سلام دوستان، قصدم این بود که به بخش هایی که قبلا اشاره کردم و تمارین مربوطه بپردازم تا بیشتر متمرکز در قسمت تمرینهای عملی باشیم ولی موضوعی که شروع کردم (طبیعت – حیوانات – گیاهان و .. و اثرات آن بر زندگیمان موضوعی کلیدی و بس مهم است در شناخت خویشتن خویش و پیش زمینه ای است برای خود شناسی و شروع تمارین عملی آتی بنابراین بر آن شدم که بیشتر در این قسمت بمانم و مطالب بیشتری را در این باره بنویسم و ...
سعی میکنم در چند پست به این مهم برسم و همینطور در خصوص اصوات و موسیقی طبیعت جادویی هم مطالبی عرضه کنم که آنهم در جای خود قابل تامل و کمکی است بنیادین برای درک بهتر خویش و طی طریق ....
در ابتدا مطالبم را با بخشی از سخنان جناب رام ا... شروع میکنم که جان سخن من نیز هست:
(تقدیر زنده است و تقدیر هر انسانی میتواند شبیه یک حیوان باشد . پس انسان ها میتوانند تقدیر خود را مانند یک حیوان فرض کنند که با شناخت بعضی از ویژگیهای ذاتی آن و حلقه های زندگی آن ، خواهند توانست تا حد زیادی تقدیر خود را بشناسند. اگر بدانی تقدیر تو شبیه عقاب است میتوانی نحوه رفتار و زندگی ات را با آن نماد متناسب کنی . اما اگر تقدیر تو مثل مار باشد و بخواهی با آن شبیه عقاب رفتار کنی، میان تو و تقدیرت جنگی طولانی در میگیرد و تقدیر بر ضد تو عمل خواهد کرد. حیوان نمایی تقدیر انسان ها چنان است که روح بعضی از آدمها در نگاهی ژرف بین مانند حیوان دیده میشود . بعضی ها شبیه چهارپایانند. بعضی مانند بالداران و پروازگران و جهندگانند، بعضی خزندگان و بعضی درنگان.
حیوان تقدیر هر کسی مبتواند معلوم کند که او با چه کسانی قادر به زندگی و ارتباط سازنده و سهل تر است و با چه کسانی نه. کسی که حیوان تقدیرش خرگوش است نباید با آنکه تقدیرش به روباه شبیه است زندگی مشترک داشته باشد . ماهی ها میتوانند با اتکا به نهنگ از کوسه ها در امان باشند. حیوانات جنگل باید به حریم شیرها احترام بگذارند و حرمت آنها را حفظ کنند زیرا حتی یک شیر ممکن است همه جمعیت آنها را از بین ببرد.
حیوان تقدیر انسان قابل تغییر است . میتواند بالاتر برود یا پایین تر بیاید. وقتی که کسی زندگی خود را تغییر میدهد و راه و روش جدیدی را عملا برمیگزیند، تصویر حیوان تقدیر او هم تغییر پیدا خواهد کرد. (لازم به توضیح میدانم در اینجا بگویم اگر در خطوط کف دست نیز دقت کرده باشید و در این باره مطالعه داشته اید واقفید که خطوط کف دست نیز با تغییر رفتار و یا الگوی فکری شما نیز بعد از مدتی تغییر خواهد کرد بنابراین بسیاری از نشانه ها و حتی نقش و خطوطی که در بدن هستند مطابق با رفتارها و طرز فکر و برخی از الگوهای رفتاری و .... میتوانید در این باره به کتابهایی که در خصوص دانش کف شناسی و همینطور نقشهای بدن و ارتباط آنها با صور فلکی و ...مراجعه کنید – اگر بتوانم شاید پستی مرتبط بااین بخش برای آشنایی بیشتر عزیزان ارائه دهم )
باید حیوان تقدیر را به کنترل درآورد و از آن عبور کرد. قدم اول آن، اینکه چطور عمل میکند؟ چطور در خطر میافتد و میمیرد. روش مبارزه اش چگونه است؟ در چهار فصل چگونه رفتار میکند؟ کجا زندگی میکند و سوالات دیگر.
حیوانات و گیاهان عمدتا ناخودآگاه و غریزی عمل میکنند. اما این عملکرد ناخودآگاه در انواع مختلف حیوانات یکسان و به یک شیوه نیست. از این نظر، آنها میتوانند نشان دهنده نوع عملکرد ناخودآگاه و شیوه غریزی انسان باشند. گیاهان و حیوانات مختلف بیانگر انواع مختلف ناخودآگاه هستند.
انسان دارای رویاهایی نهفته و خاموش است که در اعماق ذهن او مدفون شده یا به خواب رفته اند. اگر این رویاهای بنیادین بیدار شوند ، انسان از طریق آنها راهی برای ارتباط با عالم غیب یافته و طریقی برای بازگشت به چشمه های زندگی .
خداوند از بعضی از انسانها به عنوان حیوانات و چهارپایان نام میبرد . مثلا آنهایی که نمیبینند و نمیشنوند و بر قلب هایشان مهر خورده؟ حتی بعضی را از چهارپایان هم پست تر میخواند. (یادآور فرمایشی از عیسی مسیح به بعضی از بزرگان یهود : ای ماران ای افعی زادگان ... خانه شما (جسم شما) خانه ویرانی و وحشت است. جایگاه مارمولک و عقرب...) آیا ممکن است حتی مثال ها و استعاراتی که خداوند بکار برده است تماما واقعی نباشد؟
تماس داشتن با بعضی از جانوران و گیاهانی که متناسب با انسان هستند میتواند تاثیرات خوبی را به دنبال داشته باشد اما این موضوع ارتباطی با طبیعت پرستی ندارد. این مثل آن است که بگوییم بعضی از غذاها اثر شفا دهنده و درمان کننده ای بر انسان دارند.
