تبليغاتX
مغان

سلام همراهان عزیز

خوب مطالب قبلی من پیش زمینه ای بود برای کیمیاگری ، عنصر آتش و ارتباط آن با کیمیاگری و نمادها و رمزپردازی و .... که به دلایلی فعلا از نوشتن در این مورد صرف نظر کردم تا بعد.

در این پست به تفکر الگویی میپردازم که برگرفته از مطالب جناب ا.م. رام ا.. میباشد .

در ابتدا، مطالبم را با سخنی از گوته شروع میکنم:

(پی دیدن زاده شدیم ، و برای تماشا معین آمدیم .)

 

تفکر الگویی :

تفکر الگویی (الگوشناسی و الگویابی) شناخت الگوهایی است که در جهان ها (اعم از جهان های کهکشانی،شبه کهکشانی  .... اتمی و زیر اتمی) به کار رفته است (الگوهای آفرینش )و بازیابی این الگوها به عنوان روش هایی برای حل مسائل مختلف انسان از ابعاد مهم تفکر الگویی محسوب میشود . یکی از مبانی فلسفه تفکر الگویی به این صورت مطرح میشود که الگوهای به کار رفته در جهان هستی، تجسمی از عالی ترین سطح هوشمندی میباشند که در راستای هدفی معلوم به کار رفته است . بنابراین با انتخاب صحیح یک الگو (در تناسب با مسئله و هدفی که مورد نظر است ) و با کالبد شکافی و تببین الگو در وضعیت جدید امکان استفاده از عالی ترین سطح هوشمندی برای حل مسائل مختلف فراهم شده است، میتوان این طور مثال زد که در هستی، صدها نرم افزار مادر وجود دارد، هر یک از این نرم افزارها دارای کاربردهای خاصی هستند و البته برای منظوری که تهیه شده اند، بهترین و کاملترین روشهای اجرای برنامه و حل مسئله هستند . به عبارتی هر یک از الگوهای آفرینش، نرم افزارهای بسیار پیشرفته و فوق مدرن، برای دسته ای از مسائل انسان محسوب میشود. شناسایی این نرم افزارها، انتخاب درست آنها (به تناسب هدف مورد نظر و نوع کار) و روش استفاده صحیح از آن ها از قدم های اصلی استفاده از این برنامه های بسیار هوشمند است . آنچه در این چند کلمه گفته شد، اشاره به یکی از وجوه تفکر الگویی میباشد.

 

از ابعاد دیگر تفکر الگویی میتوان به این جنبه ها اشاره داشت:

الگوسازی، الگو شکنی (و فرمول شکنی) ، الگویابی (چگونه میتوان الگوی حل یک مسئله را از میان الگوهای آفرینش یافت)، ضد الگوها (و ضد فرمول ها)، الگوهای بنیادی (و غیر بنیادی، مادر و ثانویه .....)، فراالگوها وابرالگوها.

در این گفتار قصد، پرداختن به روش های تفکر الگویی و یا فرمولی نیست، بلکه اینست که با نگاهی پر سرعت به بعضی از الگوهای کلی اشاره کنیم تا شاید لااقل به آستانه این سوال برسیم که شناخت الگوهای آفرینش (نرم افزارهای الهی) تا چه اندازه ضرورت دارد ؟ و سوال کلی تر این که دانستن روش های تفکر، آن هم تفکری مبتنی بر اصول بنیادین جهان و در واقع، تفکری بر مبنای باطن و ظاهر زندگی (و نه فقط ظاهر آن ) تا چه اندازه مهم است؟

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/31 و ساعت |

سلام بر همه!

خواستم چيزهايي بنويسم پيش از ادامه مطلب قبلی اما . . .

بگذريم و به ادامه کارمان برسيم . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/31 و ساعت |

به نام او

دوستان سلام!

زمانی که شروع به يادگيری جادو نمودم, با همه اميدها,  آرزو ها و اهداف بلند بالايي که داشتم؛ باور نمی کردم در مدت زمانی کوتاه اينچنين تغيير عظيمی در زندگیم ايجاد کند. سال ها پيش شروع به مطالعه و تمرين هايي نموده بودم که در ابتدا نمی دانستم از زير شاخه هاي جادوگری است و از طرفی هميشه فکر می کرد, فوت استادی آن ها کم است.اما آشنايي با وبلاگ استاد(که آن هم داستانی عجيب دارد, وگرنه کلمه جادو کافی بود تا مرا هم مثل بسياری فراری دهد) باعث شد در تازه ای به رويم گشوده شود و حال با سرعتی باور نکردنی تمام آنچه را می دانستم, می فهمم و آنگاه عمل می کنم.

همين موفقيت ا است که باعث شده اين روزها به حدی سرم شلوغ و کارم زياد باشد که نتوانم مانند گذشته بنويسم و ترجمه کنم. شايد همين دليل هم برای دوستان ديگر عذر کم کاری باشد؛ وگر نه به زعم من اين وادی نه انتها دارد و نه خستگی؛ چه اينکه با تمام کارها و وظايف جديد و قديمم حتما هر روز سری به وبلاگ می زنم و مطمئن می شوم که مطلبی برای آموختن هست يا نه!

