خب،
این هم از قسمت دوم جواب به سوال "چرا می خواهید جادوگر شوید؟" که گفته
بودم. و اگه اجازه بدید این مبحث رو همین جا تموم کنیم، چون همون طور که یکی از
دوستان به درستی گفته بود پیدا کردن جواب این سوال مسئله ی یک عمره و میشه ماهها و
سالها روش وقت گذاشت، البته اگه من استاد شما بودم صرف چنین وقتی منطقی بود، ولی
از اونجایی که اینطور نیست، نمی تونم تا به نتیجه ی مطلوب رسیدن این کار رو ادامه
بدم. و مطرح کردن این سوال و جواب دادن به اون، تنها برای این بود که روش های
واقعی جادوگران رو ببینید و با نمونه های درست آشنا بشید. البته باز اگه تا چند
روز دیگه اگه کسی خواست جواب بده، توی نظرات همین پست بذاره تا به همین پست اضافه
بشه.
اما جواب چند سوال خوب:
اول
تفاوت روشن بینی و مدیومی با جادو. هیچ کدوم از این دو رشته ربطی به جادوگری ندارن
و اصلا نزدیک هم نیستن، البته جادوگران نسل جدید از روش هایی برای افزایش قدرت
روشن بینی استفاده می کنند و به نوعی روشن بینی رو در خدمت جادو در میارن، و اگه
اینطور نگاه کنید، میشه روشن بینی رو مکمل جادوگری دونست. در مورد نظر جناب کرولی
هم ایشون می گن که جادو توانایی تغییر دنیای بیرون مطابق اراده ی ماست، که البته
با این تعریف میشه مثلا روشن کردن تلویزیون رو هم جادو دونست که هم درسته و هم
نیست. در کل من خیلی دنبال تعریف قانع کننده ای از جادو گشتم اما تعریف راضی کننده
ای ندیدم و شاید بشه این تعریف رو در برای بالاترین و عالی ترین حد از جادو پذیرفت.
(البته اگه فکر کنم شاید بتونم تعریف خودم رو از جادو ارائه بدم، ولی اجازه بدید
در حال حاضر زیاد فسفر نسوزونم!!)
دوم
هم در مورد اینکه اولین وظیفه ی یک جادوگر چیه (با توجه به اینکه جواب دادن به این
سوال دومین وظیفه ی اونه). اولین وظیفه تهیه ی دفتر رویاها و ثبت خواب های شبانه
به مدت یک ماه در اونه. البته این هایی که دارم میگم همه مربوط به جادوگران نسل
جدیده که بیشترشون از فرقه ی پگاه زرین سرچشمه می گیرن وگرنه در جادوی سنتی، نه
شما احتیاج به روشن بینی دارید، نه تقویت حافظه ی جادویی و نه حتی جواب دادن به
چنین سوالاتی، بلکه در جادوی سنتی تنها عمل شما در حین مراسم جادویه که مهمه و
اعتقاد بر اینه که اگه دقیق و مو به مو به دستورات عمل کنید به نتیجه می رسید.
سوم
در مورد سفر که آیا جزو سنت جادوگران هست یا نه. چنین چیزی هیچ ربطی به جادوگری
نداره و اگه مثلا می بینید پائولو کوئلیو چنین چیزی رو می نویسه، اون در واقع داره
به سنت رام (اگه درست یادم مونده باشه)، اشاره می کنه نه جادوگری، البته این شامل
خیلی دیگه از چیزایی که نوشته هم میشه.
خب
طولانی شد، دیگه بپردازیم به نظرات دوستان.
رز سیاه
من
میخوام جادو یاد بگیرم تا بر حقیقت و باطن امور آگاه شوم و از نیروهای طبیعی در
جهت تحقق بخشیدن به افسانه شخصیم استفاده کنم، زیرا یک سنگریزه هم قدرت عظیمی داره.
-----------------------------------------
م.ب.م: جواب شما هم ناکافی است. به پاسخ هایی که به دیگران دوستان
داده شده رجوع کنید.
باد شمال
من از دوران نوجوانیم رویا یا بهتر بگویم رویاهایی داشتم که می خواستم
اون رویاها رو محقق کنم. برای تحقق رویاهایم که الان می دونم اسمش افسانه ی شخصی
باید به یک ابر مرد تبدیل می شدم یک مرد اسطوره ای افسانه ها. سال ها بعد که رویا
پردازی هایم کامل تر شد تحقق رویا هایم را در جادو دیدم و بیشتر در شمن گرایی و
رویابینی. البته عوامل دیگری هم در علاقمندی من به جادو موثر بودند که قبلا به شما
گفتم و چیز دیگه اینکه سال هاست بعضی شب ها یه حالت ناخوشایند بهم دست میده که
الان می دونم به این حالت اصطلاحا می گن بختک افتاده روی ادم اون موقع ها وقتی چنین
حالتی بهم دست می داد از گوشه ی چشمم بعضی مواقع یه موجودات عجیب هم می دیدم و
احساس ترس شدیدی که بعد از اون حالت بهم دست می داد ولی الان مثل قبل نیست بعضی
وقت ها به یه برون فکنی ناقص خود به خود ختم می شه که این حالت ناخوشایند هم در
علاقه مندی من به جادوگری بی تاثیر نبوده.
