تبليغاتX
مغان

خب، چون یکی از دوستان گفته بود یه قسمت از درس های سامورایی رو نفهمیده، اول خواستم تو قسمت نظرات همون یکی رو توضیح بدم، بعد گفتم تو یه پست بذارم بعد چون دیدم کمه، یه چند بخش دیگه رو هم ترجمه کردم. اونایی که با حروف عادی نوشته شدن ترجمه ان و اونایی که با فونت ایتالیک (کج) نوشته شدن، توضیح اضافی از طرف بنده هستن:

تصمیم گیری

به کلام پیشینیان، شخص باید در فاصله ی هفت دم و بازدم، تصمیم بگیرد. مسئله مصمم بودن و داشتن روح است از برای گشودن راه خود به پوستی بیرونی حتی با زور.

هر چند که جادوگران پیش از تصمیم گیری برای خود زمان نامحدودی قائل می شوند و هر چه می خواهند به تفکر می پردازند و در ظاهر به نظر می رسد این اصل سامورایی ها با اصل جادوگران در تناقض است، اما زمانی که بدانیم سامورایی به راه دلش می رود و آنچه می کند مطابق میل و اراده ی اوست و اینکه دنیای سامورایی پاک و عاری از هر مزاحمی است خواهیم دانست که هفت نفس برای سامورایی کافی است و این زمان بدین خاطر تعیین شده که تفکر مزاحم و تردید روی تصمیم گیری سامورایی تاثیر نگذارند.

انتقام

اگر قرار باشد که سر سامورایی به یکباره از تنش جدا گردد، او هنوز باید قادر باشد که یک کار دیگر را با قاطعیت به انجام برساند. اگر شخص شبیه روحی انتقام جو گردد و اراده ای عظیم از خود نشان دهد، حتی اگر سرش بریده شود، نخواهد مرد.

وقتی ظاهر سامورایی مناسب نیست

خوب است شخص قدری سرخاب در آستین داشته باشد. ممکن است هنگامی که مستی شراب در حال پریدن است یا تازه از خواب برخواسته، ظاهر سامورایی چندان مناسب نباشد. در چنین شرایطی بهتر است قدری سرخاب به کار رود.

این اصل به شما می گوید که حتی سامورایی بودن متضمن در درست داشتن کنترل اوضاع در همه ی شرایط نیست. شما می ترسید، تحقیر شده یا دچار دودلی میشود. به خاطر بسپارید، اما، همه ی این چیزها تنها مربوط به خودتان و در درونتان است، نباید بگذارید کسی از این ضعفتان آگاه گردد. اگر چنین احساس هایی به شما دست داد با خود بگوید: "هر چند که ترسیده ام یا تردید دارم اما این مربوط به خودم هست، نمی گذارم آنها بفهمند." این مهم است...

مستقیم انجامش بده! (با کله برو تو دل کار)

وقتی شخص تصمیم به قتل کسی می گیرد حتی اگر موفقیت با پیشروی مستقیم بسیار دشوار باشد، اندیشیدن به راهی طولانی و فرعی هیچ کمکی نمی کند. راه سامورایی، راه آنی بودن و مستقیم بودن است، راه با کله شیرجه زدن در وسط کار است.

حالا نه در به قتل رساندن دیگران اما در انجام کارهای هر روزه این اصلی کارآمد است. زمانی فکرمان به ما خیانت می کند و ما را از انجام کاری باز می دارد. حالا این خیانت به شکل ترس، تردید، خجالتی بودن یا تنبلی رخ می نماید اما نتیجه همواره یکی است: سکون و رخوت. راه چاره حذف کردن فکر از این میانه است، مستقیم عمل کردن است، با کله شیرجه زدن است به میانه ی کار...   

شکل و خلا (خلقت)

از میانه ی خلا بود که به جسم هایمان زندگی بخشیده شد. وجود در جایی که هیچ چیزی نیست معنای این جمله است "شکل همان تهیگی است". و اینکه همه چیز با تهیگی بوجود آمده اند معنای این جمله است "تهیگی همان شکل است". شخص نباید بیندیشد که این دو از هم جدا می باشند.  

زمان حال

بدون تردید جز تنها قصد زمان اکنون هیچ چیز دیگری نیست. زندگی یک انسان تنها توالی زمان حال است. اگر کسی زمان حال را به تمام درک کند، دیگر کاری برای انجام و هدفی برای تعقیب نخواهد ماند.

آگاهی بدین موضوع که برایتان اتفاق خواهد افتاد، چه بخواهید و چه نخواهید

در باران شدید چیزی برای آموختن هست. هنگامی که با بارش شدید باران مواجه می شوید، سعی می کنید که خیس نشوید پس شروع به دویدن می کنید. با چنین کارهایی حتی عبور از زیر سایبان خانه ها، باز هم خیس می شوید. اگر این را از ابتدا بدانید، دیگر سر در گم نمی شوید هرچند که به همان اندازه خیس خواهید شد. این درک به همه ی چیزها گسترده می شود.

