مواد بوده است .
خاک: میترا در اولین اقدام خود با ریختن خون گاو بر زمین خاک زمین را حاصلخیز می کند| و نیز در اوستا بار ها و بارها به درخت ها و گیاهان رشد یافته در خاک پاک سخن به میان آمده است. که این خود روشنگر این است که می توان کمابیش بعد از آتش خاک زمین را به عنوان دومبن عنصر مورد استفاده در زمان میترایی نام برد. شکاف زمین |زمین لرزه | برکندن خاک | و ... از جادو هایی است که هنوز از آن دوران باقی است. اگر چه برخی جادو هایی از قبیل خاک مرگ ( کشتن با خاک )را نیز از جادو های این زمان می دانند.
اگر دقت کنید نمونه ای ضعیف این نوع جادو ها را در کتاب خوانا خواهید دید!
به خشنودي اهورا مزدا . اشم وهو . بر ميگزينم كيش مزديسنا را كه آورده زرتشت است و كيشي كه نكوهنده خدايان پنداري و ستايشگر آفريدگار دانا است . ( بگاه بامداد ) . نيايش و درود و ستايش باد به بامداد پاك ، سرآمد پاكي . نيايش و درود و ستايش باد به دهبان سودبخش پاك ، سرآمد پاكي و پارسايي . ( بگاه نيمروز ) نيايش و درود و ستايش باد به نيمروز پاك ، سرآمد پاكي . نيايش و درود و ستايش باد به شهربان مردم پرور پاك ، سر آمد پاكي و پارسايي . ( بگاه پسين ) نيايش و ستايش باد به پسينگاه پاك سرآمد پاكي . نيايش و درود و ستايش باد به كشوربان دلاور پرور پاك ، سر آمد پاكي و پارسايي . (بگاه شب ) نيايش و درود و ستايش باد به شامگاه زندگي بخش پاك سرآمد پاكي . نيايش و درود و ستايش باد به پيشواي پاك پيرو زرتشت كه سرآمد پاكي و پارسايي و پروراننده همه خوبيهاي زندگي است . ( بگاه نيمه شب ) نيايش و درود و ستايش باد به نيمه شب پاك سر آمد پاكي . نيايش و درورد و ستايش باد به خانمان خداي پاك آسايش بخش زندگي . نيايش و درورد و ستايش باد به سروش پاك پرتوان كه دارنده سخن ورجاوند دل آگاه اهورايي است . اي پرستنده آفريدگار ( زوت ) بمن بگوي هنجار فرمانرواي هستي چيست ؟ مرد پاكدين پاسخ دهد ؛ همان هنجار فرمانروا بر زندگي آدمي كه راستي نمايشگر آن است . اهون ور پاسبان تن است .
يتا اهو وئيريو
كم نا مزدا : اي مزدا هنگاميكه بد انديش بر من ميتازد جز تو چه كسي مرا نگهبان است و جز فروغ تو و انديشه بتو كه انجام آن پاكي و پارسايي است چه چيزي مرا پاسداري ميكند ؟ اي مزدا آن دستور ديني كه پاسداري و نگهباني تو را به من ارزاني ميدارد به من باز گوي و آنچه مرا در اين راه پيروزي ميبخشد به من بياموز . اي مزدا آن نيروي جهاني و مينوي كه در پرتو انديشه نيك آدمي را به سوي تو و خواست تو فرا ميخواند بر من آشكار ساز . با فروزههاي پاكي دل و مهر و پارسايي ما را از گزند بدخواهان برهان .
نيست شو اي اهرمن دروغ ، نيست شو اي اهرمن سرشت ، نيست شو اي فرا كرده اهرمن ، نيست شو اي فرا داده اهرمن . دور شو اي دروغ ، نابود شو اي دروغ ، نيست شو اي دروغ ، اي دروغ يكسره نابود شو ، بسوي اپاختر نابود شو تا از تو گزندي به جهان مادي و مينوي نرسد .
درود به مهر و پاكي و پارسايي
يتااهو وئيريو
يسنمچه درودو ستايش و نيرومندي و آفرين باد به سروش پاك پر توان دارنده سخن ورجاوند دل آگاهانه اهورايي .