با اين همه شايد نوشتن مطلبی که می دانم به فهم بهتر آن کمک کند؛ پس طبق قولی که دادم سعی در نوشتن مطالب عملی تر می کنم و در اين راستا روش مراقبه سيلوا را که باعث می شود در عمق بيشتری از آرامش قرار گرفته و تا حد ممکن به سطح آلفاي ذهنی نزديکتر شويم ذکر می کنم . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/30 و ساعت |

دوباره سلام

نمی خواستم به این زودی دوباره پستی بدم ولی به دلایلی که می گم این کارو کردم.

خیلی از دوستان راجع به کرولی از من سوال می کنند و اینکه چطور باید کتاب های اون رو خوند، البته من اصلا قصد ندارم وارد این مسائل بشم، چه اینکه اگه قصد داشتم مطالب کرولی رو آموزش بدم یه وبلاگ تکی می ساختم اسمشم می ذاشتم کرولی و به بررسی کتاب ها و درس های اون می پرداختم، اما از اونجایی که امروزه بیشتر کتاب ها و مطالب کرولی در دسترس همه است، یه سری توضیحات بهتون می دم که بیخود دور خودتون نچرخید و بدونید چکار کنید، البته اینا واسه کسایی که خمیر مایه اش رو دارن و در حد قابل قبولی انگلیسی می دونن:

دروس کرولی یا بهتر بگم کل دروسی که توسط آرگنتوم استروم منتشر شده اند، در چهار دسته ی A، B ، C و D طبقه بندی شده اند. که از هر کجا این دروس رو بگیرین جلوی Class و همین طور در آغاز اون مطلب یکی از این چهار تا رو نوشته، که معناشون اینه:

A = نمایان گر کتبی است که به هیچ وجه قابل تغییر نیستند، حتی اگر این تغییر در حد اصلاح شیوه ی نگارش باشد. این متون توسط استادی نگاشته شده که امکان انتقاد به آنها حتی از سوی رئیس سازمان وجود ندارد.

B = نمایان گر کتب و رساله هایی هستند که توسط پژوهشگران معمولی، تحصیل کرده ها (در علوم مربوطه) و افراد مشتاق نگاشته شده اند.

C = شامل متونی است که تنها به عنوان محرک و انگیزه دهنده و نه هیچ چیز دیگر فرض می شوند.

D = شامل مراسم و دستور العمل های رسمی می باشند.

برخی متون و کتب به بیشتر از یک دسته بندی تعلق دارند یا به هیچکدام از این چهار گروه تعلق ندارند.

و اما اینکه چه چیزهایی را بخوانید. در سازمان کرولی همان طور که قبلا گفتم شاگردان طبقه بندی می شدند و با توجه به سطح شاگرد به او آموزش هایی داده می شد. اولین سطح "سطح دانش آموز Student Period " نام دارد. که در این سطح تازه کاران به آموز مقدمات می پردازند و پس از آموختن همه ی دروس در صورتی که از عهده ی امتحان بر آیند و مایل به ادامه ی کار باشند مراسم تشرف را اجرا کرده وارد سطح بعدی به نام "سطح کارآموز" می شوند که در کتب کرولی به این صورت نشان داده می شود: PROBATIONER GRADE 0=0

حالا شما برای شروع کار باید فقط و فقط کتب و آثار مربوط به سطح دانش آموز را بخوانید. دقت کنید که در حالت عادی و زیر نظر استاد و نظم و پشتکار کافی طی این مرحله سه سال و نیم به طول می انجامد! و اما متونی که باید مطالعه بفرمائید:

1.    The Equinox

From No. I to the current number

2.    Raja Yoga

by Swami Vivekananda

3.    The Shiva Sanhita, or The Hathayoga Pradipika

4.    Konx Om Pax

by Aleister Crowley

5.    The Spiritual Guide

by Miguel de Molinos

6.    777

by Aleister Crowley

7.    Dogme et Rituel de la Haute Magie

by Eliphas Levi; alternately, its translation by A. E. Waite

8.    The Goetia or The Lemegeton of Solomon the King

9.    Tannhauser — The Sword of Song — Time — Eleusis

by A. Crowley

10. The Book of the Sacred Magic of Abra-melin the Mage

11. The Tao Teh Ching

12. The Writings of Kwang Tze

 

دقت کنید که شماره ی 1 را می توان مجله های منتشر شده توسط سازمان جادوگری نامید. که شما حداقل باید جلد اول equinox از شماره ی یک الی 10 و Blue Equinox را مطالعه بفرمائید. به جای کتاب های یوگای معرفی شده _اگر آنها را پیدا نکردید من کتب یوگای انتشارات فراروان را پیشنهاد می کنم (البته این کتب ممنوع شده و دیگر تجدید چاپ نمی شوند اما اگر جایی دیدید کتاب یوگایی را انتشارات فراروان چاپ کرده بود حتما بخرید در ضمن با دفتر این انتشارات هم تماس بگیرید با شماره های 66437753 -021 و 66921378 -021 و بپرسید که آیا هنوز کتبی در زمینه ی یوگا دارند یا خیر و اگر داشتند در سفارششان تردید نکنید.) نکته ی دیگر اینکه در متون کرولی از اعداد رومی Roman Numerals برای شماره گذاری استفاده شده، که بگذارید نحوه ی خواندن این اعداد را نیز قدری برایتان شرح دهم:

مقدار عددی هر حرف لاتین به شرح زیر می باشد:

 

 I = 1, II = 2, III = 3, IV = 4, V = 5, VI = 6, VII = 7, VIII = 8, IX = 9, X = 10, XI = 11, XII = 12,…, IXX = 19, XX = 20, …, IXXX = 29, XXX = 30, …, L = 50,    C = 100, D = 500, M = 1000

 

دقت کنید عدد چهار به صورت پنج V منهای یک I نوشته شده. همین طور عدد نه به صورت ده X منهای یک I . این یک قاعده ی کلی است که همیشه باید رعایت شود، مثلا برای نوشتن بیست و هشت می نویسید XXVIII اما دیگر برای بیست و نه نمی توانید بنویسید XVIIII بلکه باید بنویسید سی منهای یک به این صورت IXXX . همین حالت برای چهل است که می نویسیم پنجا منهای ده XL یا چهارصد که می نویسیم پانصد منهای صد CD .