این اصل بسیار زیباست. می گوید که مشکلات برای همه هست. و هیچ کس را از آنها گزندی نیست، خواه سامورایی خواه انسان عادی. تفاوت تنها در این است که اگر بدانید، سردرگم نخواهید شد.

روح زمانه

گفته شده "آنچه روح زمانه" نامیده می شود قابل بازگشت نیست. اینکه روح هر زمانه به تدریج از هم می باشد بدین علت است که دنیا رو به پایان است. بدین علت، حتی اگر کسی مایل باشد که روح زمانه را به روح 100 سال قبل یا بیشتر بازگرداند، چنین چیزی ممکن نیست. پس، مهم است که از هر نسلی به بهترین شکل پرورش یابد.

پایان هر چیز است که مهم می باشد

_ در منطقه ی کامیگاتا در ژاپن جشنی هست به نام بازدید از گلها که ژاپنی ها میرن بیرون و از باغ ها و گلها دیدن می کنن (یه چیز تو مایه های 13 به در خودمون)،_ در این جشن یه جور ظرف لایه لایه و یه بار مصرف هست که ژاپنی ها غذاشون رو توی اون می ریزن و بعد از جشن این ظرف رو زیر پا لگد می کنن، این نشون میده که پایان هر چیزه که مهمه. به همین خاطر در فلسفه ی سامورایی ها، وقتی شاگرد ناامید از وضعیت کنونی یا نگران از آینده، در مورد وضعیتش از استاد می پرسه؛ استاد جواب میده که به وضعیت کنونی اعتنا نکن چون پایان هر چیزه که مهمه و براستی برای ما انسان ها زمانی که به نقطه ی مرگ می رسیم، زمانی است که کل زندگیمون سنجیده میشه.

+ نوشته شده توسط ماهی بادکنکی مرده M در 87/03/21 و ساعت |
سلام

من عطارد عضو جدید هستم و خیلی خوشحالم از این که در جمع شما و عضوی از یاری گران این سایتم.

دو کتاب هستش که می خوام برای ارسال اولم به شما معرفی کنم که امیدوارم خوشتون بیاد.

کتاب موجودات خیالی The book of imaginary beings
نوشته ی خورخه لوئیس بورخس by jorge luis borges
برگردان احمد اخوت
نشر ماه ریز www.mahriz.ir
ISBN 964-7049-99-4
چاپ اول 1385
قیمت 2800 تومان
کتاب موجودات خیالی خورخه لوئیس بورخس از اون دست کتاب هایی هستش که موقع خوندنش، دانش نویسنده و گستره ی اطلاعاتش شما رو مسحور می کنه، کتاب می تونه به عنوان کتاب مرجع کوچکی کاربرد داشته باشه، ولی بر خلاف کتاب های مرجع شما می تونید اون رو تو دستتون بگیرید و مثل یک داستان شیرین از اول تا آخر بخونیدش، به خصوص این که شما جادو ورز و در پی جادوگری باشید؛ اون موقع هستش که موقع خوندن بخش های مربوط به ارواح طبیعت و عناصر و یا دیگر موجوداتی که به وجودشون اعتقاد دارید قند توی دلتون آب میشه!
کتاب ترجمه ی خوبی داره و توضیحات انتهای کتاب مترجم خواننده رو بیشتر با برخی اشارات آشنا می کنه، همچنین کتاب مصور هستش که به جذابیتش اضافه میکنه و مطمئنا مورد علاقه ی علاقه مندان به اسطوره و فانتزی قرار خواهد گرفت. اگر میخواهید راجع به سانتور یا هیپو گریف بیشتر بدونید، و یا این که از جهل خود نسبت به اژدها و زمین کم کنید این کتاب رو حتما بخونید.
 