اشم وهو
آنكه بهترين را برميگزيند براي او باد فر و شكوه ، براي او باد درستي تن ، براي او باد پايداري تن ، براي او باد پيروزي تن ، براي او باد خواسته دلخواه خرمي آور ، براي او باد فرزندان نامور و زندگي دراز ، براي او باد بهترين پايگاه پارسايي كه سرشار از روشنايي و خرمي است .
اشم وهو .
براي او باد هزار بار تندرستي ، براي او باد ده هزار بار تندرستي . اشم وهو .
اي مزدا به ياري من بيا .
درود به دليري نيك آفريده فريباي پيروزي آور اهورا داده ، درود به پيروزي برفرازنده و به توان خدا داده ، درود به زمانه بيكران و درود به زمانه ديرپاي خودزا . اشم وهو .
زدوده باد ناپاكي ، نابود باد گمراهي و دروغ ، ناپايدار باد پاكي تن و روان . اشم وهو .
هدف من از نوشتن پست های قبلی ام این است که بگویم ما از بدو تولد همچون حيواني ، اهلي مي شويم ما انسان ها که روزي خلق شديم تا اشرف مخلو قات باشیم در روند اهلي شدن تبديل به تکه گوشتي بي خاصيت می شویم، که بايد رشد کنيم و پروار شو يم تا اگاهي ما غذاي وجودي يغما گر باشد
ما اسيريم و در اسارت به سر مي بريم
در ابتدا دیگران داستان ما را می نویسند و بعد از ان دروغ گويي که براي زنده ماندن خود ،همچون زالو خود را به ما اويزان مي کند به ما ديکته مي کند که ما چه هستيم و چه مي توانيم باشيم و ما با او توافق مي کنيم که فراتر از ان چه هستيم نباشيم ، و فقط هماني باشيم که در ابتدا ديگران گفتند و بعد از ان ها خودمان گفتيم و اکنون هر ان چه را که اين وجود يغما گر مي گو يد باشيم
و دنيا را از ديدگاه خود ببينيم ، در حالي که دنيا چیزی ثابت است حتي فراتر از درک ما با اين حال چگونه است که به خود حق مي دهيم دنيا را همان طور که دلمان مي خواهد ببينيم و بگوييم دنيا بد يا خوب است و يا ديد گاه هايي از اين قبيل . چگونه به خود اجازه مي دهيم در باره ي چيزي که درک درستي از ان نداريم تصو راتي براي خود بسازيم و جسارت کنيم و خيال هاي با طل خودمان را به جاي واقعيت بگذاريم و ان قدر مغرور باشيم که خيال باطل خودمان که به جاي واقعيت فرض کرده ايم به عنوان واقعيت بپذيريم و حتی حاضر به تغيير ديدگاه خود نبا شیم .
به افسانه ها بنگريد ايا انسان هاي اسطوره اي محدود بودند؟ انها چگونه اين همه اعمال خارق العاده را انجام مي دادند مگر غير از اين است که انها هم انسان بودند.
براي اين که بدانيم چرا بشر امروز اين قدر حقير و درمانده است بياييد با خواندن فصل سايه هاي گلي کتاب کرانه ی فعال بی کرانگی ، کاستاندا به اين مو ضوع اگاه شویم . البته کمي طولاني است، فصل کامل را مي توانيد از* اینجا و بخشی از ان را در ادامه ی مطالب بخوانید ولی خواندن کامل فصل ضروری است .
در گذشته سعی کردم با استفاده از، کتابي نوشته شده توسط یکی از تولتک های نسل جدید نحوه ی تشکیل شدن داستان زندگی ما که همان دیدمان از دنیا است را تو ضیح دهم.
و اکنون می خواهم عامل ثابت ماندن دیدمان از دنیا را با استفاده از *بخش دیگری از این کتاب معرفی کنم .
در اینده ای نزدیک هدف من از نوشتن این مطالب را خواهید فهمید.