 امیدوارم فهمیده باشید چه می گویم، چند مثال بیشتر هم در زیر آمده تا بیشتر روشن شوید:

CCCXLV = 345

CDXC = 490

CDLXXIV = 474

CMXXIX = 929

MMCMXI = 2911

چند تا مثال هم می دم که خودتون حل کنید:

CMLXIII = ?

DCCCLXXXVIII = ?

DLXX = ?

323 = ?

902 = ?

765 = ?

سخن پایانی: 

دقت کنید که در سطح ابتدایی تنها این کتب به درد شما می خورند و رفتن به دنبال بقیه کتب شما را گیج می کنند و همان طور که یکی از دوستان به درستی اشاره کرده بود متن این کتب دشوارند چرا که کرولی در دانشگاه کمبریج تحصیل کرده و هرچند که تحصیلات را نیمه تمام رها کرد اما در همان مدتی که در دانشگاه بود آثار بسیاری را مطالعه کرد و سطح سواد ادبی اش را بالا برد، در نتیجه کتبش علاوه بر ارزش جادویی ارزش ادبی و هنری هم دارند و به راستی برای درکشان به تسلط کافی بر زبان انگلیسی نیاز است.

به هر حال امیدوارم این مقاله دوستان مشتاق آثار کرولی را راهنمایی کرده باشد و از سردرگمی و اتلاف وقتشان جلوگیری کند. برای اطلاعات بیشتر به لیبرCCVII ( A syllabus of the official instructions of the A.·.A.·.) رجوع کنید.

اگر در مورد این مقاله سوال دارید بپرسید اما لطفا در سایر موارد سوال نفرمائید، چون پرونده ی کرولی برای ما همین جا بسته شده.

+ نوشته شده توسط ماهی بادکنکی مرده M در 86/06/27 و ساعت |

با سلام به همه ی دوستان و مشتاقان جادو که احتمالا تعدادشان فعلا چندان زیاد هم نیست!

چند روز پیش برای تالار گفتمان هکت به همراه یکی از دوستان به دنبال سایت ها و وبلاگ هایی بودیم که آمورش جادوگری می دادند تا به معرفی و نقد آنها بپردازیم. اما متاسفانه هر چه گشتیم کمتر یافتیم و واقعا مایه ی تاسف است که بضاعت ما در مورد جادو تا این حد پائین است و هر کس که در موتور های جستجو به دنبال چنین موضوعاتی بگردد با مطالب عجیب و غریبی روبرو می شود؛ از خرافات و چرندیات گرفته تا سرقت از وبلاگ های دیگر.

حالا چرا اینها را گفتم؟ چون وبلاگ ما که هم اکنون چون گلی نوشکفته با ساقه ای ترد و شکننده اش در این فضا سر برآورده، و اگر کسی وبلاگ های اینترنتی را جستجو کند دیگر تنها چرندیات یا خرافات را نمی یابد بلکه وبلاگ ما نیز در نتایج جستجو نشان داده خواهد شد و واقعا این رسالت عظیمی برای ما و تعداد انگشت شمار دیگر وبلاگ هایی است که در این زمینه کار می کنند تا اطلاعات درست و مفیدی را به دوستان منتقل کنند. و شاید روزی وقتی به گذشته بنگریم به کاری که کرده ایم افتخار کنیم و اصلا باید چنین باشد، چون ما ابدی نیستم و همه مان دیر یا زود از یکدیگر جدا شده و هر که پی کارش می رود و این تنها نتیجه ی کار ماست که باقی می ماند.

پس این خیلی مهم است که کارمان را درست انجام دهیم، شاید پنج یا ده سال دیگر هیچ کس احتیاجی به چنین مطالبی نداشته باشد و جادو نیز به دانش عمومی همه تبدیل شود اما امروزه اطلاعات در این زمینه بسیار اندک و حتی نایاب است. و تجربه نشان داده هر کجا تاریکی جهل حکمفرما باشد، سر و کله ی اوباش و شیادان هم پیدا می شود. پس باید تلاش کنیم تا مطالبی مفید در اختیار دوستان قرار دهیم و نور دانش را به این زمینه از علوم مطرود و ممنوعه بتابانیم.

اینکه ما انگیزه نداریم یا نمی خواهیم وبلاگ ادامه یابد را باور ندارم، همه ی ما سرشار از انرژی و اقتدار هستیم و اینجاییم تا بخشی از افسانه ی شخصی مان را بارور کنیم و همینجا می مانیم تا کارمان پایان یابد.