ثورا پاپوس le tarot des bohemien papus
نوشته ی ژرار آنکوس by gerard encausse
paris, 1889
ترجمه و تحقیق: سودابه فضایلی
نشر ثالث
ISBN 964-380-003-2
ثورا یا همان تاروت خودمان، علمی که کولیان رازدار اون رو برای ما حفظ کردند یکی از عجایب روزگار کهن هستش. در وضعیتی که با علم جادوگری، به ویژه پیشگویی در اوج وقاحت و سطحی بودن برخورد میشه، ترجمه و انتشار این کتاب در ایران جای شکر داره، ثورا تقدیم شده به علوم قدیمه و به تمامی پیروان آن و منحصرا برای استفاده ی جویندگان حقیقت.
شاید یکی از خوبی های این کتاب این باشه که در قرن نوزدهم نوشته شده و دیگه این که به نظر می رسه مترجم فارسی اون رو با احساس مسئولیت ترجمه کرده باشه. همچنین کارت های همراه این کتاب؛ تاروت مارسی هستش که گویا باز سازی اولین تاروتی است که به اروپا اومده و از قدیمی ترین کارت های موجوده. کتاب خیلی تخصصی هستش، اما در آخر کتاب، فال گیری با آن به طور ساده آموزش داده شده.
نمیدونم این کتاب تجدید چاپ شده یا نه ولی من چاپ دومش رو (1381) دیروز به طور تصادفی توی یک کتاب فروشی با قیمت 4000 تومان (به همراه کارت، بدون کارت 2200 تومان) پیدا کردم.
+ نوشته شده توسط عطارد در 87/03/21 و ساعت |

To Jim Jarmush

Well, happily, after a period of stagnation and stoppage, now we're moving again. However some friends have deserted us, without even a word but new friends are joining us...

I've arranged the grades again, some people like SIlver Wolf were upgraded and some like Vino were downgraded. Anyway, let's just finish this Post with some words from a Samurai Master:

The way of a samurai

Death

The way of a samurai is found in death. Meditation of inevitable death should be perfomed daily. Everyday when one's body and mind are at peace, one should meditate on ripped apart arrows, riffles, spears and swords, being carried aways by surging waves, being thrown into the mist of a great fire, being struck by lightenig, being shaken to death by a great earthquake, falling from thousand-foot cliffs, dying of disease, or committing seppuku at the death of one's master. And everyday without fail one should consider himself as dead. This is the substance of the way of the Samurai.

the Way

It's bad when one thing becomes two. One should not look for anything else in the Way of the Samurai. It is the same for anything else that is called a Way. If one understands things in this manner, he should be able to hear about all Ways and be more and more in accord with his own.

Importance of Master in Samurai way

If one were to say in a word what the condition of being a Samurai is. Its basis lies first in seriously devoting one's body and soul to his master. Not to forget one's master is the most fundemental thing for a retainer.

Dream and our world

It is a good viewpoint to see the world as a dream. When you have something like a nightmare, you will wake up and tell yourself that it was only a dream. It is said that the world we live in is not a bit different from this.

Matters of great and small concern

Among the maxims on lord naoshige's wall there was this one: "Matters of great concern should be treated lightly." Master Ittei commented: "Matters of small concern should be treated seriously."

Taking an enemy link hawk the hunter

According to what one of the elders said, taking an enemy on the battelfield is like a hawk taking a bird. Even though it enters into the mist of a thousands of them, it gives no attention to any bird other than the one that it has first marked.

Making decisions

In the words of the ancients, one should make his decisions whithin the space of seven breaths. It is a matter of being determined and having the spirit to break right through to the outer side. 

 

Revenge

Even if a Samurai's head were to be suddenly cut off, he should still be able to perform one more action with certainty. If one becomes like a revengeful ghost and shows great detemination, though his head is cut off, he should not die.   

When Samurai's appearance is not well enough

It is good to carry some powdered rouge in one's sleeve. It may happen that when one is sobering up or waking from sleep, a samurai's complexion may be poor. At such a time it is good to take out and apply some powdered rouge.

Do it straight (dash in headlong!)

When one has made a decision to kill a person, even if it will be very difficult to succeed by advancing straight ahead, it will not do to think about going at it in a long roundabout way. The Way of the Samurai is one of immediacy, and it is best to dash in headlong.

Form and Emptiness (Creation)

Our bodies are given life from the midst of nothingness. Existing where there is nothing is the meaning of phrase, "Form is emptiness." That all things are provided for by nothingness is the meaning of the phrase, "Emptiness is form." One should not think that these are two separate things.

Present Moment

There is surely nothing other than the single purpose of the present moment. A man's whole life is a succession of moment after moment. If one fully understands the present moment, there will be nothing else to do, and nothing else to pursue.

Knowing that it will happen to you whether you want or not

There is something to be learned from a rainstrom. When meeting with a sudden shower, you try not to get wet and run quickly along the road. By doing such things as passing under the eaves of houses, you still get wet. When you are resolved from the beginning you will not be perplexed, though you will still get the same soaking. This understanding extends to all things. 

The Spirit of an Age

It is said that what is called "the spirit of an age" is something to which one cannot return. That this spirit gradually dissipates is due to world's coming to an end. For this reason, although one would like to change today's world back to the spirit of one hundred years or more ago, it cannot be done. Thus it is important to make the best out of every generation.

That is the end of everything, that is important

In the kamigata area they have a sort of tiered lunchbox they use for a single day when flower viewing. Upon returning, they throw them away, trampling them underfoot. The end is important in all things. 