يك روز جمعيت زيادي براي شنيدن سخنراني ملانصر الدين خمع شدند.اما او سر وقت حاضر نشد ساعت ها گذشت و ملا پيدايش نشد بلاخره صبر عده اي از حاضرين سر آمد و در حالي كه غر غر مي كردند.سالن را ترك كردند.بعد از مدتي ملا نصر الدين پيدايش شد و همه آماده شدند تا شروع به سخنراني كند.اما ملا اول نگاهي به جمعيت كرد بعد مثل اين كه تازه چيزي يادش آمده باشد گفت:ببخشيد!و فوري آنجا را ترك كرد عده اي كه بعد از آن همه معطلي ديگر انتظار اين كار را نداشتند با عصبانيت آنجا را ترك كردند.بعد از چند دقيقه دوباره سر و كله ي ملا پيدا شد آنهاي كه باقي مانده بودند_كه البنه عده ي زيلدي نبودند_انتظار داشتند كه ملا فوري شروع به صحبت كند اما بر خلاف انتظار جضار ملا شروع كرد به صحبت با دختري كه در رديف اول نشسته و تعريف ار اين كه آن دختر چقدر زيباست در همين موقع عده اي از حاضرين كه واقعا كلافه شده بودند آنجا را ترك گفتند و فقط جز چند نفر كسي باقي نماند.آن وقت ملا نصر الدين با لبخند رو به حاضرين كرد و گفت :آفرين بر شما !شما لياقت آموختن سنت صوفيان را داريد چون صبر داشتيد.از آنچه ديديد نا اميد نشديد و در رسديدن به هدف پايداري كرديد.
اینجا مکانی است برای آموزش، صحبت و تبادل نظر در مورد علوم غریبه خصوصا جادوگری و تمام علوم مرتبط با آن. اگر شما نیز در هر یک از بخش های ارائه شده صاحب نظر هستید می توانید به ما بپیوندید
اين هدف وب لاگ جادوگران بوده .هست و خواهد بود.
چيزي كه به خاطر دارم اين بود كه روزي مدير وب لاگ فرمودند :ممكن است ما باهم اختلاف نظر هم پيدا كنيم .
يك استاد تا آنجا كه مي دانم هرگز اسم استاد را بر خود نمي گذارد.تا آنجا كه من فكر مي كنم به اين جهت است كه او هر چقدر در مسير مي رود به پاياني نمي رسد چرا كه جهان بي پايان است همين طور ذهن و جادو.
بعضي وقت ها لازمه كه انسان ها براي چيزي خرج كنن مثلا وقتي من مي خواهم يه آب نبات بخورم بايد براي آون 100 تومان پول بدهم.بعضي وقت ها براي بدست آوردن جواب چرا هاي ذهنتان بايد چيزي را خرج كنيد يا بهتر بگم بايد بهاي اون رو بپردازيد.زمان چيزيست مثل پول .بايد آن را خرج كرد و بايد در عين حال صبر كرد.تامل كرد انديشه كرد و حركت.
يك جمله از كتابي را به خاطر دارم كه ميگه «همواره به خاطر بياور كه در اوجي معيين.ديگر ابري نيست.اگر زندگيت ابري است به اين دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است.بسياري از افراد.از روي خطا .با مشكلات زندگيشان به پيكار بر مي خيزند.آنچه بايد بكني اين است كه يكباره و براي هميشه خودت را فراسوي مشكلات بالا بكشاني.دل گل سرخ تو را به بالاي ابر ها هدايت خواهد كرد:آنجا كه آسمان براي هميشه روشن و شفاف است.با دنبال كردن ابرها.وقت را تلف نكن .ابر ها هميشه پديدار مي شوند....»
دوستان ابر ها هميشه پديدار مي شوند!
آيا مي خواهيد كه در همين ابر ها باقي بمانيد آيا مي خواهيد .وقت آن طلاي گران بها را از دست بدهيد؟؟؟
به او ج بانديش .جمله براي من طوفان نكرد .كلمه براي من طوفان كرد
همان طور كه در قرآن اولين كلمه نازل شده به محمد اقرا بود يعني «بخوان»
و در انجيل بود كه ميگفت«و در آغاز فقط كلمه بود»
كلمات اقتدار مطلق هستند
با آن ها همه كاري مي توان كرد .ببينيد من با كلمات چه كردم!!!
