به نظر شما جادو جیست ؟
در این 4 سال گذشته بعد از اتمام دوره دانشجوایم شانس با من یار بود و توانستم مطالب و متون زیادی را از مکاتب و مسالک مختلف با کمک موهبت بزرگی به نام اینترنت البته بصورت رایگان – دزدیده - و بخوانم ( خداوند ببخشایدم ) حالا هی به رایت بگید چرا کتابتو میفروشی برای این که امثال مثل من نیان در نهایت بگن فلان کتاب و دزدیدم و خوانیدم . برای همین اگر بخواهم از دیدگاه مکاتب و مسیرهای خاصی به این سوال پاسخ بدهم جوابم جوابهای کلیشه ای و البته با انشایی عالی از زبان هر کدام از مکاتبی که خوانده ام خواهد بود . ونظر من هم شالوده و تجربیات خودم و دوستانم که جالبه اغلب پیرو مکاتبی خاص خود هستند میباشد در نهایت این متن تنها نظر بنده مبنی بر خوانده ها و مباحثات و البته تجربیات بنده حقیر از عالم سکوت آرامش و درونم میباشد.
جادو واژه ای است که برای عموم با مفهومی با بار منفی جا افتاده و کلا نگرشی منفی در باره اش در میان مردم وجود دارد که البته این طرز فکر را ما باید دست آورد دوران تاریک حکومت کلیسا بر اروپا بدانیم که هر مکتبی را که از خود نمیدانستند به جادوگری تاریک . سیاهی و از همه مهمتر همکاری و سرسپردگی به قدرت تاریک کیهان که نمایند بارز آن در دین مسیحیت و کلا ادیان الهی ابراهمی همان ابلیس معروف به شیطان هست . نسبت میدادند . البته بی ربط هم نمیگفتند منتها انها تنها دو یا سه شاخه جادوگری را مد نظر داشتند ولی اکنون با مرور زمان مردم کل جادو رو منفی میداند .
در ایام معاصر با کنار رفتن پردها و رو شدن افکار روشها و مکاتب گوناگون و جا افتادن فرهنگ تحمل افکار دیگران که خوپ درست است که هنوز در کره زمین همه گیر نشده ولی خوپ هسته های این فرهنگ در جای جای جهان شکفته و رو به رشد است . مکاتبی که هزاران سال در خفا بوده اند از تاریکخانه فراموشی بشر بیرون آمده و حتی شروع به انتشار کتاب و نور افشانی درباره عقایدشان میکنند . که عقایت و مکاتب و مذاهب جادوی از این دست بودند . اینجا است که جادو گری به عنوان یک ابزار برای مکتبی خاص برای رسیدن به اهداف و اعتقاداتش استفاده میگردد مثالی میاورم . در ادیان ابراهیمی که فکر میکنم همه نویسندگان این وبلاگ به یکی از انها اعتقاد دارند . اینگونه است که اگر متوفی در میان اهل خانه باشد برای اسودگی روح ان مرحوم مراسمی را مطابق با اعتقادات یکی از ادیان ابراهیمی توسط روحانیون آن مذهب در شب سوم و هفتم و چهلم و سالگرد آن مرحوم برپا میشود و مردم هم برای آرامش ان مرحوم از کتب اسمانی قطعاتی را به زبان میاورند که در نهایت به آرامش روح آن متوفی منجر میگردد . این مثالی بارز از مراسم جادویی انجام شده توسط روحانی یکی از ادیان الهی با همکاری مردم و به اشتراک گداشتن نیات افراد برای رسوخ به روح جهان و در نهایت بدرقه یک فرد از همکیشان است همین مراسم را میتون در هر یک از مکاتب دیگر که نام مذاهب جادوگری را به خود گرفتند دید منتها با توسل به خداوندگاری دیگر با مراسمی به فرم دیگر و ... مانند همین مثال را در امور دیگری میتوان بسط داد مانند مراسم جنگیری که در ادیان ابراهیمی توسط روحانیون اجرا میگردد و در مذاهب جادویی توسط راهب بزرگ منتها در ادیان ابراهیمی روحانیون به ذات خداوند که میتواند االله مسلمانان یهووه یهودیان یا پدر مقدس مسیحیان باشد متوسل میگردند ولی در مذاهب جادویی به خدایی قوی تر از اون موجود . اینها همه روش هستند که اگردر کل بنگریم میبینیم ذات قضیه یکسان است .