+ نوشته شده توسط ماهی بادکنکی مرده M در 87/03/17 و ساعت |

 

با پوزش فراوان از خوانندگان و دوستان گرامی به خاطر دیر شدن این نوشتار ؛ این چند روزه بسیار سرگرم خواندن نوشته هایی در زمینه ی عرفان زرتشتی بودم که به دستاورد های بس شگفت رسیدم  که تلاش خواهم کرد در نوشته های پسین به آن ها نیز سرکی بزنم و از ژرفای بسیار آن نیز بگویم !

خوب! می رسیم به جادوی ایرانی و سرگذشت آن! در این نوشتار به روزگار پیش از میترا پرستان می رویم ، همانند آنچه که نوشتار پیشین خود گفتم این دوره بسیار با افسانه ها و افسون ها پیوند خورده است و نمود برجسته ی اساطیر است ! با همه ی این گفته ها رخصت می خواهم نام این روزگاران را افسان بگذارم زیرا که هم ریشه ی افسانه است و هم ریشه ی افسون !

در حدود 14000 سال پیش تا 4000 سال گذشته را روزگار افسان می گذاریم در این دوره از جادو بیش تر قدرت یک جادوگر ایجاد واقع غیر طبیعی مانند زلزله ، سرازیر شدن آب و یا غالب دادن به جانوران نا مادی بوده است ! آری شگفت است! شگرف تر آنکه یکسری از این جادو ها تا به امروز نیز پا بر جاست! کشف کوه 14000 ساله در کردستان برای نخستین بار این ادعا را اثبات کرد که ایران دارای جادویی بس کهن تر از چینی ها و کولی های آفتاب است ! و با کشف داستان غمناک گیل گمش بر سنگوار های گیلین در بابل ( ارگ یا اراگ یا عراق امروزی ) نیز پای بست آن را محکم تر کرد ! همان گونه که در تاریخ نامه ی گیل گمش می خوانیم : ( هفت روزان و شبان ، تا کرم ها از بینی او به زیر  افتد !)

و یا در جای دیگر از شکاف دریا و یا سیل بر خشکی سخن می گوید که با کمی اغراق و تناسب می توان برخی از آن ها پذیرفت!!!

این داستان که از ده لوح گلین حک شده است سرشار از داستان هایی آمیخته با جادو و افسانه است که بی انکار نابودی آن نوع جادو را در طول داستان به رخ می کشد !

شهر اورگ در عراق در بر دارنده کتیبه ها و سنگواره هایی است که قدمت آن ها به 6000 سال پیش می رسد ! معبد ی که کورش در آن تاج گذاری کرد به پندار دیرین شناسان در طلسم خداوان بوده است و از شگفتی هایی این که گفته می شود پس مرگ واپسین پادشاه این کاخ در زمین بلعیده شد!!! ولی آنچه ما امروز به نام معبد اورگ می شناسیم خاک انواری است که چندین لوح را  بیش تر به یادگار نگذاشته است!

از آن جایی که معبد اورگ خالی از بت بوده پس می توان آن جا را یک جور جایگاه قدیسان و سپندار ها دانست !

از جان بخشی به نیرو ها ، شکاف زمین و دریا و خورشید ، بلند کردن سنگ ها در داستان گیل گمش و از طلسم معبد کودک و نقش های کوه 14000 ساله که بگذریم ! می رسیم به کتاب های سلیمانی که از آن روزگار به جا مانده! امروزه ما این سری کتاب ها را با نام کتاب های پاکستانی و یا هندی می شناسیم ! بسیاری از احضار ها و یا سیمیا هایی که به نام سلیمان در جادوی ایرانی از آن ها نام برده می شود مربوط به این دوره است ! از جمله ی این جادو ها می توان به احضار دیو سلیمانی ، نقش کهربا ، دوایر حرکت و بسیاری دیگر نام برد!

نکته ی درخور بیان آن که در این دوره جهت ها از اهمیت والایی بر خوردار بوده است ! و برای هر نوع جادویی جهت ویژه بوده است. بسیاری از دیرین شناسان آغاز جادوی سیمیا را در ایران مربوط به این دوران می دانند !

خب ! امیدوارم خوشتون اومده باشه !!! هرچند خیلی کم و گزیده بود!

این هم منابع:

ترجمه ی گیل گمش ، شاملو

معبد اورگ ، پروفسور د.گاز

ترجمه کتیبه ی کوه 14000 ساله ، دکتر هلن.ج. کانتو

و ...