پس،

منتظر درخشیدن و خروشیدن همه ی نویسندگان وبلاگ در تمام موضوع های مطرح شده باشید _چنان که قبل از این نیز بوده_ و من به عنوان پدر خوانده ی این وبلاگ این را به همه ی دوستداران و خوانندگان عزیزی قول می دهم.

با سپاس

+ نوشته شده توسط ماهی بادکنکی مرده M در 86/06/25 و ساعت |

باز هم سلام!

با صلاحدید دوستان امروز دو پست می نویسم که مطالب اصول قدرت را پایان می دهند. امیدوارم مفید فایده باشند. اگر سوالی داشتید می توانید به نشانی زیر ایمیل بفرستید:

NeoTheBeginofanEnd@gmail.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/21 و ساعت |
رسیدیم به اصل ششم از اصول هفتگانه قدرت هرمس . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/21 و ساعت |

دوستان سلام!

خسته نباشيد. امروز پنجمین اصل از اصول قدرت را برایتان بیان خواهم نمود؛ اما پیش از آن یک نکته, من در پست قبلی قصد هیچ نوع بی احترامی, جسارت و توهین به کسی نداشته ام؛ به هر حال اگر سوء تعبیری از نوشته هایم شده عذرخواه هستم که مبهم و بد نوشت ام.

یک نکته دیگر هم این که شاید این اصول به نظر بعضی از دوستان بی استفاده و فقط نظری بیاید برای این دسته از عزیزان باید بگویم که تمام این اصول دارای کاربردهای بسیار حتی در زندگی روزمره هستند که اگر عمری بود و مشتاقی همراه به بخش عملی آن ها نیز خواهیم پرداخت. فعلا به قول استاد بهمین دروس نیمه عملی نیمه نظری اکتفا کنیم تا بعد . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/19 و ساعت |

دوستان

سلام! خسته نباشید. در این پست قصد دارم چهارمین اصل از اصول قدرت را برایتان شرح دهم. البته پیش از آن یک دو نکته:

۱. ابتدا و متاسفانه گلایه ای دارم. مطمئنا اشکال از خود ما هم هست. احساس می کنم دیگر آن شور و اشتیاق گذشته در وبلاگ وجود ندارد. شاید هم من اشتباه می کنم(امیدوارم چنین باشد). به هر حال از صمیم قلب می خواهم که شوری که در ابتدا ما را به دور هم جمع کرد و انرژی بسیار مثبتی به همه ارزانی داشت از بین نرفته باشد و این نه رخوت که سکوتی باشد از برای پرشی بلندتر. خواهش من این است که بیشتر نظر دهیم. بیشتر شراکت کنیم و بیشتر مطلب بنویسیم. مهم نیست که همه با هم موافق باشیم و مهم نیست که مطلبی چقدر ساده و یا تا چه حد پیچیده باشد مهم همفکری است و همکاری. از هم دریغ نکنیم.

۲. سپنتای عزیز من کاملا سر حال و قبراقم. فقط شاید . . .

۳. شاید علاقه شخصی باشد شاید یا کار نیمه تمام گذشته و شاید هم پرسش های شما. به هر حال تصمیم گرفته ام یک مطلب نسبتا کامل در معرفی هرمس تهیه کنم. که کارهای ابتدایی اش را هم انجام داده ام و به امید خدا بعد از پایان مطالب اصول قدرت آن را هم برایتان خواهم نوشت. فعلا تا آن زمان بدانید که چندین هرمس وجود دارد اما آن هرمس که ما اصول او را بیان می کنیم و پدر کیمیاگری می دانیم کسی است به نام Hermes Trismegistus که در زیر تصویری منتسب به او را می بینید.

Hermes Trismegistus


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/17 و ساعت |
دوستان عزیز سلام!

سومین اصل قدرت منتظر ماست. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/15 و ساعت |

سلام دوستان عزیز

اولین مطالبم در مورد رمز پردازی است که گزیده ای است از کتاب شیرین رمزپردازی آتش اثر زیبای ژان پیر بایار و ترجمه به قلم توانای جلال ستاری و بعد از آن هم گلچینی دارم از کتاب قصه های پریوار و به عبارتی بهتر داستانهای جادویی که فکر میکنم تقریبا مکمل یکدیگرند.

نیت من از انتخاب این بخش به این جهت است که بسیاری از مطالب چه در قالب شعر چه داستانهایی که میخوانیم وچه در قالب فیلم و یا کارتونها و ... اکثرا به صورت رمزی بیان شده که تا ما نتوانیم نفس و منظور درست را دریابیم به درک اصلی هم نخواهیم رسید چرا که برای مثال قصه های پریان و یا داستانهای رمزین با عقل برهانی و منطقی ما سرو کار ندارند بلکه روی سخنانشان با ناخوداگاه ماست و آنها را جز از راه شهود و اشراق فهم نمیتوان کرد و زمانی که این مقول برایمان جا بیافتد و منظور نمادین را بفهمیم میتوانیم در پرورش قوه شهودمان توفیق بیشتری پیدا کنیم و از طریق حتی یک داستان بظاهر ساده کودکانه به بصیرتی عمیق دست پیدا کنیم .

خوب ابتدا از رمزپردازی آتش شروع میکنم که چند جلسه ای را به آن اختصاص داده ام چرا که رمزپردازی آتش سرشار از اطلاعات آموزنده شگفت انگیزی است که حس کنجکاوی را برمیانگیزد و شاید هم طالب شوقمندی را به سرمنزل مقصود برساند اگر با درک کافی توام باشد .