اگر به دو مثال فوق بنگریم نکته مشترک این دو مثال را همانا دخالت دنیای دیگر که برای جسم فیزیکی ما پنهان است را احساس خواهیم کرد . که در یک کلام به آن ماورا میگوییم و کلا دانشی را که بتون با آن با ماورا ارتباط برقرار کرد و در تعامل بود را قدیم جادوگری میگفتند اکنون علوم روحی میگویند شاید فردا علم بگویند و خیال همه ما را راحت کنند ( این همان صحبت بجای دوست عزیزم نئو در پست ایشان بود )
با این توضیح هنر شکافتن پوسته و دقت فیزیکی و بسط دادن آن به جهانهای دیگر که اولین آن همانا جهان اثیری است را جادوگری میگفتند که از هر روشی هم استفاده میکردیم و جلو میرفتیم در نهایت منجر به مراقبه ارتباط با موجودات اثیری برون فکنی ( که همان سیاحت در دنیای اثیریست ) و گاهی حتی متحد شدن (به قول شمنیزم ) یا تسخیر (به قول علوم غربیه ها) و یا سرسپردگی و همکاری (به قول مکاتب غربی) با موجودات اثیری چه تاریک چه تابناک و چه ضعیف و چه قدرتمند با در نظر گرفتن میزان مترقی بودن خود فرد میگردد . کل این افعال به فرد مورد نظر از هر مسلکی که باشد روشن بینی روح را خواهد داد که اگر این راه رو به روشنایی باشد فرد مترقی و اگر رو به تاریکی باشد فرد در تاریکی مترقی خواهد بود . این خاصیت بهترین موهبت برای انسان است که میتواند با اختیار خود یکی از دو بینهایت را بپیماید و به هر کدام که گرایش داشته برسد . و جذب خیر یا شر شود . اصلا تمام بازی افلاک و عرش هم برای جذب ارواح و نیرو ها به سمت خود است و دیگر هیچ . در نهایت یین و یانگ هستند خیر و شر و ارواحی که دور انها جمع شده اند . در همه ادیان ابراهیی در اخر زمان به ناجی اشاره شده و جنگ خیر و شر . در مذاهب جادوبی هم به همین موضوع اشاره شده - در نهایت همه رستگاریم هر راهی که برویم - من بارها گفته ام بازی با کلمات را مدتیست کنار گذاشته ام و برای من در آن روز نهایت اصلا مهم نیست که مهدی موعود شیعیان برای جنگ آماده شده یا مسیح ناجی یهودیان و مسیحیان یا اصلا اودین لشکر والکری ها را برای رگنراک به راه انداخته نام آن فرد برای من مهم نیست برای همین همه در نهایت در عالم و دنیای فکری خودمان رستگار هستیم و این شاهکار خلقت است . منتها بشریت هزاران سال است گریبان نوع خود را گرفته تا به او در باره نام درست فرماند لشکر خیر روز آخرت تایین تکلیف کند .
ببخشید حرف حرف آورد و من کمی در میان کلمات گم شدم داشتم نظر خودمو در باره جادو میگفتم . راستی آیا نظر من در این متنی که نوشتم مشخص نشده ؟؟؟ !
البته که مشخص شده جادو همانا راه و بیراهه رستگاری بشر است . الان که مینگرم جادو چنانا ابعاد گستردهای دارد که اصلا نمیشود تعریفش کرد .