 

 

+ نوشته شده توسط در 87/03/16 و ساعت |

بخش آخر مدیتیشن زیر نظر مربی که شامل 3 مدیتیشن است امروز برای خوانندگان تقدیم میگردد امیدوارم این سلسله مقالات مانند روزنه ای هرچند کوچک  جهت رسیدن به  آرامش و تکامل کمالات فردی برای خوانندگان عزیز باشد. 

 

مدیتیشن مسرت ( لذت )

مراحل تصویر سازی

حسی مملو از مسرت را تصور کنید . احساس کنید که که  منفذی بالای سر شما گشوده شده .  و این حس لذت و مسرت از این منفذ  شناور مانند به سوی سرتان حرکت میکند.

این حس سر و گردن شما را در بر میگیرد . و همچنانا با گسترشش در بدنتان شانه و دستانتان را پر میکند . حس مسرت حال قفسه سینه و قلبتان را پر میکند . اکنون قلب شما مالا مال از حس مسرت و لذت است . حس لذت خرامان شروع به پر کردن شکمتان مکیند و به پشت شما نفوذ میکند . که از آنجا به پاها و پنجه پا وارد میشود . حال تمامی اعضای بدنتان مملو از حس مسرت و لذت است .

شما پر از حس لذت هستید . حال ابن حس شروع به گسترش و خارج شدن از بدنتان میکند . این حس گسترش پیدا کرده و تمام افرادی که پیرامون شما در خانه هستند را پرمیکند .حال این حس دور ودور تر میرود تا حدی که کشور را میگیرد . و این حس چنان گسترش پیدا میکند که اول کل کره خاکی را میگیرد و بعد کل کهکشان را . بالاتر از سیارات و بالاتر از ستارگان گسترش پیدا میکند . و کل کیهان از حس لذت شما سیراب میگردد . 

 

این مدیتیشن به ما میاموزد که چگونه حس مسرت را به پیرامونمان منتقل کنیم و تبدیل به فردی گردیم که همیشه در هر جمعی که حظور مییابیم  بارقه های مسرت از ما به جمع بتابد .

 

مدیتیشن  گل

مراحل تصویرسازی

 

تصور کنید که شما گلی زیبا هستید .  از چه نوعی هستید  ؟ رنگ گلبرگاهیتان را ببینید . و قدر این مطلب را که الان یک گل زیبا هستید کامل درک کنید .

فردی نزدیک میشود و شما را از یک مغازه گلفروشی خریداری میکند و شما را درون گلدانی پر از آب قرار میدهد . شما از نیروی آب  به درون خود انرژی میکشید و از همیشه زیباتر جلوه میکنید . شما تر و تازه هستید و عطری دلپزیر را به محیط پراکنده میکنید . حال همان فرد شما را روی میز قرار داده و به بودا تقدیم میکند . شما با جلوه خاصی در گلدان خودنمای میکنید و به تمامی افرادی که شما را میبینند حس مسرت و خوشی القا میکنید .

یک روز میگذرد و به آرامی رنگ کلبرگهای شما میپرد . و دیگر راحیه دلپذیر قبلی را به محیط منتقل نمیکنید . با گذر زمان کم کم گلبرگهایتان فرسوده شده و رنگشان را از دست میدهند . شما زشت و پژمرده شده اید .

هرچند که اکنون گلی پژمرده هستید . ولی شما  هنوز احساس شادی را در قلبتان را حفظ کرده اید چون میدانید که نقش مهمی را قرار است  ایفا کنید که همانا یادآوری این مطلب مهم به مردم است که  هرچیزی در گذر زمان محکوم به تقییر حالت است  و این قانون  حتی بر تمام اعضای بدن فیزیکی افراد هم دلالت دارد و آنها هم روزی مانند گلبرگهای شما پژمرده شده و روزی هم نابود خواهند شد پس بنابر این  باید همه این مطلب را به یاد داشته باشند که هیچ چیز در وجودشان دراین دنیا پایدار نیست و همیشه باید در زمان حال زندگی کنند . نه در آینده و نه در خاطرات گذشته . 

 

مدیتیشن آب

مراحل تصویرسازی

تصورکنید که آبی پاک هستید . فردی به شما نزدیک شده و شما را درون کاسه ای کوچک میریزد. و بعد شما را به بودا تقدیم میکند

شما به آرامی در کاسه قرار میگیرد و شادمان هستید چون میدانید که نقش مهمی برای ایفا کردن دارید . شما سمبل پاکی آرامش و خلوص هستید  شما به مردم یادآور میشوید که به گفته های  بودا پایبند باشند دستوراتی که همواره باعث پاکی ذهنشان میگردد.

آب برای پاک کردن چرک و کثافات استفاده میشود وقتی کسی شما را میبیند ناخوداگاه حس آرامش و شادی میکند . این بخاطر این است که آنها به یاد آورده اند که همیشه میتوانند ناپاکی ها ذهنشان را شسته و دور کنند .آنها باید غرور و نا مهرابانی را شسته و از  خود دور گردانند. و باید مانند شما پاک و خالص باشند . 

بودا فردیست که از ناپاکی ها و گرایشات پست و دنیوی  نیت بد و بی تفاوتی مبراست . ما همه باید مانند بودا باشیم و تمامی این تاریکی های روحی را از خود زدوده و به خلوص و پاکی فکر و روحمان دست یابیم

 

تصور کنید که کوزه ای  پر آب هستید و به مردم حس خلوص و پاک بودن را یاد آور میشوید .    

 

 

دوستان و خوانندگان عزیز منتظر نظرات نهای شما درباره کل این مجموعه  مقالات هستم

بدرود . 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/08 و ساعت |

مدیتیشن نور

مراحل تصویر سازی

 تصور کنید که شما شمع هستید . فردی به سویتان آمده و فتیله شما را روشن میکند . حال شما با نوری کوچک به رنگ نارنجی به آرامی شروع به سوختن میکنید . و از این نور نارنجی تماما بدن شما هم به رنگ نارنجی در می آید . احساس کنید که از شما نوری نارنجی رنگ با گرمای مطبوعی انتشار پیدا میکند . فردی شما را برداشته و روی میز محراب معبد قرار میدهد .

نور گرم و نارنجی شما نشانگر گرمای دانش و فرزانگیست . حال شما  تابناک میدرخشید  . و تا حد امکان تابناک میگردید . و با این کار تاریکی بی تفاوتی را از خود دور میکنید . درخشش و نور پراکنی شما سمبل تعلیمات بودا میباشد . زیرا تعالیم بودا همیشه هنگامی که ما در تاریکی هستیم راهی به سوی  روشنهای  را نشان  میدهند . هنگامی که ما عصبانی میشویم و بد رفتاری میکنیم درست مانند این است که در تاریکی قرار داریم. و ما نیاز به روشنایی تعالیم بودا برای یافتن راهی برای خروج از تاریکی هستیم .

و نور شما به مردم کمک میکند که بیاد بیاورند هرگز در تاریکی گرفتار نباشند بلکه خود را با نور بودا روشن گرداند .

شما نوری نارنجی و تابناک هستید. احساس کنید که گسترش پیدا میکنید و نور شما دورتر و دورتر میرود تا حدی که تابش شما کل معبد را فرامیگیرد . و دورتر و دورتر میرود تا حدی که کل کشور و جهان را فرامیگیرد . حال شما به بزرگی کره خاکی شده اید و نور شما به تاریکی میتابد و به تمامی جهات گسترش پیدا میکند  نور فرزانگی شما به همه صلح و آرامش را یادآور میشود . به پخش نور نارنجی خود به تمامی جهات ادامه دهید .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/07 و ساعت |

با درود به همه ی خوانندگان این تارنما .

بسیا خوشنود هستم که به گرد نویسندگان این تارنما پیوستم . کاری که من می خواهم انجام دهم ، شناخت جادوی ایرانی از آغاز تا به امروز و تاثیر گذاری آن بر دیگر جادو های جهان ، مراحل عرفان ایرانی و ...

امیدوارم بتوانم مطالب خواندنی را برای شما عزیزان فراهم کنم .

خوب! شاید بهتر باشه برای آغاز به معرفی مراحل گوناگون جادوی ایرانی بپردازیم ، و در نوشته های پسین درباره ی هر کدام خواهیم گفت .

 

روند ایجاد و پیشرفت جادو در ایران

 

 

همان گونه که همه ی خوانندگان بزرگوار این تارنما می دانند ، بزرگ ترین قطب های جادویی جهان در دو کشور ایران و برزیل هستند که از آنجا که جادوی ایرانی با عرفان و ریاضت ها گره خورد و اصل اساسی در یادگیری آن خرد است به جادوی ایرانی جادوی سپید و به جادوی برزیلی جادوی سیاه می گویند.

جادوگری در ایران قدمتی در حدود 14000 ساله دارد که این دوران را به 4 بخش تقسیم می کنند که عبارتند از :

1-     دوره ی پیش از میترا پرستان که به گونه ای با اساطیر و داستان ها پیوند خورده است و شناخت اصل از داستان ها کمی دشوار است ولی هم چنان کتاب هایی که ثابت کند که در این دوره ایران دارای جادوی بسیار قوی و بر پایه ی اصول جادو بوده است !

2-     دوره ی میترا پرستان که اوج کار جادوگران در ایران و خاور میانه بوده است و دربرگیرنده ی بیش ترین کتاب های جای مانده از جادوی کهن ایرانی است . نیاز به گفتن است که به دلیل رقابت این جادوگران با درویشان اروپا جادوی ایرانی بسیار رشد و شکوفا شد .

3-     دوره ی زرتشتیان که در این دوره جادوی ایرانی به عرفان درویش ها و گفته های زرتشت گره خورد و عصر تازه ای در این زمینه آغاز شد و البته که این کار مخالفان بسیاری هم داشت که خود را در برابر این موضوع  قرار دادند که بیش تر آن ها یا تبعید و یا توسط جادوگران سپید کشته شدند . ولی آنان که زنده ماندند با واژگون کردن ستاره ی زرتشت خود را جادوگر سیاه و پیرو نیرو ی اهریمنی نامیدند. و یا برخی از آن ها کسانی هستند که امروزه ما آن ها را به عنوان بنیان گذاران جادو در هند می شناسیم !

4-     دوره ورود تازیان به ایران که از این دوره به پس شیوه ای در جادو پدید آمد که همه ی ما کمابیش با آن آشنایی داریم . ودر این دوره بهره گرفتن از نیرو ی الهی اصل قرار گرفت و این را می دانیم که تازیان خود دارای جادو نیستند ولی ایرانیان را با قدرت کلمات آشنا ساختند که این هم باعث پیشرفت در این علوم شد و هم باعث مخفی ماندن و متروک شدن آن گشت!

+ نوشته شده توسط در 87/03/07 و ساعت |

مدیتیشن رنگین کمان

 تذکری دوستانه : این مدیتیشن میزان قابل توجهی انرژی را از بدن به بیرون و در نهایت به داخل شارژ میکند دوستانی که مشکل تنفسی و قلبی دارند در هنگام انجام  این مدیتیشن مسائل ایمنی را بیشتر مراعات کنند .

مراحل تصویر سازی

تصور کنید که بدنتان سبک و سبکتر میشود . تمامی رنگهای رنگین کمان را ببینید و احساس کنید که بدنتان تبدیل به تمامی رنگهای رنگین کمان میشود .

حال شما با رنگی قرمز می تابید  . بدنتان به رنگ قرمز در می آید . احساس کنید که به محیط پیرامون انرژی و قدرت میدهید. حال شما حسی مملو از قدرت و انرژی دارید  

حال شما با رنگی نارنجی میتابید . بدنتان به رنگ نارنجی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون خوشی و مسرت میدهید. حال شما حسی مملو از خوشی و مسرت دارید

حال شما با رنگی زرد میتابید . بدنتان به رنگ زرد در می آید احساس کنید که به محیط هوش و ذکاوت میدهید. حال شما حسی مملو از هوش و ذکاوت دارید

حال شما با رنگی سبز میتابید . بدنتان به رنگ سبز در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  تعادل و حس نوع دوستی میدهید. حال شما حسی مملو از تعادل و نوع دوستی دارید .

حال شما با رنگی آبی میتابید . بدنتان به رنگ آبی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  آرامش میدهید. حال شما حسی مملو از آرامش دارید .

حال شما با رنگی نیلی میتابید . بدنتان به رنگ نیلی در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  لطافت  و نجابت میدهید. حال شما حسی مملو از لطافت و نجابت دارید .

حال شما با رنگی بنفش میتابید . بدنتان به رنگ بنفش در می آید احساس کنید که به محیط پیرامون  زیبای و حس احترام به خود  میدهید. حال شما حسی مملو از زیبایی و احترام به خود  دارید .

 

شما اکنون یک رنگین کمان هستید . رنگهای شما به همه جا تابش میکند . احساس کنید که بزرگ و بزرگتر میشوید و رنگهای شما دور و دورتر میتابند تا حدی که تمام اتاقی را که در آن قرار دارید میپوشانند . بعد گسترش پیدا میکنند تا همه کشور را فرامیگیرند و تا حدی بزرگ میشوید و دامنه تابش رنگها هم دور و دورتر میشود که تمام جهان  را میپوشانید . در حالی که شما تمامی رنگها را میتابانید در همان حین  شما قدرت مسرت ذکاوت تعادل آرامش نجابت و زیبایی را هم گسترش میدهید .

شما همچنان بزرگ و بزرگتر هم میشوید و به تمام کیهان نور و نیرو پخش میکیند . رنگهای درخشان شما در تمام جهات کیهان میتابند و در کل کهکشان گسترش می یابند

به آرمی تمام رنگها با هم ادغام شده و جریانی از نور سفید رنگ را تشکیل میدهند . حال این  نور سفید رنگ  شروع به ریزش بر روی شما کرده و از فرق سر وارد شده و به قلبتان جریان پیدا میکند .. احساس کنید که این نور سفید به قلبتان وارد میشود .  

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/05 و ساعت |

 

مدیتیشن  تهیج کنند ( مدیتیشن عود)

 در فلسفه بودایی عود  سمبل  رایحه  خوش سلوک معنویست . و به هر فرد  ترویج ارزشهای معنویی را یاد آور میشود .