------------------------------------------------
م.ب.م: جواب شما هم بیشتر حول علاقه ی شما به جادوگری دور می زنه نه
جواب دادن به این سوال که چرا می خواهید جادوگر شوید. باز باید بگویم که در اینجا
به کارهایی دقیق و عملی بایست اشاره کنید، چیزهایی که جادو برای شما به ارمغان می
آورد. مثلا توانایی برون افکنی و رویابینی برای علاقه به عالم ماورا معقول و منطقی
هستند، اما در نهایت به هیچ وجه پاسخ سوال ما نیستند. آیا شما می خواهید با جادو
توانایی خود را در رویابینی و برون افکنی زیاد کنید؟ آیا این انگیزه ی صرف شماست؟
افسانه یا افسانه های ی شخصیتان چیست که جادو قرار است در به تحقق رسیدنشان کمکتان
کند؟ بیشتر فکر کنید.
عطارد
اما يك دليل مهم ديگه هم هست: جادو به خودی خود با ارزشه، حتما بايد به يك چيزی ختم بشه تا اون رو با ارزش كنه؟ جادو اصالت داره و نياز به چيزی برای اصالت نداره. جادو خودش هدف، جادو؛ در نتيجه ی گفته های ماهی عزيز در پاسخ به من؛ هنره
--------------------------------------------------------
م.ب.م: هنر تعبیر جالبی است جناب عطارد ولی فکر کنم نیاز به گفتن
نباشه که این جواب خیلی کلیه. هنر در چه سطحی و اصلا چه هنری و اینکه آیا از جادو
انتظار دارید در هنر خاصی به شما کمک کنه؟ و آیا مثلا رویای شما گشت زدن با خدایان
و اسطوره ها در باغی با صفا و پر نعمت در یک بعد از ظهر نیست؟ و یا شاید تبدیل شدن
به یکی از همین خدایان؟ سعی کنید با تصویر سازی ذهنی به این سوالات پاسخ دهید.
هنوز جای کار زیاد است.
رها
دوست عزیز این آن چیزی است که منو به یادگیری جادو ترغیب میکند
:" نگاهی متفاوت و برقراری رابطه ای جدید با جهان هستی".
-------------------------------------------
م.ب.م: خب این جواب در نگاه اول یه جواب خوبه. خصوصا اگر بخواهید یک جادوگر
شمن بشوید. در واقع کل دنیای شمن ها بر همین دید جایگزین و دیگرگونه Alternative world view بنا شده. اما شمن ها به هیچ وجه از استعاره و تعبیر استفاده نمی
کنند. آنها واقعا دنیا را به گونه ای دیگر می بینند، شاید دنیایی ساخته شده از
نور، یا رشته های طلایی؟! ولی به نظرم تعبیر شما بیشتر تعبیری شاعرانه و استعاری
است و هنوز درک درستی در دیدن جهان به گونه ای متفاوت ندارید، با این حال، چنین
جوابی یک گام شما رو به جواب واقعی نزدیک می کنه. پس به این فکر کنید که به طور
دقیق، عینی و عملی دوست دارید جهان رو چطور ببینید؟ آیا می خواهید مثلا فیلم
ماتریکس آدم ها و ماشین ها رو به صورت کد و اعدادی که جوهره ی وجود اونها هستن
ببینید؟ می خواهید هاله ی افراد رو ببینید؟ آیا مثلا می خواهید دنیا همین طور باشد
و فقط نگاهتان به آدم ها و دیگر چیزها قدری دوستانه و مثبت نگرانه باشد؟! آیا می
خواهید ازعقده ها و تعارضات درونی رها شوید و با انرژی بیشتر به کار بپردازید؟ سعی
کنید در جواب دادن به این سوالات اولویت ها را در نظر بگیرید و مهم ترین ها را
بیابید.
مریم
جواب من به سوال شما اینه که از بچگی یه چیزایی رو تو وجود خودم حس می
کردم و شاید کمی نیروی مدیومی تو وجودم باعث شد که به ماورا و جادوگری علاقه پیدا
کنم که اوایل بیشتر برای کنجکاوی بود ولی در حال حاضر می خوام با جادو به شناخت
نیروهای طبیعت و جهان های موازی دست پیدا کنم و از اونها کمک بگیرم برای تحقق
رویاها و افسانه ی شخصیم و رهایی از چرخه کارمایی.
---------------------------------------------
م.ب.م: احتمالا چند سال پیش هم که من جادوگری رو شروع کردم، جواب من به این سوال مشابه جواب شما بود. اما این جواب استاد رو راضی نکرد. جواب شما هم من رو راضی نمی کنه. لطفا جوابی که به رها و باد شمال دادم رو مطالعه بفرمائید. تا رسیدن به جواب درست راه زیادی دارید.
برای دیدن جواب سایر دوستان، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. (اگر ادامه ی مطلب درست عمل نمی کند روی این لینک کلیک کنید.)
موفق و پیروز باشید!
ادامه مطلب