اگر گیاه یا حیوان به صورتی متناسب و هماهنگ انتخاب شوند، آن زمان انتظار چنین تاثیراتی واقع بینانه است.
گیاهان و حیوانات به دور از افکار اغراق آمیز یا تحقیر کننده ای که درباره آنها وجود دارد ، ممکن است بتوانند به عنوان جاذب بعضی از انرژی های منفی انسان یا جاذب انرژی های مثبت کیهانی، و نیز به عنوان افزایش دهنده تعادل و آرامش روانی و کاهش دهنده تنش های جسمی و روانی عمل کنند . آنها میتوانند در روند بروز رویا ها و دریافت های انسان، و در جریان هماهنگی های ارتعاشی انسان، تاثیر گذار باشند. این تاثیرات متناسب با کیفیت رابطه برقرار شده است.
بعضی از تمرینات روح زایی میتوانند با گیاهان و حیوانات پیش بروند. ( سعی کرده ام در پستها برخی از تمارین مربوطه را برای عزیزان بنویسم) اینها میتوانند به عنوان یک حریف ارتباطی عمل کنند. کسی که میتواند با آنها ارتباط برقرار کند بعید نیست که بتواند با حیوانات پنهانی درون انسان هم ارتباطی عمیق را برقرار کند و حتی توانایی او برای برقراری ارتباط با روح انسان و ارواح دیگر هم افزایش میابد. اینها میتوانند تمرینی مستقیم در جهت کاهش خودبینی و خودخواهی انسان باشند زیرا پرورش و نگهداری از آنها تا حدی نیاز به از خودگذشتگی و دیگر بینی دارد.
بعضی از روح گرایان و رازورزان برای ارتباط با ارواح و جهان دیگر استفاده از جانوارارن را ترجیح میدادند زیرا آنها در مواقعی میتوانند شبیه به یک آنتن گیرنده و فرستنده امواج وانرژی عمل کنند.( فکر کنم دوستان فیلم کنستاتین را دیده باشند فیلمی که من آن را بارها دیده ام و بسیار دوستش دارم _ در یکی از صحنه های فیلم هنرپیشه نقش اول برای ورود به جهانی دیگر از گربه استفاده کرد _ گربه به علت خصوصیات روحی و دید اثیری که دارد شاهد عبور و مرور بسیاری از موجودات اثیری و رفت و آمد ارواح است و بسیاری از رازورزان برای دیدن و ورود به دنیاهای دیگر از گربه استفاده میکنند، گربه موجودی جادویی است و در برخی از مراسم جادویی از آن استفاده میکنند و شاید دلیلی که کاهنان مصری به آن ارج مینهادند و مقدس میشمردند )
در یک اتاق دربسته و میان چهار دیوار سنگی نشسته اید و همه پیرامون شما از دیوارها گرفته تا همه وسایلی که در اتاق است ، همه مرده و مصنوعی اند. اگر غیب و آسمان بخواهد با انسان ارتباطی داشته باشد محیط داخلی اتاق را انتخاب میکند یا محیط طبیعت را. در طبیعت چیزها زنده اند، روزنه اند و مجراهای ارتباطی اند. روح طبیعت میتواند از طریق این اجزای بدن خود، آنچه را که میخواهد بیان کند اما در درون خانه ای مرده، واقع شدن چنین چیزی بعید است . خداوند با منتخبان خود غالبا در طبیعت کوه و بیابان ارتباط میگرفت نه در خانه هایشان . مثلا به فلان نبی میفرمود : ((به بیابان برو زیرا میخواهم با تو سخن بگویم )) یا آنها غالبا برای دعا و نیایش به کوه و غار و طبیعت میرفتند . بسیاری از آنان چوپان بودند و بنابراین به طرزی آهسته و تدریجی با همه مظاهر طبیعی تماس داشتند. (جالب است که در دیوان منطق الطیر عطار، جریان معرفت از طریق پرندگان و با نماد آنها مطرح شده است. _ یا حتی کتاب کلیله و دمنه که داستانهای آن در قالب حیوانات است)
هر کس دارای یک شهود و رویای نهفته است که اختصاص به خود او دارد و تماس با آن جز از طبیعت، که با این فرد بیشترین هماهنگی را دارد، در بیدار شدن آن رویای نهفته تاثیر گذار است.
اگر ارتباط با طبیعت برقرار شود و آنچه با آن رابطه برقرار میشود دستکاری شده انسان نباشد و کاملا طبیعی و زنده باشد مانند حیوانات و گیاهان وحشی، میتوان از طریق آنها پیام های غیب را دریافت کرد و بعضی از نادیده ها را دید.
گیاهان و حیوانات طبیعی، روزنه هایی به جهان های دیگرند. جهان هایی که عینا مانند هم نیستند. از طریق آنها ممکن است بتوان تماسی آگاهانه یا نا آگاهانه با حیطه های دیگر برقرار ساخت.
بسیاری از الگوهای پویای کیهانی و کدهای تعلیمی آسمان، در جانداران نقش بسته است. با نگاه عمیق به آنها میتوان این کدهای تعلیمی و الگوهای زندگی را استخراج کرد.
در صدای حیوانات، در زوزه گرگ ها، غرش شیرها ؛ آواز پرندگان ، فریاد قوها، شیهه اسب ها، نعره ببرها، و جیغ عقابها نام هایی پنهانی از خداوند نهفته است که اگر به دقت شنیده شوند، معلوم میشوند.)......
ادامه مطلب