 

تصور کنید که شما یک شاخه  عود هستید . فردی وارد میشود و با کبریت آتشی بر می آفروزد .  و شما (عود)  را با این آتش روشن میکند .حال شما در حال سوختن هستید

در همان حال که میسوزید . بدن شما رایحه خوشایندی را به اطراف میپراکند .  این رایحه در هوا پراکنده میشود و گسترش پیدا میکند .و باعث لذت و خوشی در دل تمام افرادی میشود که در معرض رایحه خوشتان  قرار میگیرند .

حال همان فرد شما ( عود )  را به بودا تقدیم میکند و در کوزه  عود قرار میدهد . شما خوشحال در ظرف عود جای میگیرید چون میدانید که نقش مهمی را قرار است ایفا کنید . رایحه شما سمبل رایحه خوش  سلوک معنویست  که به مردم  ترویج ارزشهای اخلاقی را یاد آوری میکند . این بوی خوش در تمام جهات کره زمین گسترش پیدا میکند .

هنگامی که شما میسوزید . به مردم یاد آورمیشوید که بدیها . بی مهری ها و غرور را سوزانده و از خود دور گردانند . آنها باید سعی کنند تا مانند شما باشند که با سوزاندن کارهای خودپسندانه شان رایحه خوش و خوشبختی را به جهان عرضه گرداند . باشد تا  با هر باز دمی که افراد انجام میدهند  دنیا پر از سرور و عشق گردد .و شما هم به گسترانیدن رایحه خوشتان به تمام جهات ادامه دهید .

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/04 و ساعت |

مدیتیشن  نیلوفر آبی

 

یکی از  کمالات فردی زندگی کردن  مانند گل نیلوفر آبی است که از درون مرداب  میروید و روی سطح مرداب شکوفه میزند . ما هم میتوانیم از درون رنجها و دردسرهای زندگی روییده  و مانند گل نیلوفر آبی  شکوفه کنیم .

 

مراحل تصویر سازی

تصور کنید که شما دانه گل نیلوفر هستید که زیر یک  مرداب دفن میباشید . دور و بر شما را لجن های مرداب فرا گرفته . به وضوح میتوانید حسشان کنید . دقیقا بالای سر شما بالاتر از مرداب پر از لجن و کثافت هوای تمیز و تشعشعات حوس انگیز خورشید قرار دارد.  شما  نا امید نیستید برای همین شروع به سفر رو به سوی  سطح مرداب میکنید.

با قلبی مصمم . شروع به تکان خوردن درون زمین میکنید  . شما شروع به گسترانید ریشه میکنید که در اعماق زمین گسترش میابد . ساقه ها نحیف و کوچکتان هم به آرامی شروع به رشد رو به بالا میکند .  و ناگهان . " پوف " شما به سطح مرداب رسیده اید  . ساغه هایتان قویتر و بزرگتر میشوند . و کم کم شما سر بر میاورید . و کم کم  بالاتر و بالاتر میروید تا هنگامی که شما  ناگهان کاملا از سطح مراب هم فاصله میگریید. و شروع به رسیدن به خورشید مکنید که به شما گرما میبخشد .  گلبرگهای شما به ارامی رشد میکنند و تعدادشان  زیاد میشود و در نهایت شما شکوفه میکنید  .گل نیلوفری سفید هستید . که با زیبای خاصی روی سطح مرداب قرار دارید  و هیچ اثری از کثافت و لجنی که از آن روییدید بر روی شما نمایان نیست . شما سفید خوش رایحه و زیبا هستید .

هرکسی شما را میبیند مجذوب زیبای شما میشود . و تصمیم شما برای رویش از مرداب و تبدیل به گل نیلوفر شدن به انها حس رویش از میان  مشکلات  و دردسرهای زندگی را القا میکند  که درست مانند گند و کثافت زندگی را فرا گرفته اند .

گل نیلوفر آبی تمام این مراحل را گذرانده تا به ما نشان دهد و که همه میتوانیم کاری را که گل انجام داده انجام دهیم . ممکنه همه ما مشکلاتی در زندگی داشته باشیم ولی باید این را هم بدانیم که همه ما نیروی نهانی  پیشرفت و رشد از میان مشکلات و ریسدن به روشنفکری را  هم داریم .

 

شما گل نیلوفری سفید و زیبا هستید  . و نقش شما  همانا یادآوری این مطلب مهم به مردم است که " هر فردی میتواند از میان مشکلات و دردسرهایش برویید و سر بر آورد  درست مانند شما که از مرداب پر از لجن و کثافت رویده و سر بر آورده اید "       

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 87/03/01 و ساعت |