 

قبل از شروع لازم میدانم به معرفی برخی از صاحب نظران و مکاتب مربوط در این باب بپردازم :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/14 و ساعت |

با سلام

دوستان عنصر هوا در زندگی روز مره  تاثیر بسزایی روی اعمال و روحیات و روان فرد دارد دراین مقاله سعی بر آن شده تا بااین موضوع بیشتر آشنا شوید و در بهترین حالت حتی  قدرت کنترل هم روی این عنصر که مستقیما روی زندگی شما و افراد پیرامونتان حتی اگر اصلا در بادیه های جادو و جادوگری نباشند  داشته باشید .

 

 

رنگهای عنصر هوا

 

به خاطر داشته باشید که عنصر قدرتمند هوا در رابطه مستقیم با ذهن . افکار . علم . ادراک و روشنفکری است

این عنصر در حالتهای فیزیکی . روانی و روحانی ( روحی ) دارای معانی خاص در هر طبقه است ( در باره طبقات دوستمون گابریل مطالبی متنوع در حال نگارش دارند و من خوانندگان را به خواندن این بخشها دعوت میکنم )

فیزیکی = رنگ بیرنگ ( تمیزی ) -  تنفس . دیدن . خوراک ریه ها . نور چشم ها . طراوت پوست  . احساسات و البته ایجاد توانایی در فرد در این طبقه برای گریر از تمام مطالب مندرج بالا توسط این عنصر حکمرانی میگردد . باعث دور کردن احساس رخوت و سستی میشود . اگر در اتاقی که نور کم دارد بنشینید و احساس کنید که دیدتان کم سو شده است . بهتر است برای دوری جستن از این کمبود دید اتاق را از هوای تازه پر کنید و اگر در محیطی احساس کردید که نور بیش از حد است کافی منابع هوای تازه را کم کنید تا نور متعادل شود

روانی = رنگ سفید -  تفکر . یادگیری . شنیدن و صحبت کردن . خوراک ذهن و حافظه . قابلیت مدیریت . تصویرسازی ذهنی . ضد افسردگی . برای به خاطر سپاری بهتر هر مطلبی کافیست میزان هوای سفید  را بیشتر کرد . و اگر بخاطر فعالیت بیش از حد ذهنی در شبانگاهان قادر به خواب نیستید کافیست میزان هوای سفید را در محیط کم کنید .

روحانی ( روحی ) =رنگ  آبی آسمانی  – روشنفکری و فهم . خوراک روح و کالبد اتریک . میزان رنگ آبی آسمانی هوا را در محیط  بالاببرید تا درسی را که هنگام ژرف اندیشی میگیرید بهتر بفهمید و تحلیل درستی انجام دهید . و اگر احساس کردید که از هجوم ادراکات دارید به مشکل بر میخورید و کنترل این همه فهم و ادراک رادر یک لحظه خواص ندارید کافیست میزان رنگ آبی اسمانی هوا را در محیطی که هستید کم کنید .

 

البته با هر رنگی از رنگهای مورد اشاره  میتوانید عنصر هوا را   تجسم کرده و برانگیزید . و این هنر هنگامی نتیجه میدهد که از ترکیبات میزان جریان هوان و مقدار رنگ که تنها با تجربه و آنالیز شواهد بدست خواهید آورد آگاه باشید.

 

کمبود و یا ازدیاد  عنصر هوا

اطلاعات زیر را برای تشخیص هنگامی که خود یا شخصی در محیطی قرار گرفته که ممکن است کمبود و یا میزان زیادی عنصر هوا داشته باشد بکار ببرید البته میتوانید همین روشها را هم برای تشخیص کمبود یا زیاد بودن میزان رنگ عنصر هوا هم تعمیم دهید اول با بازرسی خودتان شروع کنید . آیا هرگر نشانه های مزمنی  که در لیست زیر آورده شده در خود می یابید ؟ قطعا بسیاری از ما این شواهد را  در خود در مواقعی خاص ویا مزمن خواهیم یافت که تنها با بالانس میزان عنصر هوا و رنگ آن به راحتی قابل حل هستند .

گام دوم برسی افراد پیرامون خودتان در محیط است و دیدن نشانه های که آیا آنها از کمبود ویا ازدیاد عنصر هوا رنج میبرند یا خیر؟ وکلا رنگ مورد رنجش و میزان آن کدام است ؟  و با دانستن علامتهای که در زیر تشریح میشود و تجربه خودتان از کمبود و ازدیاد هوا با تاثیر رنگ خاص  در دراز مدت شما به راحتی خواهید توانست این ناراحتی ها و رنجشها را درمان کنید .مثلا در نظر بگیرید که فردی در محیطی است که رنگی از هوا در آن کم یا زیاد شده است به عنوان مثال فردی که قبل از این که فکر کند خیلی حرف میزند و پرحرفی میکند حتما در معرض جریان کم هوا با میزان رنگ سفید زیاد قرار گرفته . پس میبینید که ترکیب میزان جریان هوا و مقدار رنگش ترکیباتی با دامنه وسیعی را در بر میگیرد که یک یک باید مشخص و آنالیز گردند و در نهایت این تجربه جادوگر است که به مددش آمده و باعث تشخیص درست نشانه ها و در نهایت اعمال تغیرات در میزان جریان عنصر هوا و مقدار رنگش میکند .