قبل از آن اعتراضی کوچک دارم .))))
ای کسانی که اکنون در حال پیش بردن این وب لاگ هستید من احساس می کنم که کمی بی جهت می روید .در حالی می خواهید به جهت بروید .
یک بار برای همیشه و برای تکرار همیشه می گوییم
اینجا محلی برای پیشرفت است .خرابش نکنید)))).
نه دوستان .نه .هدفتان پايدار باد كه پاينده باد جادو و جادو گري
اگراين درسم كسي را آزرده من به شخصه معذرت مي خواهم و آماده ي جبران خسارت هستم.
زنده باد عشق .زنده باد جادو و جادوگري!!!!!!!!!
كوچكترين عضو اين وب لاگ
ج.ا.د.گ.ر.س.پ.ن.ت.ا
پس از گذشت زمان لازم .اکنون زمان آن فرا رسیده تا مطلبی نه چندان کوچک که کوچکی از بزرگ در این وب لاگ قرار دهم.
قبل از آن اعتراضی کوچک دارم .
ای کسانی که اکنون در حال پیش بردن این وب لاگ هستید من احساس می کنم که کمی بی جهت می روید .در حالی می خواهید به جهت بروید .
یک بار برای همیشه و برای تکرار همیشه می گوییم
اینجا محلی برای پیشرفت است .خرابش نکنید.
و اما مطلب فرعی:
۱-اراده ات را استوار کن احساس شکست نکنید .بازی نکرده .نبازید
۲-همه ی قهرمانان زندگیت را خاموش کن آن گاه هیولای درونت بیدار می شود
پاینده و بدرود
س.پ.ن.ت.ا
به گرامی داشت اعتدال پائیزی
نماد های بسياری هستند در ارتباط با ويكا و ساختارهای مدرن نئوپاگان. بعضی از نمادهای بسيار فراگير نئوپاگان اين ها هستند:
ستاره دايره۱، يك ستاره ی پنج پر در يك دايره، شناخته شده ترين نماد ويكا است. ستاره دايره تلفيق بدن و روح، و تسلط روحی برای چهار عنصر را نشان می دهد۲. ستاره دايره در بسياری از آئين های ويكن به كار می رود، به عنوان يك نوع نشانه در گاردنريان و ديگر فرقه ها حساب می شود. ستاره دايره در ميان رهروان۳ اغلب به عنوان نماد بازشناسی به حساب آمده، مخصوصا آنهایی كه رعايت می كنند اصول رازداری را. (در مورد تاريخچه ستاره دايره بيشتر بدانيد)

ستاره دايره ی پنهان۴، ستاره دايره هایی هستند كه در طرح های پيچيده تری تغيير داده شده اند، و شايد زمانی استفاده می شدند كه استفاده از ستاره دايره های "معمول" مناسب و يا امن نبوده. بيشتر اين چنين سبك های طراحی ای استفاده می شدند تا توسط ديگر معتقدان شناسایی شوند، اما ديگران متوجه نشوند. كه گاهی "گل ستاره دايره" ناميده می شد، آنها ظاهری غير فرقه ای دارند كه باعث به وجود آمدن مشكل در جامعه و محل كار نمی شوند.

برای شرح دقيق تاريخ و معنای اين نماد از اول تا آخر ببينيد: ستاره ی پنج پر

اين يك نمود سنتی ايزد شاخدار۵ است، آن كه در ويكا نماينده ی قطب مردانگی در گيتی است. ايزد شاخدار نمونه ی شاخدار شمن است، وابسته به ايزدان كهن رستنی ها و حيوانات۶: پن۷ يونانی، كرنونوس۸ سلتی و آمون۹ مصری، اين نماد گاهی نسبت داده شده به "شاخ ماه"۱۰ و به عنوانی، هماره نماد ايزد بانو دايانا۱۱ است، مخصوصا در ويكای دايانایی۱۲.
ديگر تصوير خدای شاخدار، ساخته شده از يك ستاره دايره، با يك جمجمه ی بز به طور متفاوتی نشان داده شده است:
