
در افسانه ها، اساطیر، باور های آیینی و حتی ادبیات فانتزی امروز صحبت از موجوداتی می شود که شبیه به گونه ی انسان، اما خارق العاده و سحر انگیز هستند، شما هم حتما آن ها را می شناسید: الف ها، فیری ها و جن ها؛ که احتمال می رود همگی یک گونه باشند... به اسطوره ها نظری بیفکنیم شاید نمودی باشد برای جمله ی: تاریخ افسانه می شود ، افسانه اسطوره*
*: history became legend, legend became myth ،جمله ای در قسمتی از یاران حلقه، اولین فیلم سه گانه ارباب حلقه ها، شاهکار حماسی جی. آر. آر. تالکین، به کارگردانی پیتر جکسن. البته به احتمال زیاد این جمله در کتاب یاران حلقه هم نوشته شده باشه.
جن (jinn):
خورخه لوئیس بورخس در کتاب موجودات خیالی می گوید: طبق اخبار و احادیث مسلمانان، خداوند موجودات هوشمند را به سه دسته آفرید: فرشته را از نور، جن را از آتش و انسان را از خاک خلق کرد. جن هزاران سال پیش از خلقت آدم از آتشی سیاه و بدون دود خلق شد و دارای پنج مرتبه است. از میان این پنج مرتبه می توان به جن های نیکوکار، زیان کار، نرینه و مادینه اشاره کرد. قزوینی کیهان شناس در کتاب عجایب المخلوقات می نویسد: "چنین گویند که جن حیوانی است هوایی. از شان او آن است که متشکل شود به اشکال مختلف و در وجود او اختلاف بسیار است. بعضی گویند که جن را وجود نیست." ادوارد ویلیام لین، مستشرق انگلیسی، می نویسد: "اگر مومن و نیکوکار باشد معمولا به غایت زیبا و با شکوه و اگر از جمله ی زیان کاران است بسیار زشت و نفرت انگیز می باشد." گفته اند که جن ها هر وقت مایل باشند "می توانند با انبساط و رقیق کردن ذرات بدن خود" در میان هوا، زمین و یا از میان دیوار محکم غیب شوند. جن ها اغلب قسمت پایین آسمان را اشغال می کنند و از آن جا به حرف های فرشتگان که دارند در باره ی حوادث آینده حرف می زنند گوش می دهند. به همین دلیل آن ها قادرند اطلاعات خویش را در اختیار جادوگران و پیشگویان بگذارند. برخی از علما ساختن اهرام ثلاثه را به آن ها نسبت می دهند. بعضی هم معتقدند که آن ها به فرمان سلیمان معبد بزرگ اورشلیم را ساختند. جن ها معمولا در مکان هایی مثل خرابه، آب انبار، رودخانه، چاه، تقاطع جاده و بازار سکنی دارند. مردم بعضی از خرابکاری ها را به جن های زیان کار نسبت می دهند. اما بر زبان آوردن "بسم الله رحمن الرحیم"* معمولا انسان را از شر این شیاطین محفوظ می دارد.
*: جالب است بدانید که شنیده ام گفتن "بسم الله ارحمن الرحیم" باعث بزرگ شدن هاله می شود.
فی (fay):
بورخس در مورد فی ها (پریان) نیز چنین گفته: آن ها به شكلی سحر آميز در امور انسان مداخله می كنند و بسيار زيبا، پر شمار و خاطره انگيز هستند. يونانيان باستان، اسكيمو ها و سرخ پوستان همه قصه هایی دارند كه قهرمان داستان عشق اين موجودات خيالی را به دست آورده اند. در ايرلند و اسكاتلند محل سكونت "افراد سرزمين پريان" را در زير زمين می دانند، جایی كه آنان مردان و كودكانی را كه ربوده اند زندانی می كنند. اين مردم معتقدند سرنيزه های چخماقی را كه از حفاری مزارع به دست آورده اند اصلا متعلق به پريان بوده است. كشاورزان ايرلندی اين اشياء را در درمان بيماری كاملا مجرب می دانند. اولین قصه هایی که ییتز ترجمه و گرد آورد موضوع آن درباره ی پیوند میان روستائیان و پریان بود. یک زن روستایی هنگام تعریف کردن یکی از این قصه ها به ییتز می گوید: "من نه به جهنم عقیده دارم و نه به روح. کشیش ها جهنم را برای این که مردم خوب باشند از خود درآورده اند. من نمی توانم قبول کنم که روح به خواست خود می تواند به هر کجای زمین که می خواهد برود. اما پریان، لپرکون، اسب آبی و فرشتگان رانده شده وجود دارند." پريان عاشق آواز، موسيقی و رنگ سبز هستند.
* * *
در فهرستی از موجودات ماوررایی به تالیف و گرداوی مارکوس کوردی و ترجمه ی گرگ نقره ای چنین می خوانیم که: موجودی اثیری است که در قلمروی از سرزمین اثیری زندگی میکند که به آن سرزمین پریان میگویند. بخاطر وابستگی که به نیروی حیاتی زمین دارند؛ در ارتباط نزدیک و ورود و خروج همیشگی به سرزمین مادی اند و بیشتر در جنگلها و مراتع بکر و دست نخورده دیده میشوند و اغلب به شکل گوی های نورانی دیده میشوند و در بررسی دقیقتر جسمی شبیه انسان دارند... اعتقاد به پریان ریشه و تاریخی برابر با خود انسان و عصر نوسنگی دارد. سلت ها به گونهای از پریان که به فرزندان الهه دانو معروفند که توسط کشتی های بال دار و پرنده خیلی وقت پیشتر از موقعی که پای انسان به ساحل بریتانیا برسد به آنجا رفته بودند دارند، اینگونه که همچنین به تاتها و یا سیده ها معروفند جنگهای زیادی را با گونه ها دیگر پریان داشته اند که از این گونه ها میتوان به فوموری ها و فیر بالگ ها که هر دو از قبیله های پریان تاریک و خبیث اند اشاره کرد. هنگامی که سلت ها به سواحل بریتانیا در دوران پارینه سنگی مهاجرت کردند تاتها شروع به منزوی شدن و دور ماند از انسانها نمودند. و این اعتقادات خیلی شبیه اعتقادات وایکینگها به موجودی به نام الف است. و در اعتقادات گرمنیک ها هم موجودی با همین وضعیت به نام داسی یافت میشود.
الف این گونه از موجودات در مراسم جادوی قابل احضار هستند، که اصلا کاری منطقی نیست، و ممکنه ازآنها به عنوان پیام رسان در قلمرو اثیری استفاده کرد البته این تماس تنها برای جادوگر ناراحتی به بار خواهد آورد و اصلا خوشایند نیست و در واقع این معامله ضرر ش بیشتر از منفعتش است. برای جلب رضایتشان هدایای که شامل سبزیجات معطر و شیر و کلا میوه باشد میتواند کارساز باشد. این موجود تقریبا نشان داده که از آهن و هر چیز آهنی بیزار است. میدانیم آهن مثال بارز صنعتی شدن بشر بوده و این نشانه جدا شدن نسل بشر از این موجود شدیدا طرفدار نیروی حیاتی و بکر زمین است. و البته اعتقاد بر این است که از نور خیلی قوی و خیره کننده هم بیزارند.
(elf):
در دانشنامه ی آزاد علمی- تخیلی و فانتزی* در مورد الف ها چنین می خوانیم: یکی از ریشه ی الف ها اساطیر نورس (اسکاندیناوی) است، به نظر می رسد الف ها در اساطیر نورس موجوداتی نیرومند و انسان واره تصویر شده باشند. الف ها در جهان های مخصوص به خود می زیند. اسطوره های الف ها هیچ گاه مکتوب نشدند. اما در روایتی؛ مردم نیرومند و سلامت و نیک کردار پس از مرگ به صورت الف ها به دنیا می آیند. نورس ها، ایزد فریر را فرمانروای الف های روشنایی می دانستند که در الف هایم فرمانروایی می کند. سوار تلف هایم هم قلمروی الف های تاریکی شمرده می شد. هرچند گاهی الف های تاریکی با دورف (کوتوله) ها یکی پنداشته می شد. همچنین در افسانه های فولکولور ژرمنی در مورد الف ها چنین گفته شده: الف ها در اصل موجودات ریز اندام خوش صورتی بودند که در جنگل ها و غار ها و کنار چشمه ها زندگی می کردند. اما در گذر زمان گونه های دیگری هم در نظر گرفته شد.
*: دانشنامه ی آزاد علمی- تخیلی و فانتزی به این آدرس. که تحت پروژه ی ویکی و به همت آکادمی فانتز ایجاد شده و مطالب خوبی اندر باب اسطوره در آن گرد آوری شده.
* * *
در ادبیات فانتزی هم گاهی حرف های جالبی در مورد الف ها گفته می شود، پرفسور تالکین در اسطوره ی متاخر سیلماریلیون می نویسد: "در آغاز فرزندان الدار [الف ها] ایلواتار [خداوند] نیرومند تر و فراوان تر از آن بودند که امروز گشته اند؛ اما زیباتر نه، زیرا اگر چه زیبایی کوئندی [الف ها] در روزگار جوانی فراتر از زیبایی موجوداتی بود که ایلواتار [خداوند] سبب ساز وجودشان گشته است، این زیبایی رو به زوال نگذاشته، بل همچنان در غرب پایدار است، و اندوه و خرد به آن غنا بخشیده."*همچنین تالکین می گوید که الف ها پیش از انسان خلق شده اند و آن ها را نخست زادگان و انسان ها را از پی آمدگان می نامد. به شخصه در بین قصه ها و افسانه های مردمی ای که تا حالا خوندم، بیشتر از همه در افسانه های مردم اسکاتلند به الف ها و پریان برخوردم. از مشخصه های اصلی این موجودات گوش های نوک تیز و در بسیاری موارد زیبایی هستشُ جالبه که بدونید در فارسی الف ها و فیری (فی) ها جن و پری ترجمه می شوند. اگر کسی از دوستان مطالب بیشتری از این ژست! در مورد این گونه می دونه بی خبرمون نذاره...
*: تمامی مطالب داخل کروشه از خودم بوده و معادل کلماتی را نوشته ام که برای خواننده نا مانوس هستش و مربوط به سیلماریلیون می شود.همچنین توضیحاتی که روبه روی ستاره ها داده شده از خودم هستش.
توضیح عکس بالای صفحه: نقاشی متعلق به سال 1866، به نام "رقص پریان"، کشیده شده توسط August Malmström و احتمالا در سبک رمانتیسم. این تصویر را می توانید با تفکیک پذیری بالاتر در این لینک ببینید.