 

علائم کمبود عنصر هوا در محیط

فیزیکی / بیرنگ( تمیزی ) : تنگی نفس . کمبود اکسیژن در خون و مغز – کم شدن احساسات پنج گانه . مشکلات پوستی – کم سویی بینای . شب کوری . کور رنگی

روانی /سفید :  تهی بودن فکر – کم شدن قدرت یادآوری – مشکلات در سپردن مطالب به حافظه – مشکلات تکلمی – مشکلات خواندن و نوشتن – احساس ترس – ناتوانی در به یادآوری اسامی و ظاهر افراد – کم شدن قدرت نو آوری – کم شدن شنوایی – کم شدن قدرت به یادآوری رویا ها – نداشتن قدرت رویابینی

روحانی (روحی) / آبی آسمانی : نفهمیدن وقایع – ندیدن ارتباطات و هماهنگی ها – تکرار حرف " من نمیدانم " – کم شدن القاعات روحانی – احساس این که از لحاظ بدنی رو به انحطاطیم ولی این موضوع از لحاط طبابت درست نیست .

 

علائم ازدیاد عنصر هوا در محیط

فیریکی/ تمیزی : حساس شدن به نور – نداشتن توانایی کنترل تحریکات بینایی -  احساس این که خیلی سرتان شلوغ شده -  احساس این که از کل جدا هستید – بالا رفتن نفخ بدن -  سرگیجه

روانی/سفید : تفکرات جدل آمیز – پریشانی – حس شایعه پراکنی – غیبت کردن – تمایل به قطع کردن صحبت افراد – تعصبات بی دلیل و کهنه شده –احساسی برخورد کردن به قضایا ( به میزان زیاد )  – نیاز داشتن به تکرار کارها و حرفها – نداشتن تمایل به یادگیری – نیاز داشتن به این که روی مردم تاثیر بگزاریم – نیار داشتن که همیشه در باره خودتان  صحبت کنید .

روحانی ( روحی )/آبی آسمانی : خودبینی -  گستاخی –  متاسر شدن بیش از حد از دانسته فرد دیگر – بیش از حد فهمیدن -  جنون انجام دادن کارهای بزرگ – کنترل نداشتن روی نتیجه گیری هایی که از موضوع خاص داریم – معتاد به تصویر سازی ذهنی – نداشتن تمایل به انجام تمرینات  -    کم شدن تمرکز . 

 

 

+ نوشته شده توسط گرگ نقره ای LH در 86/06/13 و ساعت |

دوستان سلام!

در اين پست دومين اصل از اصول قدرت را معرفی کنم؛ پس بی هيچ مقدمه ای به سراغ اصل مطلب می رويم . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/13 و ساعت |

همراهان گرامي!

سلام و خسته نباشيد.

در اين پست قصد دارم اولين اصل از اصول قدرت را برايتان شرح دهم؛ البته پيش از آن تذکر يک نکته را ضروری می دانم:

می دانم بارها و بارها توسط خود من و ديگر دوستان در اين مورد توصيه شده است اما باز هم تاکيد می کنم تمام اين مطالب از ديدگاه خود ماست شما خود بايد به اين باور و اعتقاد برسيد و اين ميسر نخواهد شد مگر با مراقبه و انديشيدن در مورد هر يک از مطالبی که می خوانيد. مطمئنا تا کنون در اين امر خبره شده ايد اما يکبار ديگر برای آنان که تازه کارند توضيح می دهم(لطفا پيشرفته تر ها بر من خرده نگيرند).

مراقبه کليد ورود به دنيای ذهن, ماوراء و جادوست؛ شما در اين وادی هر کاری که بخواهيد انجام دهيد, بايد ابتدا مراقبه کنيد و سپس باقی مراحل را دنبال نماييد. مراقبه روش ها, درجات و عمق مختلفی دارد, بنظر من ساده ترين و در عين حال موثرترين آن ها(دست کم برای تازه کارها) بصورت زير است:

مکان خلوتی را بيابيد که بتوانيد در آن مدتی در سکوت و آرامش قرار گيريد, می توانيد نشسته يا درازکش مراقبه کنيد؛ تنها نکته ضروری راحت بودن شماست, چشم هايتان را ببنديد و به روند تنفستان فکر کنيد, فقط تنفستان را زير نظر بگيريد و بهيچ عنوان آن را کنترل يا تغيير ندهيد؛ ممکن است روند تنفس شما تغيير نموده, از يک سوراخ بينی, يا از هر دو انجام گيرد اما شما همچنان خاموش و نظاره گر باشيد؛ اين تمرين را می توانید صبح ها پس از بيدار شدن از خواب و عصر ها انجام دهيد, مدت زمان آن بستگی به خود شما دارد اما بقول استاد عزيز 5 دقيقه ضروری, 10 دقيقه خوب و 15 دقيقه عالی خواهد بود.

خوب حال که مراقبه را يکبار ديگر با هم مرور کرديم بر گرديم سر اصل مطلب؛ فقط به خاطر داشته باشید که در مورد هر يک از اصول در حالت مراقبه به تفکر بپردازيد(اين امر نياز به کمی تمرين دارد که مطمئنا با کوشش  و پيگيری قابل انجام خواهد بود) . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/10 و ساعت |
برآورده شدن هر حاجت
+ نوشته شده توسط در 86/06/10 و ساعت |
برآورده شدن هر حاجت
+ نوشته شده توسط در 86/06/10 و ساعت |
دوعا برای رفع شکم درد

دوستان سلام.

نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط در 86/06/10 و ساعت |

سفر جوینده در راه شناخت خویش و تکامل، در چهارمین گام، به طبقۀ ذهنی می رسد. این جایی است که روح در تمام مشکلات زندگی زمینی اش نا آگاهانه از اینجا دیدار می کند؛ مرکز تمام محاسبات و منطق ها و ریاضیات ذهن. اینجا ضمیر ناخودآگاه است. در اینجا ساتن آخرین نیرنگ هایش را برای گمراه کردن جوینده و تشخیص صلاحیت او بکار می گیرد. همۀ تصویر سازی های ذهنی اینجا منشأ می یابند و بسیار محتمل است که جوینده در اینجا گمراه شده و از ادامۀ راه باز بماند. در اینجا والا ترین بهشت ها حضور دارند و اشیاء و موجودات در اینجا حالت مادی-معنوی می یابند. زمان و مکان در طبقۀ ذهنی بسیار نسبی و تأثیر پذیر هستند. اینجا بام جهان است و از این طبقه به پایین هستی آغاز می شود؛ و فراتر از این طبقه چیزی نیست !

 

کلید رهایی از بند ماده و فرا رفتن در قلمرو الهی تکامل ذهنی است. و کسی به این مرحله می رسد که از همه نظر با جنبه های گوناگون وجود خودش روبرو گردد و با نادانی هایش بجنگد. این جایی است که شخص با همۀ کابوس ها و ناشناخته های درونی اش روبرو می گردد و به کسی که خویشتن را می شناسد، دگرگون می شود (روشن ضمیر کسی است که طبقۀ ذهنی را پشت سر گذاشته است.)

 

در اینجا چه هست؟ این کاملا بسته به سطح دید شما دارد. شما گونه ای دنیا را می بینید که ذهن شما اجازه می دهد. همۀ رویاهایی که می بینید در این طبقه فیلتر می شوند. ذهن برای این کار از همۀ شنیده ها و دیده های فرد استفاده می کند و آنها را با هم میکس کرده و اثری هنری خلق می کند، که شخص آنرا بصورت یک رویا یا الهام و... دریافت می کند. بسیاری از کسانی که مدعی هستند حقیقت را دیده اند یا صدای خدا را شنیده اند، فریب ذهن ناخودآگاه خود را خورده اند و این هم از آخرین فریب های اهریمن است که جوینده را باز می دارد. بسیاری از فرقه ها و مذاهب بعلت یک وهم از حقیقتی کور تشکیل شده اند و مؤسس این مکاتب خود نخستین قربانی این حماقت می شود. چون ایجاد یک نوع نگرش و طرز فکر بین مردم و ترویج آن، کارمای بسیار بزرگی دارد و شاید برای شخص، تکامل را هزاران زندگی به عقب بیاندازد.

 

این سمبل ها دشمن ما نیستند، بلکه پیام هایی راهنما هستند برای ما که زوایای پنهان ذهن ما را به ما نشان می دهند. ما باید هنگام دریافت پیام های ضمیرناخودآگاه، آگاه باشیم و آنرا رمزگشایی کنیم تا بتوانیم درس پنهان شدۀ آنرا بگیریم. معمولا کسانی می توانند در طبقۀ ذهنی آگاه (بیدار) شوند که به اندازۀ کافی به طبقات پایین تر مسلط شده باشند و دیگر از لحاظ فیزیکی (محل چاکراها)، اعتماد بنفس (عواطف)، و کارما مشکل بزرگی نداشته باشند. رویاهای پریشان، ناآرامی و بیماریهای روانی ناشی از عدم تعادل در لایۀ ذهنی وجود هستند.

 

زمان و مکان و هستی و نیستی، و تمام بازی زندگی که همچون غلافی بگرد روح کشیده می شوند از این طبقه آغاز می شوند و هنگام بازگشت نیز در همین طبقه از روح جدا می شوند. البته این به معنی مرگ نیست و تنها افزایش آگاهی روح است که وارد اقلیم الهی می گردد.

 

طبقۀ اتری واسط بین طبقات مادی و روحانی است. این جایی است که روح همچون پروانه از پیله بیرون می آید و پر می گشاید. جوینده در این طبقه توقف کوتاهی دارد و می تواند هنوز نیرنگ زندگی را بپذیرد وبه پایین بازگردد. ولی کسی که در طبقۀ ذهنی ماهر شده باشد و گرۀ کوری نداشته باشد براحتی از اینجا گذر می کند. در طبقۀ اتری، بهشت ها ناپدید می شوند و حضور احساس می شود. انگار که شما پس از مدتها دوری از خانه، اکنون پشت در ایستاده اید و موهای خود را مرتب می کنید ! و در می زنید...

+ نوشته شده توسط گابریل در 86/06/09 و ساعت |
دوستان عزيز سلام!

مطلب جالبی از کتاب کنترل ذهن نوشته خوزه سيلوا ترجمه مجيد پزشکی پيدا کردم که عينا برايتان می آورم. البته به دلايلی آن را در چند بخش ارايه خواهم نمود. اما قسمت اول . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/07 و ساعت |
دوستان سلام!

شاید هنوز هم بعضی مرا بخاطر داشته باشند. هر چند که مدت خیلی زیادی از آخرین پست من در این وبلاگ نمی گذرد شاید بخاطر گسترش سریع آن و همچنین جلب خوانندگان تازه کسی مرا به یاد نیاورد. خلاصه آنکه من گفته بودم از نظریه بافی خسته شدم و می روم تا عمل کنم و تا زمانی هم که به دانسته هایم عمل نکرده ام بر نخواهم گشت. این دوره خیلی طولانی نشد و به لطف خدا و البته راهنمایی های اساتید می توانم این ادعا را بکنم که پس از سال ها سرگردانی یافتم آنچه را می خواستم. اکنون هم نیامده ام تا بگویم من چنینم و چنان. تنها هدفم کمی تلنگر است به آنان که تازه آمده اند و آنان که شاید کمی دور شده اند. برای این منظور پرسش هایی مطرح می کنم و برخی را شاید پاسخ دهم و بقیه را . . . البته پیش از آن یک نکته را مجددا توضیح دهم که من نه استادم و نه خیلی دانا و در مظهر اساتید بزرگوار خوشه چینی می کنم و این مطالب هم نه نقد است بر کسی و نه شک و تردید تنها نگرشی است از زاویه من.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نئو در 86/06/06 و ساعت |
سلام به همه دوستان عزیز

من شیدا هستم و با تائید جناب رایت به جمع نویسندگان وبلاگ ملحق شدم اجازه میخواهم بعد از یک جمع بندی و مرور کلی که زمانی کوتاه خواهد بود بتوانم مطالب درخور و نویی را عرضه کنم .

امید آنکه بتوانم در جهت ارتقا آگاهی خود و دوستان قدمی بردام .

با سپاس از توجه همه شما

+ نوشته شده توسط شیدا در 86/06/06 و ساعت |
توجه انسان ذاتا پر قدرت است و اگر چیز تازه ای وجود داشته باشد ناگهان بیدار و جلب می شود . از طرفی نقطه ضعف ذهن بیگانه این است که نمی تواند برای مدت طولانی بر چیزی متمرکز شود . ذهن بیگانه مایل است مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد .
از این خصیصه ها برای دفع موقتی ذهن استفاده شده و فنونی همچون گوش دادن به صداها ، خیره نگری یا بسط تصاویر تولتک ها یا هم خانواده های شرقی آنان تمرکز و مراقبه بعنوان شیوه های عمدی رسیدن به سکوت درونی ابداع شده اند .
چنین روش هایی بسیار از نحوه زندگی و تفکر مدرن دور هستند و به این جهت خیلی غریب و باصطلاح سرخپوستی به نظر می رسند ولی در عین حال بسیار پر قدرتند و می توان گفت مستقیما به قلب هدف می زنند اما این عیب را نیز دارند که دستیابی به کوچکترین موفقیت در آن ها نیاز به روزها و ماهها تمرین دارد .
موضوع این است که در هنگام چنین تمرین هایی ما در پی نتیجه هستیم و این ذات گفتگوی درونی است . ساحران توصیه می کنند این تمرین ها را صرفا با هدف گذراندن " ساعتی به این حالت " و با اعتقاد واقعی به بیهوده بودن اعمالمان انجام دهیم .
از نظر آنان یک حد آستانه وجود دارد که در هر شخصی سطحی متفاوت دارد . اگر ذخیره سکوت درونی که بصورت پراکنده و بر اثر تمرین انباشته می شود از این سطح بگذرد تداوم دائمی درک دنیا شکسته می شود .
برگرفته از وب لاگ www.digarsoo.blogfa.com
لازم به ذکر است اشتباه ما سخت کردن و پیچیده کردن کار است به طوری که ذهن اول را بیهوده حساس میکنیم 

سوالی بود !بپرسید

+ نوشته شده توسط سپنتا در 86/06/04 و ساعت |

مدتي طولاني ساعتي تفكر:

سلام و درودي دوباره به همه از جمله جادوگران و تمامي كساني كه چشم به صفحات اين وب لاگ ميدوزند.لازم ميدانم اول از جناب شينوبي تشكر كنم به خاطر قالب بسيار زيباي وب لاگ و دوم پوزشي دوباره براي مدتي طولاني غيبت خوب شايداين غيبت صغري(كوچك)من بود و دو غيبت ديگر هم در راه است اما بهتر است از آينده چيزي نگوييم و به همان فلسفه اكتفا كنيم

پس.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سپنتا در 86/06/03 و ساعت |

 

سلام به همه دوستان عزیز

امیدوارم حال همگی خوب باشه

اومدم در مورد گفتگوی یاهو بهتون خبری بدهم

سه شنبه ۶ شهریور ، ساعت ۲۲:۳۰ کنفرانسی در یاهو برگزار خواهد شد که

هدف از برگزاری این کنفرانس آشنایی بازدیدکنندگان با نویسندگان وبلاگ می باشد.

اگر نظری در مورد برگزاری کنفرانس ، ساعت یا روز تعیین شده دارید ، بگویید .

چنانچه تمایل به شرکت در کنفرانس را داشته باشید میتونید

 آی دی  :  Shinobi.Secret@yahoo.com  

را add کنید .

با تشکر  

 

+ نوشته شده توسط شینوبی RH در 86/06/01 و ساعت |